تبليغاتX
پرقدرت ترین شمارنده آمار
PersianTrace.com
ouyan6339

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

سلام به همگي.همونجور كه قول داده بودم ميخوام ماجراي دكتر رفتن مليحه رو براتون تعريف كنم.بعد از اون شب كه ترتيب مليحه رو از جلو دادم ديگه مليحه ول كن نبود و روزي چند بار زنگ ميزد كه چكار كردي بالاخره يه دكتر پيدا كردي كه منو ببري پيشش منم نميتونستم موضوع رو با هر كسي در ميون بذارم و با چند تا از دوستام كه موضوع رو گفتم البته نگفتم كه با خواهر زادم شيطوني كردم بهشون ميگفتم با زيدم سكس كردم و از اين حرفا اونا هم ميگفتن تو كه از جلو كرديش بيار تا ما هم بكنيمش واسه همين منم زياد پيگير موضوع نبودم تا اينكه يكي از دوستام يه دكتر بهم معرفي كرد و گفت آدم مطمئني هستش من هم زنگ زدم مطبش و يه وقت گرفتم خلاصه روز موعود فرا رسيد و من و مليحه چند بار حرفامونو تمرين كرديم تا اگه دكتر چيزي پرسيد حرفامون يكي باشه. ساعت 6 بعد از ظهر رفتيم مطب اما منشي به جاي ما مريضهاي ديگه رو ميفرستاد داخل منم شاكي شدم و به منشي گفتم كه خيلي وقته از نوبت ما گذشته به من جواب داد آقاي دكتر گفتن شما واستيد آخرين نفر. چاره اي نبود بايد صبر ميكرديم .بالاخره ساعت 8 شب كه همه مريضها رفتن نوبت به ما رسيد(حالا نگو اين دوستم ماجراي منو براي دكتره تعريف كرده بود واسه همين دكتر مارو نگه داشت آخر سر) وقتي رفتيم تو دكتره گفت بفرماييد مشكل چيه ؟و مليحه هم طبق نقشه اي كه قبلا كشيده بوديم گفت آقاي دكتر اين نامزدم هستش به من شك داره ميگه قبل از ازدواج بايد ازت مطمئن بشم دكتر گفت خوب چطور ميخواي مطمئن بشي منم گفتم شما معاينش كنيد ببينيد دختره يا نه؟دكتر گفت حالا من از كجا بدونم كه شما با هم نامزديد ؟ شناسنامه با خودتون آورديد؟ من گفتم نه . دكتر بلند شد منو برد يه گوشه و گفت راستشو بگو دوست دخترته؟گفتم نه بابا نامزدمه. گفت من بچه نيستم كه با اين حرفا بشه گولم زد. منم گفتم حقيقتش آره دوست دخترمه.گفت حالا شد يه چيزي. گفت بيرون باش تا من معاينش كنم. منم رفتم بيرون ديدم منشي هم رفته و فقط من موندم و مليحه و دكتر . تقريبا نيم ساعت شد كه ديدم مليحه اومد بيرون و دكتره منو صدا كرد رفتم داخل كه دكتر بهم گفت برو هر چي دوست داري بكنش طرف پرده حلقويه و فقط با زايمان پاره ميشه.برو خوش باش.منم كلي ازش تشكر كردم و اومدم بيرون دست مليحه رو گرفتم و رفتيم طرف خونه از خوشحالي نميدونستم چكار كنم مليحه رو رسوندم در خونشون و خودم رفتم. سه چهار روز بعد رفتم خونشون تا اگه موقعيت مناسب بود باهاش يه حالي بكنم از خواهرم پرسيدم مليحه كجاست؟ گفت تو اتاقشه رفتم در اتاقشو باز كردم ديدم تنهاست رفتم تو و در رو پشت سرم قفل كردم بهش گفتم خوب خيالت راحت شد كه؟گفت آره . گفتم راستي دكتره چطوري معاينه ميكرد ؟ گفت چه عجب بالاخره يادت افتاد كه از اون روز هم بپرسي فكر ميكردم برات مهم نيست. گفتم از خوشحالي اصلا يادم رفته بود خوب حالا تعريف كن.مليحه گفت بعد از اينكه تو رفتي بيرون دكتره گفت لباساتو در بيار منم خجالت ميكشيدم و روم نمنيشد دكتر گفت بالاخره من بايد ببينم اون تو چه خبره يا نه منم با اكراه لباسام رو درآوردم فقط يه تاپ تنم بود با يه شرت گفت رو تخت بخواب منم خوابيدم و دكتر شرتمم در آورد و شروع كرد مثلا معاينه كردن اما اينقدر كسمو دستمالي كرد كه آب كوسم سرازير شد بعد تاپم رو در آورد و كيرشو از تو شلوارش كشيد بيرون منم از بس كه حشري بودم ديگه هيچي نگفتم كيرشو گذاشت در كسم و فشار داد تو تقريبا 1 ربع داشت ميكرد كه آبش اومد و ريخت روي شكمم بعد با دستمال آبشو پاك كرد و گفت بلند شو معاينت تموم شد پردت حلقويه و به اين راحتي پاره نميشه و درباره سكسمون هم به كسي چيزي نگو بعد از اينهم اگه دوست داشتي بيا با هم يه حالي بكنيم منم كه از شنيدن اين حرفا كيرم راست شده بود و داشتم حال كردم ديدم اگه چيزي نگم ضايع ميشه بلند شدم و به مليحه گفتم الان ميرم خوار مادرشو ميگام ديدم مليحه راستي راستي باورش شد دستمو گرفت گفت حالا كه گذشته همون يه دفعه بود ديگه الان بري شر درست كني آبروريزي ميشه بيخيالش شو منم جوري وانمود كردم كه انگار چاره ديگه اي نيست .نشستم رو تخت مليحه و كشيدمش تو بغلم گفت مامان خونس يه موقع شك ميكنه .گفتم آروم و بي سروصدا يه حال كوچولو ميكنيم و ميرم بيرون و شلوار و شورتشو با هم كشيدم پايين كيرمو در آوردم و گذاشتم دم كوسش و كردم تو كوسش و همينطور تلمبه زدم و ازش لب ميگرفتم و سينه هاشو ميماليدم تا اينكه بعد از 5 دقيقه آبم اومد كشيدم بيرون و آبمو ريختم روي كوسش و چند دقيقه هم تو بغلش دراز كشيدم بعد بلند شديم لباسامونو مرتب كرديم و رفتيم بيرون

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

سلام اول از همه يك چيزي بگم كه همه اسم ها رو مستعار انتخاب كردم.اسم من نيلوفره و دانشجوي سال دوم رشته كامپيوتر هستم اين جريان رو كه براتون تعريف ميكنم تابستان سال قبل اتفاق افتاد ( اون موقع من 20 سالم بود ) اونسال وقتي كه امتحان ها تموم شد و معلوم شد كه من از هيچ درسي نيفتادم از اصفهان راه افتادم به طرف خونه (شيراز) اولين كاري كه كردم رفتم حموم بعد از شستن خودم وقتي كه خواستم بيام بيرون يك فكري به ذهنم رسيد و چون خيلي حشري بودم و چند مدتي بود كه خودم رو ارضا نكرده بودم قبول كردم كه اجراش كنم خواهر كوچيكم (كه 6 سال از من كوچيكتره ) رو صدا كردم كه بياد پشتم رو كيسه بكشه غرغر كرد كه به *شهروز*(برادر كوچيكم كه اونم 4 سال از من كوچيكتره) بگو از سر نارضايتي داد زدم:ـمامان ببين اين بي ادب چي ميگه! اونم با صداي گرمي گفت شقايق ببين خواهرت چي مي گه. از صداي كليد كه توي در چرخيد فهميدم كه داره از اتاقش ميآد بيرون سريع رفتم سراغ ژيلت كنار آيينه صداي غرغراي شقايق بيشتر حشريم ميكرد وقتي كه در زد و در رو واسش باز كردم سر جاش خشكش زد آخه قبلا بهش اجازه نداده بودم كه حتي با شرت و سوتين منو ببينه ولي الان لخت لخت جلوش وايساده بودم يك لحظه حس كردم كه شهروز داره زير چشمي منو نگاه مي كنه واسه همين خودمو كشيدم پشت در و گفتم:هوي نره غول خجالت نمي كشي منو ديد ميزني ؟ مامان يك چيزي بهش بگو توهم بيا تو ديگه يخ زدم واسه اينكه شقايق خودش رو ريلكس نشون بده گفت كيسه ات كجاست؟ از لرزش صداش فهميدم كه حول شده گفتم: كيسه واسه چته؟ بيا اينو بگير و ژيلت رو دادم دستش بيا اينحا مي خوام پشمام رو واسم خطي بزني دست خودم ميلرزه خراب ميشه گفت:ولي تو كه گفتي بيام كيست بكشم! گفتم:پس بايد ميگفتم بيا پشمم رو مرتب كنم ژيلت رو بهش دادم و بهش گفتم شلوارت رو در بيار خيس نشه گفت:خيس نميشه خيلي حواسش بود كه دستش رو روي لبه هاي اونجام نزاره وقتي كه داشت موهاي اضافي زير رو ميزد خودم رو رو دستاش مي مالوندم تو همين حال بودم كه ترشحاتم روي دستاش سرازير شد از خجالت سرخ شده بود وقتي دستش رو اورد بالا حسابي لزج شده بود اروم گفت شير اب رو باز كن من دستم كثيفه (راستش خيلي تو اين كارا بي استعداد بود) وقتي كه دستش رو شست از حموم رفت بيرون و من هم بعد از يك دوش گرفتن حولم رو پوشيدم و اومدم بيرون وقتي كه شهروز منو ديد پوزخند معني داري زد و گفت اينو چي كار كردي اينقد رنگ و روش سفيد شده بود گفتم به تو چه پر رو رفتم تو اتاق كه لباس بپوشم كه شقايق پشت كامپيوتر نشسته بود رفتم سروقت كمد لباسام و يك سوتين برداشتم حوله رو از تنم در اوردم رفتم پيشش و اونو بهش دادم گفتم بيا اينو برام ببند يكم روي صندللي جا باز كرد كه بشينم خودم رو از پشت بهش فشار مي دادم ولي اون امتنا ميكرد و خودش رو عقب مي كشيد بعد از اون لباس هام رو پوشيدم و از اتاق رفتم بيرون ديگه گذشت تا فردا شب كه داشتيم سريال ميديديم كه اون دستش تو شرتش بود( كار هميشش بود يعني هر وقت بيكار مي شد يا به چيزي دقت ميكرد همين كار رو ميكرد مامان بهش گفت: دستت رو در بيار اونم گفت اخه ميخاره شهروز بهش نگاه كرد و زير لب جوري كه مامان نشنوه گفت: هميشه ميخاره مگه نه ؟ شقايق جواب نداد و سرخ شد منم از فرصت استفاده كردم و گفتم : بابا شهروز چرا اينقدر تو كارايه ما دخالت مي كنه بهش يك چيزي بگو خلاصه اون شب واسه شهروز به جهنم تبديل شد كه كلي كتك خورد وقتي كه همه خوابيدن يعني همه جز من منم رفتم تو اتاق پشت كامپيوتر نيم نگاهي به شقايق كه رو تختش خوابيده بود انداختم و تو سايت هاي سكسي شروع كردم به گشتن بعد از نيم ساعت احساس كردم يك نفر از پشت بغلم كرده از سينه هاي كوچيكش فهميدم كه شقايقه دستم رو گذاشتم رو دستاش و رو به جلو كشيدمش گفتم چيه؟ مهربون شدي روي پاهم نشست و گفت : تنها تنها چرا صدام نكردي منم سايتاي خوبي بلدم گفتم تا تو اينجايي چرا سايت؟ نخودي ليخندي زد و گفت پس تو تا كامپيوتر رو خاموش ميكني منم حاضر ميشم وقتي كه كامپيوتر رو خاموش كردم به شهواني ترين شكل ممكن ديدم كه لخت روي تخت خوابيده اولين بار بود كه اينجوري ميديدمش سينه هاش كوچيك بودن يكم تپل بود و حسابي كسش پشمالو بود ( تازه فهمبدم كه چرا اينقدر دستش تو شرتشه و ميگه ميخاره ) لباس خواب و شورتمو در اوردم و رفتم كنارش اول همه يك لب ( كه بلد نبود ) ازش گرفتم بعد شروع كردم گردنشو خوردن اونم داشت با موهاي من بازي مي كرد سينه هاش با اينكه كوچيك بود ولي حلاليش قهوهاي بود و قطرش زياد بود شروع كردم به خوردنش آه و نالش بالا گرفت گفتم خره آروم ! بلند ميشنا راستي سوتينم رو باز كن بعد از روش اومدم پايين و اون اومد روي من وقتي كه سوتينم رو باز كرد خودش رو بهم فشار مي داد انگشتش رو با اب دهنش خيس كرد و گذاشت روي سوراخ پشتم و يهو كردش تو گفتم: مثل اينكه زياد فيلم مي بينيها آروم تر بعد 10دقيقه كه انگشتش رو عقب و جلو ميكرد و لاله گوشم رو مي خورد از روم بلند شد و به حالت 69 (دوستاني كه نميدونند حالتيه كه سر من بين پاهاي اونه سره اونم بين پاهاي منه وقتي كسش رو از نزديك ديدم حسابي حشري شدم كسش كوچيك و ناز بود و گوشتاي اضافيش از بين لبه هاش بيرون زده بود آروم شروع كردم به ليس زدنش با انگستام لبه هاش رو باز كردم و بلوكش (چوچول) رو با زبونم بازي ميدادم از اين كارم حسابي خوشش اومده بود چون خودش رو خيلي بهم مي چسبوند اين كار رو به صورت حرفه اي انجام ميدادم ولي اون خيلي ناشي بود و كسم رو توي دهنش گرفته بود و با ولع مي خورد و حتي چند بار هم گازش گرفت چند دقيقه اي همين طوري گذشت كه گفت ميخوام پستونات رو بخورم بر خلاف بقيه كاراش اين كارش رو خيلي بلد بود منم با دست كسش رو بازي ميدادم كه از صداهاش ونفس نفس زدناش و خودش رو به من فشار ميداد فهميدم داره ارضا ميشه از رو خودم بلندش كردم و با زبون كسش رو نوازش كردم كه يدفه ترشحاتش پخش شد توي صورتم وقتي برگشت و منو ديد از خجالت چشماش رو بست منهم كه از بوش حالم داشت بهم ميخورد رفتم و با دستمال كاغذي صورتم رو پاك كردم و دو زانو رفتم روي سرش و كسم رو فشار دادم روي دهنش كه فهميد و شروع به خوردن كرد واسه خودم خيلي عجيب بود كه چرا دير دارم ارضا ميشم بلند شدم و كونم رو كردم طرفش كه اون با انگشت افتاد جونش و بلاخره منو ارضا كرد بعد بلند شد و لباساش رو پوشيد منم كه حال نداشتم فقط دامنمو پوشيدم و رفتم روي تختم و اونم اومد روي تخت من و تا صبح توي بغلم خوابيد صبح با صداي التماس هاي شقايق از خواب پريدم پتو به طور كامل از روم رفته بود كنار يكم كه دقيقتر شدم ديدم كه شهروز تو اتاقمونه و شقايق پاهاش رو گرفته و نميزاره از جاش تكون بخوره شقايق كه بغضش تركيده بود گفت نيلو بيا راضيش كن نره به كسي چيزي بگه از جام بلند شدم و به شقايق گفتم ولش كن يدفعه يادم افتاد كه فقط دامن پامه و همه چيز رو خراب كردم شهروز كه به نظر ميرسيد ميخواد انتقام ديشب رو بگيره به سينه هاام نگاهي انداخت گفت: همديگه رو كبود كردين حالا ميخواي به كسي نگم؟ پس بايد با منم آش آش كني! با تموم قدرتم دوتا زدم تو گوشش خواست كه بره بيرون بازوش رو گرفتم و گفتم من همه چيز رو مي دونم يعني شيوا همه چيز رو بهم گفته ( شيوا دوست دبيرستانيم بود كه با شهروز دوست شده بود و وقتي كه شهروز تقاضاي سكس ازش كرده بود باهاش قهر كرده بود ) با شنيدن اسم شيوا سرجاش خشكش زد گفتم اگه زيپ دهنت رو نكشي منم لوت ميدم حالا گم شو بيرون. اون رفت بيرون و به هيچ كس چيزي نگفت وقتي چشمم به شقايق افتاد كه دار گريه ميكنه بلندش كردم و رو تخت گذاشنمش و در رو قفل كردم سرش رو تو سينم فشردم و دلداريش دادم ميدونستم كه وقتي كه برم شقايق از پس شهروز بر نمياد و پودش هم از همين ميترسيد اون روز وقتي كه بابا از سر كار اومد رفتم پيشش و ازش خواستم كه شقايق رو تو يكي از دبيرستان هاي اصفهان ثبت نام كنه و بياد خونه من (چون من دانشگاه آزاد مي رفتم با يكي از دوستام خونه اجاره كرده بودم ) گفتم كه خودم هم مواظب رفت و آمدش هستم و تو درساش كمكش ميكنم خلاصه با كلي چونه زدن پدررو مادرم قبول كردن و قرار شد كه شقايق از دوم دبيرستان به بعد پيش من بمونه خودش هم از شنيدن اين خبر كلي خوشحال شد خلاصه اون سال 3 نفري( من و شقايق ودوستم ) يك خونه نزديك دبيرستان شقايق كرايه كرديم اول دوستم ناراحت شد و فكر كرد كه ديگه نمي تونيم با هم لز داشته باشيم ولي وقتي جريان رو فهميد خيلي خوشحال شد و شقايق رشته نقشه كشي معماري رو انتخاب كرده بود ميترا (هم خونه ايمون) كه اين رشته رو توي دانشگاه مي خوند ميتونست كه بهش كمك كنه شقايق هم خيلي زود با اون صميمي شد و از اون به بعد هر شب سه تايي با هم لز داريم




برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

اول اینو بگم که این سرگذشتی رو که می خونیدداستان نیست همش هم سکسی نیست .... این یه سرگذشت واقعیه از ساده لوح بودن یهدختر 14-15 ساله ....اولین باری که دیدمش از پنجره سرویسمون بود .. اون موقع دوم راهنمایی بودم ..کسایی که با یه نگاه عاشق شدن حرف منو خوب میفهمن ..فقط با یه نگاه .. یه نگاه اونم تو یه ثانیه عاشقش شدم ... به چشم من قشنگ ترینپسر دنیا بود .. اما دوستام فقط بهم خندیدن ... اونو یه پسر سیاه چشم چرون دیدنکه نه تنها هیچ قشنگی نداره حتی ارزش نگاه کردن هم نداره ... اینو با تماموجودم بهش رسیدم که عشق آدمو کور میکنه ... بعد دیدنش کاره من فقط شده بود بهاون فکر کردن ... روزی که دیدمش دمه سوپر واستاده بود که بعدنا فهمیدم سوپرباباشه ... سرویسمون هر روز از اون مسیر میگذشت . کاره منم شده بود دید زدن اون... مغازشون یه چهارراه با خونه ما فاصله داشت ... با اینکه مدرسه من زیاد دورنبود اما سرویس داشتم ... بابام یه فرهنگی بازنشسته بود و به قول خودش ترجیحمیداد هزینه سرویس هم روی هزینه های دیگش باشه اما مطمِین باشه که دختر تهتغاریش بدون اذیت و سختی تو این جامعه خراب رفت امد می کنه ....یه مدتی که گذشت تصمیم گرفتم هر جوری که شده از جلوی مغازش رد بشم یا حتی ازشیه چیزی هم بخرم ... به هر نحوی که میشد مامان یا خواهرمو راضی میکردم که منوببرن تا چهارراه ... نیمیدونید چه حالی پیدا میکردم حس میکردم الانه که قلبمکنده بشه ... جرات نمیکردم حتی مثل ادم بهش نگاه کنم ... شاید تو نظر اون خیلیخنده دار بود ... یه دختر 14 ساله که واسه اولین بار عاشق شده .. نه اصلامیدونه سکس چیه و نه تا حالا تو عمرش تجربه دوستی با یه پسرو داشته... اون قدررفت امدمو زیاد کردم تا بالاخره فهمید که یکی هست که واسه دیدن اون تا اونجا مییاد ... یه مدت گذشت .. من حتی نمیدونستم که اسمش چیه یا اصلن چند سالشه ...بهش می گفتیم سوپریه .. اولای ماه رمضون بود که مدرسمون کلاس دوره کردن قران روگذاشت ... چون ساعتش 2 ساعت بعد مدرسه بود دیگه سرویسی در کار نبود ... قرار شدخودم بر گردم .. اونم به خاطر این که بابا چون مدرسه شاهد بودن خودشون تا ساعت2 کلاس داشتنو نمیتونست دنبال من بیاد ... ساعت حدود 1:30 بود که کلاسمون تمومشد ... نمیدونم خودمو چه طوری رسوندم دمه مغازش ... دمه در واستاده بود ...اینم بگم که با این که واسه دیدنش له له میزدم اما اون قدر شرم داشتم که وقتیمیدیدمش جرات نگاه کردن تو چشماشو پیدا نمیکردم ... اومدم برم تو کوچه که یهوگفت منم باهات بیام .. لال شده بودم پاهام اصلن تکون نمیخورد انگار پاهام بهزمین چسبیده بود ... به سختی اومدم تو کوچه .. دنبالم اومد ... همپای من شروعکرد به اومدن .. اصلا نمیشنیدم چی میگه .. تو یه دنیای دیگه بودم ... اون روزتازه فهمیدم که اسمش مجتباس 19 سالشه و تو سوپر باباش کار میکنه ...قرار فردا رو هم تو همین ساعت گذاشتو رفت ... نمیدونم خودمو چه طور رسوندم خونه.5 دی بود .. دیماه ساله 79 ... فردا هم دیدمش فردا و فرداهای دیگه تا چشم بازکردم دیدم با هم دوست شدیمو اگه یه روز باهاش صحبت نکنم روزم شب نمیشه ...دیوانه وار دوسش داشتم یه چیزی بالاتر از عاشقی ... از همون اول دوستی سعی کردبا من راحت باشه .. اولش از فحش دادن شروع کرد .. اول فحشای با تربیتی بعد کمکم رسید به خواهرو مادرو برو تا بالا ... طوری شده بود که پشت تلفن صد بار منومیکرد .... شاید باورتون نشه .. اما من اصلا از بعضی حرفاش سر در نمیوردم ...وقتی هم شروع میکرد به قول خودش سکسی صحبت کردن من نتنها هیچ حس لذتی بهم دستنمیداد حتی بعضی وقتا از حرفایی که میگفت حالت تهوع بهم دست میداد ...با این کهتو مدتی که باهاش تلفنی صحبت میکردم همش در مورد سکس صحبت میکرد اما هیچ وقت ازدستش دلخور نمیشدم انقدر کور شده بودم که حتی نمی فهمیدم قصدش از این کارا چیه... یه مدت همین طوری گذشت ... نمیدونم سر چی شرط بسته بودیم .. اما هر چی بودمن باختم .. اول شرطمون سر یه بستنی بود اما اون زد زیرشو گفت باید لب بدی ...از اون اصرارو از من انکار تا بلاخره به بهانه اینکه باهات قهر میکنمو این جورچیزا راضیم کرد ... چند وقت بود که کلاس زبان اسم نوشته بودم .. ساعتش یه ربعبه چهار تا پنج و نیم بود ... من باید سه و ربع از خونه میرفتم بیرون .. دقیقااوج خواب بودن مامان اینا ... راضی شدن که با اتوبوس خودم برم .. ایکاش هیچ وقتراضی نمیشدن ... وقتی فهمید که میتونه منو بیرون گیر بیاره خیلی ذوق کرد ..اینو هم بگم که من تو ابن مدت دوستیم هیچ وقت بیرون باهاش نرفتم .. فقط تو مسیرمدرسه اونم با سرویس یا اگه تا چهارراه میرفتم که اونجا هم تنها نبودم ... اونروز کلاس داشتم .. چون اون ساعتی که میرفتم بیرون مامان اینا خواب بودن .. اگه15 دقیقه هم زود تر میرفتم هیچکس نمیفهمید ... 15 دقیقه زود تر زدم بیرون ..خودمو رسوندم به مغازش .. انگار دنیا رو بهم داده بودن .. دیدنش بعد چند وقت... هنوز بهم سلام نکرده بودیم که گفت : یادته که شرطو باختی ... وا رفتم ..اما خر تر از اون بودم که بفهمم اون منو فقط واسه سکس میخاد ... بیرونو یهنگاهی کردو اومد طرم دستاشو دور بازوهام گذاشتو صورتشو جلو اورد .. کپ کردهبودم لبام بسته بود .. اصلا بلد نبودم لب بدم .. لباشو به لبام چسبوند لبامو یهخورده مکیدو یه هو عصبانی گفت لباتو باز کن دیگه ... اصلا نمیدونستم باید چیکاربکنم .. لباشو از رو لبام برداشتو شروع کرد بهم خندیدن .. گفت : پس لب دادنمبلد نیستی .. اوستات میکنم ! ...وقتی خودشو بهم نزدیک میکرد هیچ حسی نداشتم حتی چندشم میشد .. اما از حالتایاون میشد فهمید که یه جورایی لذت میبره ...اون روز گذشت اما از اون روز به بعد شروع دردسرای من بود .. دیگه ول کن نبودچون کلاسام روز در میون بود میدیدمش .. ازم لب میخاست .. انقدر بهش لب دادهبودم که دیگه به قول خودش استاد شده بودم ... هیچ احساسی نداشتم شاید میشد کهنیم ساعت فقط لباش رو لبام بود اما دریغ از یه احساس لذت ... دیگه انقدر جریتپیدا کرده بودم که تا پنج دقیقه مونده به کلاسم تو مغازش میموندم و مو قع رفتنواسم ماشین میگرفت ... انقدر کور شده بودم که حاضر بودم هر کاری مبخاد باهامبکنه اما باهام دوست باشه ... من دنبال حس کردن روحش بودمو اون دنبال بدستاوردن جسم من .. من دنبال یه لحظه دیدنش و اون دنبال یه لحظه دستمالی کردن من... یه مدت که گذشت شروع کرد به بهانه گیری .. میگفت این جوری که نمیشه ..یه لبخشک و خالی که حال نمیده ... از سری بعد هم منو میبرد پشت یخچال مغازه به بهانهاین که یه وقت کسی نبینت .. اولین باری که دستشو طرف سینه هام برد با برخوردشدید من روبرو شد .. اما به قول خودش پروتر از این حرفا بود ... اینم بگم که مناگه بهش چیزی نمیگفتم یا اعتراضی نمیکردم فقط به خاطر این بود که دوسش داشتم .نمیخاستم از دستش بدم .. میدونستم که 1000 تا دوست دختر داره . میدونستم که باچندین نفر سکس داره .. میدونستم که عرق میخوره .. همه اینا رو بهم میگفت اما مناونو با همه این کاراش قبول داشتم ... انقدر دوسش داشتم که حتی وقتی ازش واسههمیشه جدا شدم هر وقت گذری میدیدمش بازم قلبم میلرزیدو ته دلم خالی میشد ....دفعه بعد که رفتم مغازش به زور سینمو تو دستش گرفت ... شروع کرد به مالوندن امادریغ از یه ذره احساس لذت بردن من ... گریم گرفته بود .. اون خودش تو یه حالوهوای دیگه بود اما من ....دفعه بعد در کمال پرویی بدون اینکه به اعتراضای من توجه کنه دکمه های مانتوموباز کرد و شروع کرد به خوردن سینه هام... خدا میدونه فقط به خاطر اینکه از دستمناراحت نشه هیچی بهش نمیگفتم ... تو خیال خودم واسه اینکه خودمو قانع کنممیگفتم که ما که بالاخره یه روزی با هم ازدواج میکنیم پس چه اشکالی داره ...بزار راحت باشه .. !! اینم بگم که تو این مدت دوستی حتی یه بار هم به من نگفتکه دوسم داره .. حتی یه بار که به زور ازش پرسیدم گفت که دوسم داره اما عاشقمنیست .. من خر بودم احمق بودم با این که میدونستم دوستیمون هیچ فایده ای ندارهکه هیچ تمام واسه من ضرره چه مالی چه عاطفی اما باهاش دوست بودم .. حتی بعضیوقتا یه کارایی میکرد که هر کس دیگه اگه جای من بود یا اگه من اون مهتاب الانبودم بیخیالش میشدم که هیچ دهنشو هم سرویس میکردم .. زنگ میزدم بهش اگه حالنداشت صحبت کنه تلفنو قطع میکرد ... !! خورد شدن تا چه قدر ...چند روز بعد که رفتم دم مغازه سریع اومد جلو گفت خونه دوستم که همین پشت خالیهبیا بریم اونجا چون امروز داداشم مییاد دم مغازه نمیخام تو رو ببینه ... بااینکه راضی نبودم اما به خاطر اون رفتم ... دوستش تو پذیرایی نشسته بود فیلمنگاه میکرد .. منو برد تو اتاق .. سه سوت مانتو مو در اورد سینه هامو میمالیدمیخورد لب میگرفت .. سینه هامو گاز میگرفت .. دستش همه جا کار میکرد لای پامپشتم همه جا ... میخاست شلوارمو در یاره که نذاشتم .. قبول کرد که این کارونکنه اما گفت به پشت بخواب .. بعد خودشم خوابید روم شروع کرد به مالوندن کیرشبه کونم ... با اینکه از رو لباس بود اما صدای اه و اوهش بلند شده بود ...باورتون نمیشه اما من حتی نمیدونستم اسم اون چیزی که تو شرتشه کیره ... دستشوگذاشت رو کسم به زور مجبورش کردم برداره دوباره گذاشت دوباره دستشو پس زدم ..دستمو گرفت گذاشت رو کیرش .. یه هو احساس حالت تهوع بهم دست داد یه چیز درازهگنده زیر دستم بود .. دستمو کشیدمو زدم زیر گریه ... دستشو از رو دستم برداشتوبا یه حرکت سریع یه هو شلوارمو کشید پایین ... سریع خودمو جمع کردم .. پایینودیده بود .. گفت دفعه بعد که اومدی دم مغازه یادم بنداز یه تیغ بهت بدم ... !!!اون روز خودمو هر طور که شد از دستش نجات دادم ... ازش متنفر شده بودم ... تماموجودمو نفرت پر کرده بود ... واقعا راسته که میگن فاصله عشق و نفرت از یه تارمو کمتره ... نفرتم وقتی به اوج رسید که یه روز بهش خیلی گله کردم گفتم کهنمیخام باهاش سکس داشته باشم .. گفتم که چرا این کارا رو با من میکنی اما تنهاجوابی که به من داد این بود : خودت خواستی من که به زور نکردم ...دلم میخاست خفش کنم .. یعنی این جواب من بود .. جواب دوست داشتن من ؟ گناه منچی بود .. فقط عاشقش بودم اونم یک طرفه و چشمو گوش بسته !! ... تلفنو قطع کردم.. دیگه هم بهش زنگ نزدم ... نمیدونید چی کشیدم ... یه سال طول کشید تا تونستمفراموشش کنم ..ضرر مالی هیچی اما ضربه روحی که خوردم هنوزم که هنوزه اثرش مونده .. الان 19سالمه .. دیگه اون مهتاب 14 ساله نیستم که عقلم به هیچی نرسه و زود خر بشم ...اون همه چیمو ازم گرفت .. اعتماد کردنو دوست داشتنو .. کاری کرد که از هر چیمرده هر چی مذکره متنفر بشم ... بعد چند وقت خیلی دنبالم اومد .. اون ادمی کهحتی ننگش میکرد زود تر به من سلام کنه ازم معذرت خواهی میکرد .. اما دیگه بادیدنش دلم نمیلرزید .. دیگه دوسش نداشتم ... حتی حاضر بودم که بمیره ... هنوزمکه هنوزه واسم پیغام میفرسته ... من هیچ وقت نمیبخشمش واگذارش کردم به خدا ...میدونم که خدا خودش انتقام منو ازش میگیره ... من خر بودم من احمق بودم .. یهدختره چهارده ساله خام .. اما اون که دید من چه طوریم ... دید که من بچم ..چرااین کارو با من کرد .... ؟ ..بعد اون ماجرا تا الان با هیچ کس دوست نشدم ... نه که پیشنهاد نداشته باشم ..نه .. از خودم تعریف نمیکنم اما میگن که چهره قشنگی دارم .. یه دختر مو مشکی باچشای تقریبا عسلی ... خیلی ها دنبالم بودن اما من از همشون متنفرم .. به هرپسری که نگاه میکنم قیافه لجن اون و کاراش جلوم میاد .. بگید چیکار کنم ...کمکم کنید ...انو هم بگم که عشقی که بخاد با یه نگاه شروع بشه بهتره که نشه ..عشق مثل شرابه باید کم کم جا بیفته .. عشق با یه نگاه عشق واقعی نیست .. اونعشقی محکم و پا برجاست که دو طرفه باشه

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

زن آرام در را باز مي کند .مرد وارد مي شود و بعد از اينکه پشت سرش را نگاه مي کند در را مي بندد .زن خود را در آغوش مرد مي افکند و پستانهاي درشتش را به سينه ستبر او مي فشارد .مرد لبانش را به انحناي گردن زن مي چسباند و شهوتناک او را مي بود .زن زير لب ناله اي از لذت سر مي دهد ..- دير که نيومدم ؟- نه به موقع اومدي ...مرد به پستان هاي درشت زن خيره مي شود و دستان خود را بر بر اندام زن مي کشد .- چه خوشگل شدي .زن هوسناک با چشمان پر از نياز به چشم هاي سياه مرد خيره مي شود .- همش مال خودته ...مرد مي خندد و زن را در آغوش کشيده و به داخل اتاق مي برد .زن احساس تب آلودي دارد .مرد بي تاب از هجوم احساسات شهواني زن را بر زمين مي گذارد و لباس خود را در مي آورد .زن مطيعانه بر زمين دراز مي کشد و انگشتان پاي خود را بر انحناي ساق هاي کشيده اش مي کشد .مرد صورت زن را در ميان دست هايش مي گيرد و لبان او را در دهانش فرو مي کند .زن دستان خود را دور کمر مرد حلقه مي کند و خود را به او مي فشارد .زبان مرد لب هاي بسته زن را مي گشايد و زبان زن را به خود مي کشاند .براي چند لحظه مرد به عقب مي رود .- مطمئني امشب نمياد ؟- آره ... امشب شيفتشه ... مطمئنم نمياد ...و زن سوزان از نياز شهوت اندامش را به دستان قوي مرد مي سپارد .مرد دکمه هاي لباس زن را باز مي کند و به صورت او لبخند مي زند .- خيلي دلم برات تنگ شده بود .زن که رخوتناک و مستانه بر زمين دراز کشيده و گشودن لباسش را نظاره مي کند لبخند مي زند .- من خيلي بيشتر ... من مال توام رضا ... مال خودخودتم .مرد مي خندد و لباس زن را به گوشه اي مي اندازد .پستان هاي زن لغزان بر روي سينه اش مرد را به شدت تحريک مي کند .لب هاي مرد بر سرخي سينه هاي زن فرود مي آيد و زن سر مرد را همچون کودکي که شير مي مکد بر سينه اش مي فشارد .- آه ..مرد پستان هاي زن را مي مکد و آرام گاز مي گيرد و زن پاهاي خود را بر هم مي فشارد .مرد آرام به پايين تر مي رود و شکم زن را غرق بوسه مي کند .پايين تر و پايين تر ..مرد دامن زن را به پايين مي کشد و لب هايش را به حرارت سوزان ميان پاي اومي چسباند .زن از شدت لذت مي خندد .مرد ران هاي زن را ليس مي زند و زن دچار رعشه هاي لذت بار مي شود .مرد دستان زن را باز مي کند و سينه اش را به سينه او مي چسباند .زن با نگاه هاي خيره به چشمان مرد او را به خود دعوت مي کند .مرد آلتش را فرو مي برد و زن ناله هاي شهوتناکي سر مي دهد .مرد نفسش را حبس مي کند و دانه هاي درشت عرقش را به گونه هاي زن مي چکاند .زن در کش و قوسي مار گونه پاهايش را دور کمر مرد قفل مي کند و او را بيشتر به خود م




برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

ببينيد من هميشه دوست داشتم قبل از سكس - براي بيشتر تحريك شدن فيلم پورنو نگاه كنم - مخصوصا با شريك سكسيم - (چه همسر چه دوست دختر) ولي همسرم هيچ وقت با من همراهي نداشت و طوري وانمود ميكرد كه گويا اصلا از سكس شرعي و عرفي با همسرش هم زياد دل خوشي نداره و صرفا به خاطر من و شايد هم انجام وظيفه زناشويي تن به سكس با من ميده.به اين ترتيب خيلي به ندرت و زماني كه يه كمي حشريش كرده بودم با من فيلم سوپر نگاه كرده بود ولي فقط سكس هاي عادي رو. يعني اگه به همجنس بازي زنها ميرسيد يهو از حالت سكسي خارج ميشد و ميگفت اين كثافت كاريها رو بزن بره منم كه حقيقتا يكي از فانتزيهاي ذهنيم و ايده آل هام ديدن همجنس بازي دو تا زن از نزديك بود - حتي تو فيلمهاي سوپر از ديدن لزبين ها بيش از سكس هاي معمولي تحريك ميشدم- الهه هميشه تو اين جور موارد ضد حال بود ميدونين واسه امتحان الهه يه بار بهش گفتم الهه ديشب خواب ديدم با سارا (دختر دايي زيبا و لوند همسرم) داري همجنس بازي ميكني يهو خيلي آشفته شد - و مني كه بعضي وقتها با خيال همجنس بازي همسرم با زيبا روي ديگر خودم رو تحريك ميكردم - از اين آشفتگي برام مسجل شد بي نهايت از همجنس بازي بدش ميادو منزجره

تا روزي كه گفت دوست جديدي به نام تينا پيدا كرده كه از مشتري هاي آرايشگاهشه و وقتي عكسهاي عروسي ما رو ديده به همسرم گفته حيف تو كه با اين (منو گفته) ازدواج كردي و شوهرت اصلا بهت نمياد و تو خيلي ازش سر تري ( البته همه اينها رو الهه به من گفت) - و الهه هم گفت ساسان منم جوابشو دادم ولي راستشو بخواين حس كردم يه جورايي دچار غرور شده و خودش رو گرفته - از تعريف تينا خودش رو گم كرده - مثلا هميشه تو سكس هامون واسم ساك ميزد ديگه بازي در مياره و به نوعي مثل قبل به من حال نميده حدس زدم همه اين آتيشا داره از تو کوره تينا بلند ميشه - شروع كردم به صورت غير مستقيم از تينا پرسيم - فهميدم از همسرش طلاق گرفته و 29 سالشه و تو باشگاه محلمون مربي آيربيكه و خانواده درست و حسابي هم نداره - مادر ناتني و اينكه تينا رو تو 15 سالگي مجبور به ازدواج كردن - و تنها داره زندگي ميكنه و خونه مجردي داره يه حسي به من گفت شيرازه زندگيم در خطره و بايد بيشتر حواسم رو جمع كنم تا اينكه يه روزي كه من وقت دندونپزشكي داشتم و قرار بود ديرتر سر كارم (كه پيش پدرم تو كارخونش - توليدي گرده هاي آْلومينيومي براي ظرفهاي تفلون- هستم) برم - الهه از من خواهش كرد زودتر برم از خونه بيرون - تعجب كردم گفتن چرا؟گفت تينا قرار بياد آرايشگاه (در ضمن يكي از اتاق خواب ها رو الهه كرده آرايشگاه) گفتم خوب بياد - گفت ميخواد اپيلاسيون كنه - منم با شيطنت پرسيدم همه تنش رو؟ (البته چون ميدونستم الهه از اين كارا نميكنه نهايت فقط دست و پا روانجام ميده)الهه هم گفت آره همه تنش رو - چون با هم صميمي هستيم و اونم خواهش كرده - منم قبول كردم حالا زودتر برو كه تو رو ببينه معذب ميشه - منم با بيميلي و يه طوري كه سرش منت بذارم (چون منو از نعمت ساك زدن كيرم توسط همسرم محروم كرده بود) گفتم باشه ولي اين جور مشتري ها و رفيق ها رو آدم نداشته باشه به نفعشه - الهه هم با شيطنت گفت چيه چون گفته خوش قيافه نيستي ازش دلخوري؟منم بهش گفتم : منم صد تا رفيق دارم كه ميگن من از تو سر ترم- حالا منم بيام واسه تو قيافه بگيرم؟ يا اصلا چه دليلي داره كه بخواي اين حرفا رو مطرح كني؟ تو همين حين آيفون زنگ زد - گفتم بيا اينم همونيه كه ريده به زندگي مون- اومدم بيرون در محكم پشتم كوبيدم - موقع پايين اومدن ديدم تينا داره مياد بالا - يه نگاه كشداري به هم كرديم و سلام كرد - منم بدون جواب از كنارش رد شدم - ولي نگاهش آنچنان گيرا بود كه من تو يه لحظه تو ذهنم باهاش تا تو رختخواب هم رفتم - تو يه لحظه فكر اينكه تينا اومده كس شو مومك بندازه- كلافم كرد- تصور كس مو دارش يا كس بي موش يه لحظه رهام نميكرد تو همين فكرا بودم كه الهه در و باز كرد و از بالاي راه پله ها پايين نگاه كرد ببينه من اونجا هستم يا نه؟ احتمالا زاغ سياه منو چوب زده بود و ديده بود كه من از در ساختمون بيرون نرفتم - بعدا به من گفت فكر كردم واستادي بياي بالا جلوي تينا به من چيزي بگي من ضايع شم- به تينا هم بر بخوره و بره پي كارش-ولي تو يه لحظه ديدن اپيلاسيون كس تينا بزرگترين هدف زندگي من تو اون لحظه شده بود - و اين فكر سمج ولم نميكرد كه صورت به اين زيبايي و گيرايي ببين عورتش چيه؟ و دائم اين آيه شريفه رو زمزمه ميكردم كه: كس كسه بي مو ، با آب ليمو گفتم تا كار و شروع نكرده به بهانه اي برم بالا و كليد رو ذره اي از تو مغزي خارج كنم تا بتونم از بيرون با كليد خودم در و باز كنم شايد بتونم به آرزوي بزرگ اون لحظم جامه عمل بپوشونم دويدم بالا در زدم الهه در و با اخم و سردي باز كرد- گفت چيه؟(با حالت عصباني)منم خودم رو زدم به غد بازي گفتم اگه دوست محترمتون تو هال نيستن ميخوام برم از تو كشو پول بردارم - پول تو جيبم كمه-اونم با سردي گفت واسا الان خودم ميارم – همينكه رفت آروم كليد رو به اندازه دو سه ميليمتر از مغزي خارج كردم - به اميد اينكه شايد بتونم صحنه نابي از كس تينا رو شكار كنم - و به آرزوي بزرگ اون لحظم برسم(ميدونين آدمها در موقع عصبانيت و شهوت تصميماتي ميگيرن كه تو حالت عادي به قدري ملاحظات هست كه انسان حتي بهشون فكر نميكنه- حالا يكي نيست به من بگه بابا كس كسه ديگه چه كسه الهه كه هر روز زيارتش ميكني چه كسه تينا كه اينطوري در حسرت ديدارش ميسوزي از خود بيخود شدي!الهه با يه دسته پونصدي برگشت - منم گرفتم و از پله ها پايين اومدم و از درب حياط هم خارج شدم و متوجه بودم انگار الهه داره از پشت پنجره رفتن منو چك ميكنهيه چند دقيقه اي صبر كردم تا الهه خيالش از رفتن من راحت شه - ديگه دندونپزشكي تخمم هم نبود - فقط فكر كس تينا بود كه برام آروم و قرار نذاشته بود - با سلام و صلوات اومدم و در حياط رو باز كردم - و اومدم بالا پشت درب منزل - گوشام رو تيز كردم - ديدم صداي موهومي از داخل به گوش ميرسه - ولي قابل فهم نبود - منم مستاصل نشستم رو پله ها - با خودم گفتم چي كار كنم؟ فكر كسه تينا( در حين اپيلاسيون) ديوونم كرده ! وقت دندونپزشكي رو چيكار كنم؟ - خلاصه با اكثريت آرا به اين نتيجه رسيدم برگشتن به منزل حماقت محضه و احتمالا چيزي هم نصيب كيرم نميشه - به قول شاعر: دست بردم به ابول ديدم شده چوب طغور - گفتم يه راه كف دستيه رو بريم فكرمون آزاد شه ؟ چون طبقه آخر هستيم خيالم از اينكه كسي منو ببينه راحت بود القصه - گرفتم دستمو و لحظه هاي اپيلاسيون كس تينا رو با جزييات كامل به تصوير كشيدم - كه مثلا من كليد انداختم تو در و رفتم تو و الهه و تينا هم كه حشري شده بودن - الهه از لمس كردن كس تينا و تينا از لمس كردن كسش توسط الهه - همين كه منو ديدن اومدن سراغم - تينا كمربندم رو باز كرد - كيرم رو در اورد گذاشت تو دهنش و د بخور - چون وقتم كم بود ديگه زود ميخواستم تو ذهنم بكنمش برم برسم به دندونپزشكي - ( مي دونين تصورات سكسي واسه جلق زدن انقدر بعضياش احمقانه ست كه فقط به درد كف دستي ميخوره و بس) آقا افتادم رو تينا و گذاشتم نو كسش ( حالا انگار الهه اونجا برگ چغندره - اصلا الهه كيرمم نيست) داشتم تو ذهنم جلو عقب تينا يكي ميكردم كه.....- يهو صداي جيغ هاي كوتاه و شيطنت آميز از داخل خونمون به گوشم رسيد - كه حس كردم دارن دنباله هم ميكنن - منم كه فكرم دنبال كس و كون وسكس بود هيچ فكري به ذهنم نيومد جز اينه حتما قضيه سكسيهتو دلم گفتم جووووووون_ همونجا سجده شكر به جا آوردم - كه انگار دارم به آرزوم ميرسم..........(گوشم رو تيز كردمو منتظر موندم - صدا بعد از مدتي قطع شد - همينطور داشتم با خودم كلنجار ميرفتم - كه خدايا چي كار كنم ؟- برم تو؟ - نكنه اون چيزي كه من فكر ميكردم نباشه؟ - ولي حشر چنان قالب شده بود كه اگه نمي رفتم تو ، مطمئن بودم كه تا آخر عمر حسرت مي خورم- با تمام حشري كه كس تينا برام به وجود آورده بود ، بازم يه ملاحظاتي نميذاشت بي پروا عمل كنم - اگه ميرفتم تو و الهه ديوونه بازي در ميورد؟ اگه تينا جيغ و داد ميكرد؟ و خيلي اگه هاي ديگه ولي........ - ولي مطمئن بودم اون تو يه خبر هايي هست - ولي ممكن بود با اين كار زندگيم از هم بپاشه - دل رو به دريا زدمو ........ خودم رو واسه عمليات استشهادي آماده كردم - (به هر حال ممكن بود تو اين راه به مقام رفيع شهادت نايل بشم .........) شهادتين رو بر زبان جاري كردمو- با رمز مبارك و مقدس يا باب الحوائج - عمليات رو آغاز كردم كليد رو با احتياط كامل وارد مغزي كردمو - آروم چرخوندم - در قفل نبود فقط بسته بود - تقريبا بدون صدا در باز شد - نفسم تو سينم حبس شده بود - خدا خدا ميكردم تيرم به سنگ نخوره - وارد خونه شدم - كسي تو هال نبود - اومدم پشت در آرايشگاه ( همون اتاق خواب وسطي) - گوشم رو چسبوندم به در - خبري نبود - از سوراخ كليد نگاه كردم همينطور - بازم خبري نبود - يه لحظه به خودم اومدم و خواستم اگر ديده شدم ( كه قطعا ديده ميشدم ) ورودم عادي به نظر بياد - فقط اونقدر حول بودم كه حتي نمي تونستم درست فكر كنم و يه دروغ واسه برگشتنم بسازم - مخم كاملا از كار افتاده بود - رفتم به سمت اتاق خوابمون - همينكه در و باز كردم - در دم خشكم زد - الهه روي تخت به صورت طاقباز خوابيده بود و تينا تو لاپاش بود - سرش لاي كسه الهه بود - ولي تنها چيزي كه سريعا توجه منو جلب كرد - كسه خوش استيل و مو دار تينا بود - كه به صورت چهار دست و پا خم شده بود - و كس استخونيش تو بين لاپاش جلب توجه ميكرد - نميتونستم چشم از روش بردارم - البته همه اينها در كسري از ثانيه اتفاق افتاد تينا يهو مثل برق گرفته ها كسو كونشو جمع كرد - الهه هم كه سكس از سرش پريده بود با پررويي گفت تو اينجا چه غلطي ميكني؟ منم با خونسردي رو كردم به تينا گفتم انگار شما داشتين كسه الهه رو اپيلاسيون ميكردين؟ الهه گفت برو گم شو بيرون - منم يهو قاطي كردم - گفتم بي پدر - تو حين هرزگي مچت رو گرفتم دوقورت و نيمت هم باقيه؟ لاشي تينا به سرعت لباساشو پوشيد و خواست بره كه من دستم رو اوردم جلوش گفتم تشريف داشته باشين - باهاتون كار دارم - با عصبانيت دستم رو كنار زد و رد شد - منم همچين هولش دادم كه محكم خورد به در اتاق خواب - يهو با صداي بلند، آخي گفت كه همراه با گريه بود ( يه لحظه دلم سوخت

000000000000

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

براش )گفتم حرومزاده يه بار ديگه ببينمت مادر تو به عزات ميشونم ها - با گريه در وا كرد و به سرعت خارج شد كه الهه هم با بي شرمي اومد جلو ( همينطور كون برهنه) گفت كثافت چيكارش داري؟ منم كه كيرم رو صابون زده بودم واسه كسه تينا - با اين پيش آمد شديدا عصبي شده بودم - يهو الهه خواست به من تعرض كنه ( احتمالا بزنه تو صورتم ) - كه ناخودآگاه هولش دادم ناگهان يه فكري مثل برق از ذهنم گذشت - الهه كه از اول ازدواجمون منو تو حسرت گاييدن كونش گذاشته بود - حالا بهترين فرصت بود - ازش آتو هم داشتم - اگه بازي درميورد - خوارش رو ميگاييدم - خواست با عصبانيت از كنارم رد بشه كه گرفتمش - محكم هولش دادم رو تخت - تو يه چشم به هم زدن شلوار و شورتم رو در اوردم و با زور زيرم نگهش داشتم - دائم به من فحش ميداد - ولي كيرمم نبود - از پشت افتادم روش - يه لحظه حس كردم خودشو شل كرد - حتما پيش خودش گفته يه راه كس بهش ميدم خرش ميكنم - ولي كور خونده بود سريع تف زدم سر كيرم - و گذاشتم در سوراخ تنگ كونش - يه حركتي به خودش داد و كيرم رفت تو چاك كسش - سريع در اوردمش- و دوباره دستم رو تفي كردم ماليدم به سوراخ كونش و كمي هم زدم به سره كيرم - تو اين مدت لاينقطع فحش ميداد و ميگفت كثافت ولم كن و آشغال.........- من كه گوشم اصلا بدهكار نبود - همينكه تف زدم دم سوراخ كونش دوزاريش افتاد كه چه خوابي براش ديدم گفت احمق چيكار ميكني؟ منم كه تو بدترين لحظات دست از لودگي بر نميدارم - گفتم بايد تنبيه بشي - همچين كونت ميذارم كه ديگه از اين غلط ها نكني - حالا واسه من فيلم بازي ميكني؟ همجنسبازي رو خاموش كن يا بزن بره؟( موقع فيلم سكسي ديدن)همينكه متوجه شد چه خيالي تو سرمه - عضلات كونش و سوراخ كونش رو شديدا منقبض كرد - منم ديدم اينجوري ديگه محاله بتونم كونش بذارم - يهو بي هوا گذاشتم تو كسش - جا خورد و يهو شوك زد - تو همين حال خودش رو يه كم رها كرد - منم وحشيانه كيرم رو دراوردم و گذاشتم سر سوراخش - يه ذره رفت تو - ديگه با فشار وزنم سعي كردم نذارم بياد بيرون - يهو انگار كه يه كوچه بن بست تهش باز شده - جر خورد و رفت تو سوراخش - چنان جيغي زد .... مامان مامان مامان - آخ نميدونين چه حالي داد - كيرم تا دسته تو كون الهه رفته بود و آرزوي ديرينم برآورده شده بود- طفلي الهه با دستش تمام رو تختي رو چنگ زده بود و مچاله كرده بود - آروم داشت اشك ميريخت- حالا وقتش بود كه آروم تلمبه بزنم تو كونش - باورتون نميشه وقتي كيرم رو ميكشيدم بيرون انگار سوراخ كونش هم چند ميليمتري به سمت بيرون كشيده ميشد - چون من حالت تلمبه زدن رو حس نميكردم - فقط سوراخ كونش به بيرون كشيده ميشد و برمي گشت سره جاش طفلك به التماس افتاده بود - تو رو خدا - تو رو خدا - مردم - پاره شدم - پاره شدم - بسه ديگه .......... گفتنش بي وقفه ادامه داشت - فكر كنم طفلك از درد داشت زمين و گاز ميگرفت ولي...... ولي بالاخره بايد تنبيه ميشد - به هر حال از نظر شرعي هم كه حساب كنيم - تنبيه زن يه وقتهايي لازمه - حالا من اين تنبيه رو در نظر گرفته بودم - البته مطمئنم كه شما هم حق رو به من ميدين - مگه نه؟ خلاصه اونقدر عجز و ناله كرد كه زودتر از هميشه به اوج لذت جنسي رسيدمو به سرعت آبم اومد - منم ريختم تو سوراخ كونش - خيلي حال داد - خيلي ....... همينكه در آوردم - مادرشو گاييدم - ديدم سره كيرم اني شده - خاركسده انش قهوه اي بود - گفتم ريدي رو كيرم - اونم با صداي بلند شروع كرد به گريه كردن......(دلم واسش سوخت)ولي همينكه چشمم دوباره به كير اني شدم افتاد شاكي شدم مي خواستم به زور كيرم رو بكنم تو دهنش ساك بزنه - ولي............ ولي گفتم خدا رو خوش نمياد و از مسلماني هم به دوره رفتم به سمت حموم واسه نظافت و غسل جناب

برادر شوهر

از خيلي وقت پيش دلم ميخواست که من رو بکنه ولي هيچ وقت جرات نمي کردم که بهش بگم که بيا يه حالي با هم بکنيم. هر دفعه که ميرفت حموم من ميرفتم و از سوراخ در نگاهش ميکردم، ولي خوب ديگه درست و حسابي معلوم نبود. ولي تا يه لحظه کيرش رو ميديم آن قدر حشري ميشدم که ميرفتم و با بالا و پايين کردن دستم رو کسم خودم رو ارگاسم ميکردم. پيش خودم گفتم که چي؟ من بايد يه کاري کنم که بياد و من رو به بگا بده. ولي هر چي فکر ميکردم، کمتر به نتيجه ميرسيدم. تصميم گرفتم که يه بار يه دوربين بذارم تو حموم که حداقل يه کم بتونم درست و حسابي ببينمش. براي همين رفتم و يه وبکم از يکي از دوستام گرفتم و يه جوري آن رو تو حموم گذاشتم که وقتي زير آب وايسه من بتونم کيرش رو ببينم، سيمش رو هم از بالاي در رد کردم و آوردم تو اتاقم و وصلش کردم به کامپيوترم. حميد آمد خونه. جلو رفتم و يه بوسش کردم و گفتم تا تو يه سر بري دوش بگيري و بياي من هم غذا رو برات گرم ميکنم. اون هم رفت حموم.من هم با کس پريدم پشت کامپيوترم و روشنش کردم. واي، باورم نمیشد که اين قد کيرش کوچيک باشه ولي البته کيرش خواب بودا.نميدونم که چي شد که يه دفعه کيرش شرو کرد به بزرگ شدن. معلوم نبود برا چي، ولي کيرش شق شده بود. من هم کم کم داشتم حشري ميشدم. کيرش رو که کاملا شق شده بود گرفته بود تو دستش. يه کم شامپو برداشت و ريخت رو کيرش، ميخواست جلق بزنه. من هم که اين قدر حشري شده بودم که ديگه نميتونستم خودم رو کنترل کنم.پيش خودم گفتم که الان خيلي حشريه، من ميتونم از اين حشري بودنش استفاده کنم و برم تو حموم و کارم رو انجام بدم. براي همين رفتم پشت در و در زدم. لاي در رو باز کرد و کلش رو از لاي در آورد بيرون و گفت چي ميگي بابا؟گفتم ميتونم بيام تو؟ اولش خيلي تعجب کرده بود ولي بعد از ۳-۴ ثانيه، گفت بفرماييد. من هم که از خدا خواسته لباسم رو در آوردم و با شرت و کرست وارد حموم شدم. تا کيرش رو ديدم با دهنم پريدم روش. کيري که همیشه آرزوش رو داشتم الان تو دهنمه. بردمش زير آب، آخه دوربين اونجا بود و من هم ميخواستم يه فيلم يادگاري از اين ماجرا داشته باشيم. کيرش رو خيلي سريع تو دهنم جلو و عقب ميکردم. اون هم از خدا خواسته داشت آه آه ميکرد. من هم از آه آه کردن اون خيلي حشري شده بودم. براي همين کيرش رو از تو دهنم درآوردم و سرش رو هل دادم رو کسم. اون هم رفت پايين و شروع کرد به ليسيدن کسم.آه که چه حالي ميداد. تا اون موقع هيچ کسي اين کار رو برام نکرده بود. خيلي حال ميداد. داشتم ارگاسم ميشدم براي همين سرش رو گرفتم و از رو کسم کشيدم کنار و خوابيدم رو زمين. اون هم بدون مقدمه خودش رو پرت کرد رو من کيره کوچيکش رو گذاشت رو کسم. و چند با کشيد روش. من هم که خيلي حشري شده بودم کيرش رو با دستم گرفتم و کردم تو سوراخم. اولش يه داد بلند کشيدم. آخه خيلي درد گرفت ولي بعد فريادم به آه آه تبديل شده بود. تا اون موقع اين قد حال نکرده بودم. بعد از چند دقيقه که ديگه سرعتش رو خيلي زياد کرده بود، احساس کردم دارم ارگاسم ميشم. با يه آه بلند کيرش رو از تو کسم کشيد بيرون و آب کيرش رو ريخت رو پستونام. من هم


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

اون شب مامانم با دوستاش دورهء زنونه داشت و بابام هم با دوستاش مجردي رفته بودن شمال و من تنها بودم. وقتي ديدم همهء دوستامم درگير کارا و درساشون هستن به پسرعموم علي زنگ زدم و بهش گفتم من تنهام و جاي مشروباي بابام رو هم ميدونم و اگه دوست داري بيا با هم يه عرق خوري دونفره راه بندازيم. علي هم که از خداخواسته بود و بعد از يک ساعت دم در خونه مون بود. منم تو اون يه ساعت يه حمومي رفته بودم و مشروب رو هم آماده کرده بودم و يکي ازفيلم سوپراي جديدم رو هم آماده گذاشته بودم تا با هم ببينيم و يه کف دستي بريم (اون موقع 17 سالم بود ). علي اومد و بعد از يه کم حال احوال شروع کرديم به خوردن و فيلم ديدن. علي سه چهار سال از من بزرگ تر بود و همه چيز در مورد سکس رو اون بهم ياد داده بود و موقعي که کوچيک تر بودم يه کمي هم همديگرو دستمالي کرده بوديم ولي بعدش اون شد دختر باز حرفه اي و من شدم فيلم سوپر باز حرفه اي ! من عاشق فيلم سوپر ديدن بودم و اونو به 10 بار کس کردن ترجيح ميدادم به خصوص صحنه هاي ساک زدن کير رو خيلي دوست داشتم. خلاصه اون شب بعد از نيم ساعت کلهء هردومون گرم شده بود و کيرامون هم با ديدن صحنه هاي فيلم سوپر حسابي راست کرده بود. علي همش به خودش فحش ميداد که چرا کسي نيست که ترتيبش رو بديم و همينطور با کيرش بازي ميکرد. از رو شلوار ديدم که کيرش واقعاً بزرگ و کلفته و سفت سفت هم شده. مال خودمم دست کمي نداشت ولي ديدن کير سفت شدهء علي بيشتر کير منو سفت ميکرد و من نميفهميدم چرا. يه کم که گذشت بهش گفتم " ببينم. بين زنا و دختراي فاميل کيو بيشتر از همه دوست داري بکني؟ " علي که نيم نگاهش به تلويزيون و فيلم بود گفت " الان حتي اگر صغري خانوم بقال هم اينجا باشه ميکنمش! " کلي خنديديم. ولي بعدش دوباره جدي سوالم رو پرسيدم. علي رفت تو فکر و بعد از يه کم فکر کردن اسم يکي دو تا از دختراي فاميل رو گفت مثل دختر عمه مون که خيلي ناز بود يا دختر دايي خودش که براي خودش تيکه اي بود. با آوردن اسم هرکدومشون آب از لب و لوچه اش آويزون ميشد و کيرشو محکم تر فشار ميداد. پرسيدم " از بين زنا چي؟ " گفت " نميدونم....ول کن! " گفتم " نه.بگو ". يه کم من و من کرد و بعد از يه کم دودلي گفت " بين خودمون باشه. بهت برنخوره ها، ولي هميشه دوست داشتم زن عمو رو بکنم" تو اون حال مستي شنيدن همچين چيزي نه فقط ناراحتم نکرد که کلي هم تحريکم کرد. تصور اينکه علي روي مامانم باشه و کيرش بره تو کس مامانم حسابي حشريم کرد. تو همون لحظه فيلم سوپر داشت صحنه اي رو نشون ميداد که مرده همهء ابشو ميريزه تو دهن زنه و زنه هم اونو قورت ميده. نميدونم چي شد ولي خيلي حالي به حالي شدم. رفتم نزديک علي و کيرشو از تو شلوارش درآوردم و شروع کردم باهاش بازي کردن. بهش گفتم " حالا چشاتو ببند و فکر کن داري مامانمو ميکني ". علي يه کم با شک و ترديد بهم نگاه کرد ولي وقتي من کيرشو گذاشتم تو دهنم چشاشو بست و يه آهي کشيد. خودمم نميفهميدم چرا دارم اين کارو ميکنم ولي داشتم براي اولين بار تو زندگيم ساک ميزدم. مشروب اثر خودش رو کرده بود و من تو اون حالت عجيب تازه فهميده بودم که تمايل من کلاً به مرداست و نسبت به زنا زياد تمايلي ندارم. هر چي تو فيلما ديده بودم رو رو کير علي پياده کردم. اولش آروم با زبونم کيرش رو خيس کردم و بعد وسط کيرشو تو دستم گرفتم و کردمش تو دهنم و شروع کردم به ميک زدن و همزمان با ميک زدن آروم آروم براش جق هم ميزدم. يه کم که گذشت ازش پرسيدم "چي داري تصور ميکني؟" و دوباره کيرشو کردم تو دهنم. علي هم جواب داد "دارم دهن مامانتو تصور ميکنم که کير من توشه.....واي...دارم پستوناشو ميبينم که جلو دهنمن.....وااااي قربونت برم زن عمو چه کسي داري..." و من همينطور مشغول مکيدن و ساک زدن بودم و کلي داشتم از اين اولين تجربه ام لذت ميبردم. به هر حال کير کلفت علي و سفت بودنش منو هم بد جور حال آورده بود و حسابي داشتم ميخوردمش. يه کم که گذشت ديدم علي سرشو برد عقب و حس کردم که کيرش داره بزرگ تر ميشه. فهميدم که داره آبش مياد. از اينکه موقع اومدن آبش کيرش تو دهنم باشه ترسيدم و درش آوردمو شروع کردم براش جلق زدن و بعد از يکي دو بار تکون دادن دستم رو نوک کيرش حس کردم يه آب داغ محکم خورد به چونه ام و بعدش دهنمو باز کردم و فوران آب سفيد علی بود که ميرفت تو دهنم و ميريخت رو صورتم. با اينکه اولين تجربه ام بود ولي اصلاً بدم نيومد. البته شايد به خاطر مستي بود ولي حسابي حال داد و تا قطرهء آخر آبش رو تو دهنم و رو صورتم خالي کرد و وقتي کاملاً آبش اومد کيرشو گذاشتم دوباره تو دهنم و آروم شروع کردم به بازي کردن و ناز کردن کيرش. بعد بلند شدم و با دستمال صورتمو تميز کردم. يه ليوان مشروب کمکم کرد تا دوباره سرحال بيام. تو همين گيرو دار بود که زنگ زدن. فهميدم مامانم از مهموني برگشته. با عجله لباسامونو پوشيديم و فيلم سوپر رو قايم کرديم. البته مشروب خوردنمون کلاً مشکلي هم نداشت چون مامان و باباي خودمم مشروبخور بودن. مامانم که اومد تو دوباره همون صحنه هايي که از علي رو مامانم تجسم کرده بودم اومد جلو چشمام. به روي خودم نياوردم و سلامي کردم سريع رفتم تو توالت تا دست و روم رو بشورم. مامانم با علي هم سلام و عليکي کرد و رفت تو اتاق که لباسشو عوض کنه. وقتي من اومدم بيرون مامانم با يه تاپ ناز و شلوار معمولي نشسته بود جلو تلويزيون و داشت کانال هاي ماهواره رو اينورو اونور ميکرد. علي رو صدا کردم و کشوندمش تو اتاق. آروم بهش گفتم "ميخواي امشب مامانمو بکني؟ " علي چشماش از حدقه دراومده بود " ول کن بابا...مگه ميشه؟ معلومه مستي ها " منم گفتم "نه.خوب گوش کن. کافيه بهش مشروب بديم و يه کم از اون قرصاي خواب آور توش بريزيم تا حسابي بخوابه ". علي زير بار نميرفت و حسابي ميترسيد. بهش گفتم "خلاصه که خودت ميدوني. ولي من بارها با اين روش مامانمو خواب کردم و نشستم به فيلم سوپر ديدن. هميشه هم ميرفتم بالاسرش و تکونش ميدادم و اون نميفهميد" اين ايده به نظر علي هم جالب اومد و قرار شد امتحان کنيم. من قرصاي خواب آور رو از توجاشون درآوردم و گذاشتم تو جيب شلوارم و رفتيم تو هال. نشستيم و براي خودمون دو تا ليوان ريختيم و من به مامانم گفتم "مامان تو هم ميخوري؟" خوشبختانه مخالفت نکرد چون اگر ميگفت نه ديگه نميشد کاري کرد. منم رفتم تو آشپزخونه تا براش ليوان بيارم و همونجا قرصها رو انداختم تو ليوان و اومدمو نشستم و براي يه ليوان ريختم.ولي بايد فکري ميکردم تا قرصها تو ليوان حل بشن. خوشبختانه يخ تموم شده بود و منم ريختن يخ رو بهونه کردم و ليوان رو برداشتم و رفتم تو آشپزخونه و با قاشق شروع کردم به فشار دادن و له کردن قرصها و حل کردنشون. يخ رو ريختم و برگشتم تو هال. ليوان رو دادم به مامانم و خودمم ليوانمو برداشتم و به سلامتي هم خورديم ولي من همهء فکرم پيش صحنه اي بود که تجسم کرده بودم و کيرم ديگه داشت منفجر ميشد. اول خواستم برم تو توالت و خودم با يه جلق خلاص کنم ولي منصرف شدم. خلاصه مامانم وقتي ليوانش تموم شد به زور چشاشو باز نگه داشته بود. علي هم از فرصت استفاده کرد و گفت " زن عمو اگر خوابتون مياد برين بخوابين. ما هم الان ميريم ميخوابيم ". مامانمم سري تکون داد و به من گفت" ميدوني جاي رختخوابا کجاست ديگه؟ يه دست براي علي جون بذارمنم گفتم باشه و تو دلم گفتم " خبر ندارب که علي جون الان شخصاً مياد پيشت. مامانم بلند شد و رفت تو اتاق خواب. از صداهايي که ميومد فهميدم که داره لباس خوابشو ميپوشه. به علي گفتم "تا يه ربع بعد ميتونيم کارمونو شروع کنيم" علي گفت "مگه توهم مياي؟" گفتم "معلومه. منم دارم ميترکم از شق درد باز حالا خوبه تو يه بار خودتو خالي کردي".خنديد و ليوانشو برداشت و سر کشيد. منم يه ذره خوردم تا سرم همونطور گرم بمونه. يه ربع که گذشت آروم رفتيم تو اتاق. اول مامانمو صدا کردم ولي جواب نميداد. بعدش رفتم جلوتر وباز صداش کردم ديدم بازم جواب نميده. اين بار جرات کردم و رفتم رو تخت نشستم و پتو رو زدم کنار. وااااي چي ميديدم؟ مامانم به پهلو خوابيده بود و پاي راستش رو آورده بود بالا و قسمت پايين لياس خوابش کلاً رفته بود کنار و رون گوشتي و خوش تراشش کاملاً معلوم بود. دستمو گذاشتم رو رونش و تکونش دادم. هيچ عکس العملي نشون نداد. مطمئن شدم قرصه کار خودشو کرده. به علي چشمکي زدم و شروع کرديم به لخت شدن. وقتي کاملاً لخت شديم هردومون رفتيم رو تخت. من پشت مامانم بودم و علي جلوي مامانم. ميتونستم شرت مامانمو ببينم که از لاي پاش بيرون زده بود. قلمبگي کُسش کاملاً معلوم بود و پشماش هم از دورو بر شرت نازکش زده بود بيرون. علي شروع کرد به بازي کردن با پستوناي مامانم و من آروم شرت مامانمو کشيدم پايين و مامانمو برگردوندم و به صورت طاقباز خوابوندمش رو تخت. کيرم ديگه داشت منفجر ميشد ولي ميخواستم اول علي کارشو بکنه. اشاره اي کردم و اونم از خداخواسته بلند شد و لاي پاي مامانمو باز کرد. تازه ميشد کُسش رو ديد که البته پشماي دوروبرش زياد اجازه نميدادن که آدم از ديدنش لذت ببره. ولي قلمبگي و برجستگي عجيبي داشت که تو کُس هاي ديگه نديده بودم. علي دستشو تفي کرد و مالوند به کيرش و گفت "به به. حالا ميخوام کُس زن عمو رو باز کنم. آماده اي زن عمو؟ دوست داري کير به اين کلفتي بره تو کُست؟"شنيدن اين حرفا حسابي حشريم کرده بود. علي هم کيرشو گذاشت دم کس مامانمو آروم آروم هلش داد تو. وقتي تا ته رفت تو بهم گفت "جون. چه کس نرمي داره مامانت" و آروم آروم شروع کرد به تلمبه زدن. من يه کمي رفتم عقب. اتاق تاريک بو ولي نور بيرون يه کم اتاق رو روشن کرده بود و ميتونستم حالا اون صحنه اي رو که تجسم کرده بودم ببينم. گفتم "علي بخواب روش. بخواب رو مامانم" علي هم همونطور که داشت کيرشو درمياورد و ميکرد تو کس نرم مامانم خوابيد روش و همزمان با اين کار پاي راست مامانمو داد عقبتر و شروع کرد به مالوندن رون پاهاي مامانمو مدام قربون صدقه اش ميرفت "آآآآي...چه گوشتي....جوووون چه کسي..." و همينطور ميکرد و ميکرد. ديگه داشتم کلافه ميشدم. گفتم "علي حالا نوبت منه" اونم فهميد و بلند شد و جاشو داد به من. از هيجان داشتم ميمردم. آخه اين مامان خودمه. يعني ميتونم بکنمش؟ سرم هنوز گرم مشروب بود و کيرم سيخ سيخ.اومدم کنار مامانمو اونو برش گردوندم به پهلو جوري که کونش به من باشه و پاهاشو بستم. از لاي پاش قمبلي کسش زده بود بيرون. کيرمو خيس کردم و گذاشتم لاي پاي مامانم و آروم آروم بردمش تو. وقتي کيرم رفت جلوتر حس کردم به داغترين نقطهء دنيا برخورد کرده. نميفهميدم چيکار ميکنم. سرم داغ شده بود و قلبم هزار تا ميزد. کيرمو محکم کردم تو کس مامانم . از شدت لذت داشتم بيهوش ميشدم. شروع کردم به تلمبه زدن و از اون طرف هم دستامو بردم جلو و پستوناي مامانمو گرفتم و شروع کردم به فشار دادن و بازي کردن باهاشون. هنوز به يک دقيقه هم نرسيده بودم که حس کردم آبم داره مياد.نميفهميدم دارم چيکار ميکنم و قدرت تصميم گيري هم نداشتم. کس داغ مامانم اين اجازه رو نميداد که آب کيرمو جاي ديگه اي بريزم و قبل از اينکه خودمم بفهمم ديدم آبم با فشار رفت تو کس مامانم و هرچي تو اون چند ساعت فشار به کيرم اومده بود ظرف کمتر از يک دقيقه تو کُس مامانم خالي شد. سرعتم کمتر شده بود و بدنم داشت از خوشي و لذت ميلرزيد. علي گفت "ريختي توش" سرمو تکون دادمو گفتم "آره.الان آبم تو کُسشه!" فکر کنم اين حرفم خيلي علي رو حشري کرد چون بلافاصله منو زد کنار و رفت جايي که من بودم و بدون اينکه مامانمو تکون بده کيرشو از پشت کرد تو کسمامانمو چندبار تلمبه زد و يه آه بلند گفت و آروم شد. اونم آب کيرش رو ريخته بود تو کُس مامان بيگناه من که انقدر خواب بود که نميفهميد دو نفر اون شب داشتن ميکردنش. خودش هم نميفهميد که داره به ما دوتا کس ميده و کُس داغش از آب داغتر ما پر شده. وقتي علي کيرشو درآورد من مامانمو برگردوندم و لاي پاهاشو باز کردم تا آب مون بريزه بيرون. ديدن اين صحنه هم خودش خيلي حشري کننده بود. اون شب براي من شب عجيبي بود. اون شب من هم زن بودم و هم مرد. هم آب کيرمو ريخته بودم تو کس مامانم و هم آب کيري رو تو دهن خودم ريخته بودم. از اون شب زندگي من وارد مرحلهء جديدي شده بود. من نه گي هستم و نه گي نيستم و اين خيلي عاليه چون هم ميتونم نيازهامو با مردا برطرف کنم و هم با زنها. اون شب بعد از اينکه کس مامانمو تميز کرديم و شرتشو پاش کرديم، رفتيم بيرون و توي هال دوباره نشستيم به فيلم سوپر ديدن. البته اين بار حتي با اصرار علي هم براش ساک نزدم چون تو اون لحظه دوست نداشتم. هرچند بعدها حسابي از خجالتش دراومدم! فرداي اون روز مامانم نزديک به ظهر بيدار شد و تا اونجايي که من ميدونم چيزي نفهميد. خوشبختانه قرصهاي ضدحاملگي اي که ميخورد به دادمون رسيد وگرنه نميدونستم خواهر يا برادر بعديم بچهء خودمه يا نوهء عموم

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

خیلی وقت بود دیگه دوست دختر نداشتم! به خودم گفته بودم یه 20/30 تا جور میکنم که هر کدوم بهم زدن بگم به فلانم برو... (چون دیگه خسته شده بودم از ناز کشی و...)

دوران چت قبل عید همین سال 84 ماه بهمن بود دقیقآ یادمه با یه دختر تو روم سکسی آشنا شدم ! خیلی ناز میکرد ! دیر جواب میداد ! اگه جواب مبداد هم دست و پا شکسته....

خلاصه به حرف آوردمش. گفت پرناز 18 کیش زندگی میکنه . باباش اونجا بازاری هست و بوتیک بزرگی داره ! خودشم با این سن کم با یه پسری بنام فرهاد رفیق 34/36 سالش بوده ولی چهرش جوری بوده که حتی دوستای پرناز هم فکر میکردن 25 سالشه! گفت باید بره! گیر دادم نرو که گفت باید آرایش کنم میخوام برم پیش فرهاد !دختره پرو پرو جلو منمیگفت میخوام برم خونه فرهاد!!منم شک کردم ! البته بعد حرفاش خودش تابلو گفت من پرده ندارم اپن هستم ولی جنده نیستم !منم دیگه فهمیدم امکان نداره بره خونه فرهاد نده!اون دیووس هم با اون سنش زده پرده دختره مردم رو جر داده بود ( هر چند خود پرناز خواسته) ولی ..به هر حال شمارم رو دادم و خداحافظی کردیم !فرداش زنگ زد یه صدای دخترونه تا حدودی ناز که شروع کرد به حرف زدن و از خودش گفت از زندگیش که 2 تا داداش کوچولو داره و چند ساله اومدن کیش و خیلی ها دیگه میشناسنش ! بهش گیر دادم گفتم آخه دیوونه چرا با همچین پسری دوست شدی با این سن و سال آش و لاش عرق خوره ولگرد ! آخه تو کجا اون کجا ! دیگه 4 روز پشت سر هم حرف زدیم نگو خانوم وابسته شده بد جور دیدم میگه علی جوونم ترو خدا بلیط میگیرم میفرستم برات بیا کیش ببینمت ! منم که ناز میکردم و گفتم نه که 2 روز گذشت دیدم زنگ زد گفت فرهاد گیر داده میگه چرا اشغال تلفن من دیگه نمیتونم زیاد زنگ بزنم ! دوباره فرداش زنگ زد با دوستش گفت شماره منو داده به فرهاد ! فرهاد اگه بهت زنگ زد بگو با من کاری نداشتی و منو نمیشناسی و گریه میکرد شبها خونشون !حتا انقدر ترسیده بود اون و از دست بده به مادرشم مجبور شد بگه قضیه فرهاد و رفاقتش رو...دیگه خانوم دیر به دیر زنگ میزد ماهی یکبار منم چند تا دختره دیگه باهام دوست شدن ولی به دلم نمیشستن! یه روز زنگ زد دعوام شد گفتم تو منو مسخره کردی اونم گفت داره میاد تهران عروسی ( همین تابستون((آبان)) ) منم نه خوشحال شدم نه چیزی نشون دادم!گفت خوشحال نیستی ؟ چیزی نگفتم ! چند روز بعد دیدم اومده چت منم با یه اد دیگه اومدم بهش پم دادم با ناز جواب داد ! دیدم یه عکس سکسی ناز هم گوشه صفحه گذاشته و منم شروع کردم به حرفای...

خانوم هم 4 تا جواب سکسی داد منم کفرم درومد با ای دی خودم پی ام دادم اونم زود عکس رو برداشت و گفت من پرناز نیستم پسر دائی شم ! منم تو دلک گفتم خفه از طرز پی ام معلوم خودتی!خلاصه گفت اگه با پرناز کار داری زنگ بزنم بهش بگم بهت زنگ بزنه منم گفتم

خر خودتی ( تو دلم ) یدفعه دیدم تا دی سی شدم زنگ تل درومد ! خودش بود گفت فامیلمون زنگ زد گفته بهت بزنم !منم با بی میلی حرف زدم باهاش ولی نمیدونم چرا دوستش داشتم !

خلاصه بعد اینهمه کش مکش خانوم برگشت کیش و زنگ زد گفت رفتیم عروسی فلان لباس رو پوشیدم رقصیدم کلی دل بردم و ازین جور حرفا بعد مدل لباسش رو تعریف کرد و دیگه رفت منم 1 ماه بعد رفتم کیش ! زنگ زدم بهش گفتم من کیش هستم ! اونم دیوونه شد از خوشحالی قرار شد من برم هتل فردا یا برم خونشون یا اون بیاد ببینمش !خلاصه همون اولی شد ! آدرس داد رفتم خونشون درو زد رفتم بالا پشته در که رسیدم در و باز کرد وایییییییییییییییییی چه جیگری(فقط حیف یکم لاغر بود ژنش اینطوری بود) یه دفعه منو بغل کرد و کشوند تو نازش کردم ! هر چند به خاطر کاراش و بی خیالیاش دلخور بودم ولی هم من کینه ای نبودم و احساساتی هم اون لحضه فقط اونو میدیدم ! نشت رو مبل یکم حرف زد شربت آورد !

یه شلواره سفید چسب زیره زانو با یه بلوز سفید با یه دمپائی رو فرشی خوشگل ! لباش سرخ ! آدم میخواست قورتش بده !

کلآ تا حدودی شبیه آیشواریا رای ( هنر پیشه هندی) بود ولی فرض کنید کوچیکش کنید و لاغر تر و و نه به اون زیبائی.... دیگه فکر شیطنت زد به سرم ! گفتم پری برو اون لباسی که تو عروسی پوشیده بودی رو برام بپوش ببینمت ! اونم باز ناز قبول کرد و رفت بعد 6 /7 دقیقه اومد !اووووووووووو


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

چند ماهي مي شد که از تهران اومده بودم اينجا (اصفهان)واسه درس خوندن.آخه شانس تخمي من دانشگاه اين جا قبول شده بودم منم بدون هيچ مخالفتي راضي شده بودم که چند وقتي از پدر و مادرم دور باشم تا درسم تموم بشه.آخه خونه مجردي و از اين کس کلک بازيا که همتون اطلاع دارين.

هنوز يه واحد ساختمون خالي بود.آخرين باري که از تهران بعد از ديدن پدر و مادرم برگشته بودم مثل اينکه اون واحد هم به فروش رفته بود.

تو اين مدتي که اينجا بودم يه زن حدودا 40 ساله مالک تمام ساختون بود.نه شوهري داشت نه بچه اي.از اون خرمايه ها بود.

خلاصه اين زن با من بيشتر از بقيه همسايه ها صميمي بود.آخه ميگفت من از بچه هايه درس خون خوشم مياد. يه روز اومد در خونه من و گفت:

_سلام بابک جان.

_سلام خانوم کريمي.خوبين؟

_مرسي پسرم ممنون.يه زحمتي برات داشتم....

_بفرمايين

_ميخواستم بري به همسايه هايه ديگه هم بگي که امشب بياين خونه من.ميخوام با اين همسايه جديد که تازه اومدن آشناشون کنم.

_چشم چشم.حتما.امشب ساعت...

_ديگه حد اکثر تا ساعت 10 خونه من باشين

_باشه.پس من الان ميرم به بقيه هم خبر ميدم

يکي دوتا از همسايه هارو ميشناختم ولي بقه رو نه.رفتم طبقه اول در خونه يکي از همسايه ها. يه زن و شوهر زندگي ميکردن.در زدم شوهره اومد دم در

_سلام علي آقا

_سلام بابک جون.خوبي؟

_مرسي علي آقا.

_خبري شده؟

_نه.چيزه خاصي نيست.فقط خانوم کريمي گفته که اگه ميشه امشب بريم خونشون.

_چرا؟

_مثله اينکه ميخواد با ايناي که تازه اومدن بيشتر آشنا بشيم

_باشه.ما ميايم.

_پس اگه زحمتي نداره شما هم به آقا فتاحي اينا و آقا محمود اينا هم خبر بدين که ساعت 10 خونه خانوم کريمي اينا باشن

_باشه.

رفتم خونه يک ساعتي درس خوندم. به ساعت نگاه کردم ساعت 9:30 بود.پاشدم رفتم يه دوش گرفتم سر و صورت و صفا دادم و آماده شدم که برم.

رفتم دم خونه خانوم کريمي در زدم خودش در و باز کرد و گفت: بابک جان دير اومدي.گفتم:ببخشيد درس مي خوندم.

رفتم تو.همه تو حال رو مبل نشسته بودن.وقتي که در راه بودم که برسم به حال همه رو يه بر اندازي کردم .علي آقا اينا و آقا حسيني و محمودخان اينا و همسايه جديد.رفتم نشستم و سلام کردم.

علت تاخيرم رو گفتم و شروع کردم به خوش آمد گويي به همسايه جديد.يه مرد تقريبا 50 ساله بود.گرم صحبت باهاش بودم که يک دفعه در زدن.خانوم کريمي رو به من کرد و گفت:

_بابک جان برو در و باز کن

_مگه باز کسي مونده که نيامده باشه؟

_آره پسرم.فرانک دختر آقايه احمدي همسايه جديدمون.

پاشدم و رفتم درو باز کنم.درو که باز کردم....

چشمتون از اين روزها ببينه!! يه کس توپ واساده بود جلوم.

_سلام.پدرم اينجاست؟

_بله بله.بفرمايين.فرانک خانوم ديگه؟

_آره.شما؟

_من بابک هستم.با هم دست داديم و وارد حال شديم.

اون شب درست اومده بود جلويه من نشسته بود.ولي جدي عجب تيکه مالي بود.انگار خودش همه قسمت هايه بدنش رو درست کرده بود.همه چيش قشنگ و زيبا بود. چشم هايه آبي و موهايه طلايي و...

ديگه داشت حوصلم سر ميرفت.از جمع اجازه گرفتم و گفتم که من چند دقيقه ميرم تو حياط يه هوايي بخورم و بر ميگردم.

اومدم تو حياط .نشسته بودم رو صندلي .چند دقيقه تو تو حال خودم و فکر راه حل واسه تو کردن اين قناري خوشگل بودم که ...

يک دفعه صدام زد

_آقا بابک اگه ميشه بفرماين تو واسه شام.

_بله بله.شما بفرمايين اومدم.

بلافاصله بعد از اينکه برگشت که بره منم پشتش بلند شدم که از پشت هم يه براندازيش بکنم.هيکلش خيلي رادست بود.کمر باريک و کون حسابي تراشيده.

بالاخره اون شب تموم شد.

يه رزو باباش اومد در خونم و گفت:آقا بابک اين لوستر ما لامپاش روشن نميشه.ميشه شما يه لطفي کنين و بياين يه نگا بهش بندازين

((پيش خودم گفتم:آخه عبدل کس قنه منو چه به برق و لوستر و ...)) بله.چشم.شما برين من لباس تنم کنم بيام.

رفتم خونشون فرانک نبود ميخواستم يه سري به کامپيوترش بزنم روم نميشد واسه همين به باباش گفتم که لامپ هايه شما سوخته ميشه لطف کنين برين 5تا لامپ بخرين...

باباش هم مثل اسب سرش و انداخت پايين و رفت.

رفتم نشستم پشت کامپيوتر روشن کردم.ديدم که ياهو مسنجر هم داره.رفتم سراغ ياهو مسنجر.سريع آيديش رو يادداشت کردم و کامپيوتر رو خاموش کردم.

باباش هم اومد و لامپ هارو ازش گرفتم و لوستر رو واسشون جمع و جور کردم.

_آقا بابک خدا عمرت بده.من نميتونستم که برم بالايه چاهار پايه.

_خواهش ميکنم.

_لطف کردين

_خواهشم ميکنم.با اجازه

_به سلامت

رفتم خونه و رفتم پشت پنجره.منتظر شدم تا شاه کس خانوم بياد.نيم ساعتي معطل شدم تا بالاخره اومد.ديگه خيالم راحت شد.رفتم تو اينترنت و آيديش رو (اد) کردم.حدود 20 دقيقه منتظر شدم تا اومد.اول به من( پي ام)داد.گفت: شما؟ منم يه اسم خالي بندي بهش گفتم و شروع کردم باهاش چت کردن.گفتم که خونمون تهران و چند تا خالي بندي ديگه...

بعد از اون روز تقريبا هر روز با هم چت ميکرديم و خلاصه تصميم گرفتم که حرف سکس رو پيش بکشم...

_فرانک خانوم خلافتون چياست؟

_من.من بچه مثبتم هيچ خلافي ندارم

_آره جون خودت.راستش رو بگو

_فقط چند بار مشروب خوردم

_به به .پس اهل حال هم هستين

_منظورتون چيه؟

_سکس

_فقط يک بار اونم دو سال پيش.ديگه نداشتم

_اگه من ازتون بخوام چي؟

_شما؟شما که خونتون تهرانه.

_خوب حالا.جوابتون چيه؟

_من حرفي ندارم فقط...

_ديگه فقط نداره.من پايين منتظرتون هستم.

_پايين؟

_من بابک هستم.همسايه پاييني.

يه دفعه ديدم چراغش خاموش شد.مثل اين که (ديس کانکت)شده بود.يهو ديدم يکي داره در ميزنه.پيش خودم گفتم پسر تو نميري اومده تا جد و آبادت رو بياره جولويه چشت

رفتم درو باز کردم.نه گذاشت نه ورداشت يه دونه خوابوند زير گوش من.

_الاق جون خجالت نمي کشي يه ماه منو گذاشتي سر کار؟

_ فرانک خانوم چرا قاطي کردي؟بفرمايين تو باهم صحبت ميکنيم.

مثل اينکه از حرفم خندش گرفته بود.سرش و مثل يابو انداخت و اومد تو خونه.رفتم نشستم پيشش و گفتم:

_چي ميگي تو؟

_تو چي ميگي؟واسه چي منو گذاشتي سر کار؟

_من....

_هنوز سر اون حرفت هستي؟

_کدوم حرفم؟

_سکس...

فکر نميکردم اين قدر راحت باشه.تو چشاش يه برق عجيبي بود.سينه هاش داشت از حشريت منفجر مي شد...

منم ديگه بيشتر از اين معطلش نکردم و با لبام رفتم به استقبال لباش. با زبون دور لباش رو نوازش ميکردم و زبونش رو مي خوردم...

دستم رو سينه هاش بود و با سينه هاش بازي ميکردم.مانتوش رو باز کردم و رفتم سراغ سيه هاش.کرستش رو باز کردم و شروع کردم به خوردن...

يه کم بويه عرق ميدادن ولي بازم قابل استفاده بود.بعد از مدتي رفتم پايين تر.شلوارش رو در آوردم و رفتم سراغ کس نازنينش.

از رو شرتش کمي کسش رو خوردم و خودش سريع شرتش رو در آورد و گفت:شروع کن.دارم مي ميرم

منم اطاعت کردم و شروع کردم به خوردن.با زبونم تموم کسش رو خيس کردم.يه آه و ناله اي ميکرد که کير بيچاره من داشت مي ترکيد.

ديگه خيلي داشت خوش به حالش مي شد.بلندش کردم و گفتم حالا نوبت شماست.مثل وحشي ها شلوارم رو در آورد و شروع کرد به ساک زدن.

خيلي سريع داشت اين کار رو انجام ميداد.مثل اينکه کير نخورده بود.

کيرم رو ول کرد و کس و کونش رو به طرف من قنبل کرد.گفت بکن تو کسم دارم ديونه ميشم.

بهش گفتم مگه پرده نداري؟ گفت:الان وقت ضر زدن نيست.زود باش.منم حسابي حرصم گرفته بود و گفتم:به تخم پسرم نيلوفر!! که پرده نداري.

کير خوشگلم رو روانه کسش کردم.تلمبه اي ميزدم که نگو و نپرس.هر دوتامون وحشي شده بوديم.موهاش رو تو دستم گرفته بودم و مثل وحشي ها ميکردمش.

مدتي به همين شکل گذشت. کيرم رو از کسش در آوردم و بالا فاصله کردم تو کونش.يه جيغي زد که هرکي ميشنيد پيش خودش ميگفت:انگار 20 تا کير کردن تو کونش. يه دفعه ديدم در ميزنن...

يا حضرت سيروس!!اين ديگه چه سره خريه.سريع شلوارم رو تنم کردم و پيرهنم رو هم انداختم رو دوشم و رفتم درو باز کردم...

خانوم کريمي بود.فهميدم که صدايه جيغ فرانک رو شنيده بود. چشاش رو دوخته بود تو چشام.هيچ حرفي نزد.يه دفعه ديدم مسير نگاهش منحرف شد.داشت پشت سرم رو نگاه ميکرد...

برگشتم ديدم وااااااي ي ي.فرانک لخت رو مبل بود و داشت با خودش بازي ميکرد.کس خول انقدر حشري بود که نفهميد در زدن و من دم در واسادم.

خانوم کريمي منو حول داد تو و سريع لخت شد.گفت:بابک نگفته بودي بکن هم هستي؟

اين حرف و زد و شلوارم رو در آورد و رفت سراغ کير نيمه خوابيدم.با ساک هايي که ميزد کيرم دوباره سر حال شده بود.

رفت نشت بغل فرانک و پاهاش رو باز کرد.فرانک کس خول تازه چشاش رو باز کرد و ديد که بله.يه مشتريه ديگه هم واسه کير من پيدا شده.بدون هيچ خجالتي چسبيد به حانوم کريمي و شروع کرد به لب گرفتن.منم ديدم چه فرصتي از اين بهتر.رفتم جولو.ديگه فرانک رو بيخيال شده بودم . رفتم سراغ خانوم کريمي.سينه هاش بد نبود.شق کرده و شفيد.کسش کمي چروک داشت ولي بازم مي شد استفاده کرد.شروع کردم به کردنش.بنده خدا نتوست بيشتر از اين حال کنه.آخه آبم داشت ميومد.

کيرم و کشيدم بيرون و بردم جولويه صورت فرانک و شروع کردم به جلق زدن.بالا فاصله آبم اومد .همش رو با فشار خالي کردم رو صورتش...

بعد از اون روز به سفارش خانوم کريمي هروقت که حال و حوايه کس کردن ميزد به کلم بايد هر دوتا شون رو صدا مي کردم

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

شب و تنهایی

سلام - من مهيار هستمامروز براتون ميخوام داستان خودمو با خواهرم بنويسم .خواهرم اسمش ساناز هست .خدايش هم خيلي مامانه .يه دختر ناز ماماني که هميشه عادت داره لباس کوتاه بپوشه .خلاصه کنم . من 3 سال از ساناز کوچيکترم . ميدونم چقدر دوست پسر داره . تازه خيلي هاشونو هم ميشناسم که باهاش شيطوني کردن به همين خاطر من هم دوست داشتم حد اقل از عقب هم که شده باهاش حال کنم .هر وقت که اونن خواب بود چون ميدونستم خوابش سنگينه يه کم باهاش حال ميکردم . تا اندازهاي که يه روز ظهر که من و اون تنها بوديم خونه رو ساکت کردم تا بخوابه و بعد که خوابيد حتا بدون اينکه بيدار بشه شلوارش و شرتش رو کشيدم پاين . آخ که اون روز چه حالي کردم با رونش . ولي ماجراي من و اون اصلش از شبي شروع ميشه که مامان و بابام رفته بودن خونه بابا بزرگم ( آخه اون روز زنگ زد و گفت که خيلي مريض شده )اون شب من و ساناز خونه تنها بوديم .من هم از خدا خاسته زود همه در ها رو بستم و تلويزيون و کامپيوتر رو خاموش كردم گفتم من ميخوام بخوابم ( ميدونستم که اون تنها نميشينه آخه هميشه با من بود ) من رفتم تو اتاقم در رو بستم . 5 دقيقه بعد چراغ ها رو همه خاموش کرد و رفت تو اتاقش . من هم 15 دقيقه بعد که رفت بخوابه رفتم در اتاقش . يواش در زدم . نه بابا خواب خوابه . يواش در اتاق رو باز کردم رفتم تو اتاق . نه بابا مثل اينکه ميدونست من اينکار رو ميکنم .تمتا لباساشو بيرون اورده و خوابيده . چه حالي .من يواش يواش پتو رو از روش کشيدم کنار ميترسيدم بهش دست بزنم . نکنه بيدار شه . ول


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

شدت هوس بهش افتاد زنم ديگه تحمل ديدن اين صحنه ها رو نداشت خودشو از پشت چسبوند به مادرش دستاش كس مادرش و كيرمنوگرفته وبودند . منهم نميدانستم از كجاي بدنش شروع كنم . زنم سرشو آورد جلوو لبامو گرفت شروع كرد از من لب گرفتن . دستاش من ومادرشو داشت مالش مي داد و دستهاي من كس و پستونهاي مادرزنم رو .مادرزنم گفت بچه ها من ديگه تاقت ندارم دخترم اجازه مي دي شوهرت منو بكنه. دخترش گفت البته كه اجازه هست دراز بكش تا با تمام قوت تو رو بكنه نمي دوني شوهرم چقدر قوي و زيبا آدمو مي كنه منو كه هروفت ميكنه سير نمي شم با اين حرفها مادرشو به پشت رو زمين خوابوند بعد كنارش به پهلو دراز كشيد و شروع كرد مالشش دادن ديگه كيرم داشت منفجر مي شد . زنم رو به من كرد و گفت عزيزم بيا و كسي رو كه منو به دنيا آورده رو بكن كس زيباشو كه منم دوستش دارم بكن منهم آروم آروم به پهلوكنار مادرش خوابيدم دستمو گذاشتم روي كس خيس خيس و نمناك و لزجي بود خيلي نرم بوسيدمش سرمو بالا آوردم ديدم زنم صورتش آورده نزديك لباش و گرفتم و بوسيدمش . بهش گفتم اجازه هست برم روش لبخندي زد و گفت آره عزيزم برو ولي بعدش منم هستم بعد رو به مادرزنم كردم و گفتم دوست داريد يانه اجازه هست ؟ با يك اوه وناله حشري جواب منو داد يواش يواش روفتم روش زنم از عقب داشت كيرم منو روي كس مادرش قرار مي داد داشتم به چشماي مادرزنم زل زده بودم بهش با حالت شهوت گفتم نترسي آروم آروم مي فرستم تو خودتو شل كن اينوكه گفتم احساس كردم زنم داره كيرو كس با هم ليس مي زنه كمي فشار دادم آروم كيرم توي كسش رفت يك آه و كرد كه داشتم همانجا تمام مي كردم كم كم شروع كردم بالا پايين كردن زنم هم داشت پستانهاي مادرش رو مي خورد كم كم حركات تندتر و تندتر شدند .مادرزنم ديگه داشت ديونه مي شد . ميگفت بكن تا ته بكن .جرم بده اين كس مال تو هستنش بكنش بكنش بكنش با تمام وجود احساس لذت مي كرد م مادرزنم درزيرم داشت حسابي لذت مي برد و زنم نيز داشت هم كس و كير رو باهم ليس مي زد كم كم داشت آبم مي آمد گفتم من دارم تمام مي كنم زنم گفت نه تراخدا من ماندم بعد به مادرش گفت بسه حالا نوبته منه آمد و روي مادرش درازكشيد و من از عقب يواش كيرم رو داخل كسش جاي دادم دو تا كس روي هم افتاده بودند بعداز مدتي كيرم رو درآوردم و توي كس مادرزنم كردم دوبار از اون درآوردم و توي كس زنم كردم ، ديگر داشتم تمام مي كردم . بهشون گفتم من دارم تمام مي كنم البته اونا هردوتاشون ناي حرفزدن رو نداشتن من بلند شدم و كيرم رو جلوي صورت آنها گرفتم هردوتاشون كيرمو گرفتن و وبا دوتا حركت كوچك تمام صورتشونو رو با آبم مني شستم ديگه داشتم پس مي افتادم از هردوتاشون لب گرفتم و روي مبل پهن شدم اونام داشتن همديگر و بوس مي كردن با اينكه كاملاُ تخليه شده بودم ولي از ديدن عشق بازي اونا بازهم داشتم تحريك مي شدم. مادرزنم گفت بچه بلندشيد بريم حمام . همينكه رسيدم حمام و آب گرمي بهمون خورد دوباره حالمون تغيير كرد مادرزنم كيرم رو گرفت شروع كرد ساك زدن زنم هم كس مادرش رو داشت مي خورد و من هم از زير داشتم كس زنم رو مي خوردم آبم رو داشت مي آورد بهش نگفتم يهو تمام آبم رو توي دهنش خالي كردم مادرزنم خنديد و گفت ناقلا اين كاررو بايستي توكس زنت بكني با اين حرفش زنم جيغي از شهوت كشيد و گفت من كيرمي خوام گفتم الان ، سريع مادرش از پشت گرفتش و من پاهاشو دادم بالا ، كسش زد بيرون مادرش گفت دخترخوشگلم كستو الان يه كيربزرگ مي گيره . مطمئن باش كه خودت ارضا مي شي . بعد پستونهاي زنم را از پشت گرفت و شروع كردن مالشش دادن . آروم كيرم رو گذاشتم روي كسش . گفتم همه نگاه كنيد كيرم رو هل ميدم تو . به مادرش گفتم : دخترت را ببين كسش و كير منو دارم مي كنمش همين حرفها باعث شد تا مادرش و خودش من هرسه باهم به ارگاسم برسيم و من تمام آبم رو توي كس زنم ريختم . كيرم رو كه كشيدم بيرون آب مني ام با فشار اومد بيرون مادرش با انگشتاش داشت اون و مزمزه مي كرد و چوچوله دخترش رو بازي مي داد . تا اينكه ديگه هرسه خسته از حمام اومديم بيرون . تا ساعت 7 عصر خوابيديم . عجب روزي بود آنروز . من و زنم و مادرم هرچند وقت يكبار باهم هستيم . البته قرارگذاشتيم كه هيچ وقت من ومادرش بدون دخترش باهم نباشيم ولي يكبار نتونستيم جلوي خودمونو بگيريم آن هم وقتي بود كه زنم در بيمارستان بود آنهم براي بدنيا آوردن بچه اي كه در مقابل مادربزرگش نطفه اش بسته شده بود

پیتزا

يه چند وقتيه که برايه سرگرمي ميرم پيش پسر داييم تو مغازه پيتزا فروشي. داييم برايه مهران يه مغازه جمع و جور خريده تا بتونه برايه خودش کار کنه و خوش بگذرونه.تو مغازه چند تا کارگر کار ميکنن من و مهران هم ميشينيم پشت ميز و به تلفن ها جواب ميديم و.... يه روز که مثل هميشه رفته بودم پيش مهران چند دقيقه نگذشته بود که يه کس توپ اومد تو مغازه ! اومد پشت ميز و گفت آقا ببخشيد اگه امکان داره يه مخصوص.منم که با جفت چشمام تو نخش بودم گفتم چشم شما بفرمائيد الان حاضر ميشه.مهران هم که هروقت ولش کني ميره توالت! ( بيچاره ناراحتي کليه داره ) وقتي اومد بيرون من حواسم نبود(تو نخ دختره بودم) يه دونه زد پس کلم و گفت: يابو اگه جنبه نداري برو گم شو اون ور بشين اگه نگاهش تو چشت بيوفته ببينه داري اينطوري نگاهش ميکني که خيلي ضايع ميشه.من ميشناسمش دو سه ماهي ميشه که اومدن تو اين محل. آمارش رو از بچه ها گرفتم مثل اينکه اسمش نگار ه و باباش کارش بيزينسه و دائم در سفره.مامانش هم که فقط به فکر خوش گذرونيه صبح ميره شب مياد. اين دختره هم که معمولا شب و روز تو خونه تنهاست واسه همين هم فکر کنم يا کون گشاده يا بلد نيست که ناهار درست کنه واسه همين مياد بيرون غدا مي خوره. بهش گفتم خوب کوني چرا زود تر نگفتي؟ گفت حالا که فهميدي ميخواي چه گهي بخوري؟راست ميگفت مثلا ميخواستم چيکار کنم؟يعني چيکار بايد ميکردم که بتونم يه فيضي ازش ببرم!!از اون ماجرا چند روزي ميگذشت منم تو اين چند روز نرفته بودم مغازه آخه سرم حسابي شلوغ بود.وقتي که بعد از چند روز رفتم تو مغازه دوباره نگار اومد تو مغازه.لامسب هروقت که ميديدمش کيرم آنتن ميداد!!دوباره اومد و گفت آقا ببخشيد همون سفارش قبلي.گفتم پيتزا مخصوص ديگه...گفت بله.گفتم شما بفرمائيد الا حاضر ميشه.همش تو فکر اين بودم که چه جوري سر حرف رو باهاش وا کنم.تو همين فکر بودم که برايه حساب کردن اومد پشت ميز.گفت چقدر ميشه گفتم قابل نداره...بلاخره بعد از کلي تعارف پولش رو داد و رفت تا رسيد دم در يهو گفتم ببخشيد نگار خانوم...((عجب سوتيه تخمي داده بودم!!خوايه هام چسبيده بود زير گلوم گفتم الان بابام رو در مياره)يه دفعه برگشت با يه لبخند گفت: بله.يه کم آروم شدم و بهش گفتم : شما مگه نميدونين که ما سرويس هم داريم؟ گفت: ولي من که دم در هيچ سرويسي نميينم.گفتم: خوب سرويسمون رفته در خونه مشتري.گفت: آها... من الان چند وقتي ميشه که ميام تو اين مغازه يعني هر وقت که من ميام شما سرويس ندارين؟((اي کير تو اين شانس بازم ضايع شده بودم.آخه ما که اصلا سرويس نداشتيم))گفتم خوب شما هروقت که احتياج داشتين ميتونين زنگ بزنين خودم براتون ميارم.چشمم کور دندم نرميه خنده اي کرد و گفت باشه پس شما لطف کنين کارت مغازتون رو به من بدين..اسمم رو پشت کارت نوشتم و موقع دادن کارت از عمد دستمو زدم به دستش.از اون ماجرا يکي دو روزي ميگذشت ديگه نگار نيومد مغازه دلم داشت شور ميزد. پيش خودم گفتم اين دختره کدوم گوري رفته.به مهران گفتم سابقه داشت که اين نگار يکي دو روز نياد اينجا؟مهران کس کش هم که هي مارو مسخره ميکرد گفت: پريود شده.گفتم جون ننت بگو ببينم آره يا نه؟گفت نه سابقه نداشته....که يهو تلفن زنگ زدبا عصاب تخمي گوشي رو برداشتم_ بله..؟_ الو سلام. پيتزا مهران_ بله بفرمائيد._ شما آقا بابک هستين؟_ بله شما؟_ من همون مشتريه هميشگي هستم._ ن ن نگار خانوم._ بله((تو کونم عروسي شده بود)).چسبيدم به سقف!!_بله بله خوب هستين؟_ممنون خوبم._ چند وقتيه که ديگه مارو قابل نميدونين؟_ ديگه اين دفعه گفتم که اگه ميشه با سرويس سفارش بدم.اگه ميشه همون سفارش هميشگي ولي دو تا._ چشم چشم حتما. آدرس رو لطف کنين_ ياداشت بفرمايين..گوشي رو قطع کردم.سريع به علي(يکي از اون کارگرا) گفتم که سريع 2تا مخصوص آماده کن.مهران هم که طبق معمول.... رفتم با لگد محکم کوبيدم به در توالت و گفتم مهران جون کونت بسوزه نگار همين الان زنگ زد 2تا مخصوص سفارش داد دارم ميرم خونشون.گفت کوني نميتونستي مثل آدم ضرتو بزني؟بعد از مدتي پيتزاها حاضر شده بود که گرفتم و سوئيچ رو از تو کاپشن مهران برداشتم و بهش گفتم: مهران من ماشين رو مي برم زود ميارم. تا اومد حرف بزنه اومدم بيرون.بالاخره رسيدم دم خونشون.زنگ زدم درو باز کرد رفتم تو.عجب خونه اي يه خونه ويلايي توپ در بهترين جايه زعفرانيه.از پله ها رفتم بالا درشون نيمه باز بود ولي با اين حال بازم زنگ زدم.گفت بفرمايين در

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

بازه.رفتم داخل.تونخ خونه بودم که يهو ديدم جلوم وايساده. وااااااي پسر عجب هيکلي. يه تي شرت سفيد خوشگل با يه شلوار دمپا گشاده آبي. مو هاش رو هم انداخته بود رو دوشش سينه هاشم که انگار داشتن به من سلام ميکردن.بعد از چند ثانيه به هم نگاه کردن بالاخره به حرف اومد_ سلام_ سلام_ خوبي؟_ مرسي خيلي ممنون.سفارشتون رو...._ ممنون.بذارينش رو ميز.شما ازکامپيوتر هم سر در ميارين؟_ بله.مشکلي پيش اومده_ ميشه يه لطفي در حق من بکنين؟_ بفرمايين._ چند روزي ميشه که اين (سي دي رام) کامپوترم خراب شده.چند وقت پيش پدرم برام بازش کرده بود گفت که خراب شده.منم فرداش رفتم يکي ديگه خريدم ولي ديگه پدرم نبود که برام جا بندازه.ميشه شما يه لطفي کنين و...._ چشم چشم حتما.حالا بايد کجا برم؟_ از اين طرف بفرمايين.ببخشيد که من جلوتر ميرم ها؟_واي خدايه من عجب کوني داشت.پيش خودم گفتم خوش به حال اوني که تا ته ميکنه تو کونش.سوتينش هم که کاملا از زير پيراهنش معلوم بود.در اتاقش رو باز کرد.رفتيم تو.عجب اتاقي بود.در و ديوارش پر شده بود از عکس هايه (دي جي علي گيتور).گفت آقا بابک اونجاست.ديگه هر گلي زدين به سر خودتون زدين.بعد از حدود 10 دقيقه کارش رو براش انجام دادم.گفتم که بفرمايين تموم شدگفت: امتحانش نميکنين؟گفتم: حتما شما لطف کنين يه سي دي به من بدين تا...نذاشت حرفم تموم بشه.رفت تو کيف سي دي هاش يه سي دي بهم داد گفت بفرمايينسي دي رو گرفتم و گذاشتم...يه دفعه خشکم زد.يه سي دي سکس بود.برايه اولين بار بود که تو زندگيم داشتم خجالت ميکشيدم.بعد از چند دقيقه با يه لحن مسخره آميزي گفت: ببخشيد.شرمنده.اصلا حواسم نبود.معذرت ميخوام.منم که ديگه حسابي حشري شده بودم گفتم: شما ببخشيد که ما سعادت نداشتيم زود تر از اينا خدمتتون برسيميه لبخندي زد و منم دستش رو گرفتم و چسبوندمش به خودملبام رو تو لباش قفل کرده بودم.بردمش انداختمش رو تختش.هنوز لبام تو لباش بود.بلاخره لباش و بيخيال شدم و رفتم سراغ سينه هاش.سوتينش رو با کمک خودش باز کردم و افتادم به جون سينه هايه مثل برفش.از تخت سينه ش گرفته تا پايين نافش رو شروع کردم به ليس زدن.بد از اون به شوخي بهش گفتم که ميتونم برم يه سر به نگار کوچيکه بزنم؟گفت: نگار کوچولو منتظره بابک کوچيه شماست.بيشتر از اين منتظرش نذار.زيپ شلوارش رو باز کردم.شرتش رو با کمک دندونم و دستم کشيدم پايين.اون داشت همه اين کارا رو نگاه ميکرد.واسه همين تندتر نفس ميکشيد.عجب کسي بود.تميز و تپل مپل.يه تار پشم هم به چشمم نخورد.عجب بويي داشت انگار که يه شيشه عطر خالي کرده بود روش.اصلا بوش با بويه کس هايه ديگه که شکار کرده بودم!! فرق ميکرد.شروع کردم به خوردن.حالا نخور کي بخور.موقع خوردن کسش هر 2تا دستام دو دستاش بود و همش دستايه منو فشار ميداد.ميدونستم که حسابي داره کيف ميکنه.يه دفعه ديدم که دستام رو ول کرد.آره درسته به ارگاسم رسيده بود.باورم نمي شد که تا اينقدر بهش حال داده باشم.ولي کير بيچاره من چي؟اونم بايد يه حالي ميکرد.واسه همين بلندش کردم و نشوندمش رو به کيرم.شلوار و شرت من رو از تنم خارج کرد و شروع کرد به خوردن کيرم.با دقت هرچه تموم تر داشت اين کار رو انجام ميداد.کم کم داشت آبم ميومد که بلندش کردم و گفتم بسه ميخوام بگامت.گفت: لطف ميکنين.خوابوندمش روبرويه خودم و کيرم رو ميمالوندم به کناره هايه کسش.گفت: بيمعرفت دارم مي ميرم بکن تو.بهش گفتم مگه پرده نداري.گفت نه قبلا يکي کسم رو افتتاح کرده. بعد از اين حرفش کيرم رو که حسابي با آب دهنش ليز شده بو رو فرستادم تو کسش.کسش خيلي داغ بود حسابي داشت به کيرم خوش ميگذشت.بعد از مدتي مکث شروع کردم به عقب جلو کردن.تا به امروز هيچ منظره اي ديدني تر از اين نيست که سينه هايه دختر و هنگام کردن نگاه کني که چطور مي لرزه ((پيشنهاد ميکنم يک بار امتحان کنين)) تو حين تلمبه زدن ياد اون لحظه اي افتادم که چشمم به کونش افتاده بود و اون حرفم که گفتم خوش به حال اوني که تا ته ميکنه تو کون اين دختره.بلا فاصله کيرم رو از تو کسش خارج کردم و بهش گفتم برگرد ميخوام کونت رو امتحان کنم.يه خواهشي تو نگاهش بود که انگار ميگفت نه.آره درست بود گفت:بابک نه از عقب نه باسنم بد شکل ميشه در ضمن درد هم داره منم تجربه سکس از عقب رو ندارم.گفتم: نه عزيزم با يه بار بد شکل نميشه... بالاخره راضي شد.به صورت چهار دست و پا قرار گرفته بود.منم رفتم پشتش.بهش گفتم که حاضري که با حرکت دادن سرش آمادگي خودش رو اعلام کرد.بعد کيرم رو کم کم وارد سوراخ تنگ کونش کردم.بعد يکدفعه با فشار تا ته کردم تو کونش.يه دفعه يه جيغي زد که هنوز هم گوشم داره سوت ميکشه... راست ميگفت انگار که هيچ کس کون اين دختر رو کشف نکرده بود.کيرم هنوز تو کونش بود که کم کم شروع کردم به عقب جلو کردن.کم کم داشت خوشش ميومد.بعد از چند بار جلو عقب کردن هم که ديگه داشت ميگفت:دارم جر مي خورم....عجب کيري....دارم گائيده ميشم تند تر... تند تر...با هربار تو رفتن کيرم شکمم به کونش برخورد ميکرد و يه سري موج هايه قشنگ رو کونش نقش مي بست که با ديدن اين منظره قشنگ بيشتر تحريک مي شدم....آب داشت ميومد.چاره اي جز بيرون کشيدن کيرم نداشتم گفتم نگار آبم داره مياد.....برگشت و تموم آبم رو خالي کردم رو سر و صورت و سينه هاش.... بعد هر دو باهم بيحال و خسته افتاديم رو تخت بغل هم. نگار گفت: بابک دقت کردي وقتي آب تو اومد آب اين پسره هم تو اين فيلم سکس اومده... راست ميگفت برگشتم يه نگاه به مانيتور انداختم پسره هم مثل من ريخته بود رو سر و صورت دختره بعد از کلي لاس زدن دوباره باهاش گفتم من ديگه ميرم.امروز خيلي کار و کاسبي خوب بود.گفت: ميدوني چرا دوتا پيتزا سفارش دادم؟گفتم نه گفت واسه اينکه ميدونستم بعد از کلي حال کردن هر دوتامون گشنمون ميشه.پيش خودم گفتم که راست ميگه منم گشنم شده.با هم ديگه نشستيم غدا خورديم....بعد از اون ماجرا چتد روزي بود که ديگه نگار نيومد مغازه.يه روز که اومد گفت: بابک واسه هميشه قصد داريم که بريم دبي زندگي کنيم.منم جلويه مهران و چند تا مشتري اون رو بغل کردم و بوسيدمش.الان هم که دارم براتون اين داستان رو تعريف ميکنم با چت کردن و ايميل باهم در تماس هستيم

دماوند

مريم اسم دختري بود که تازه تو اينترنت باهاش آشنا شده بودم.بالاخره بعد از چند روز چت کردن و چند جلسه با تلفن صحبت کردن اولين قرارمون رو گذاشتيم.روز قرار رفتم يه دوش گرفتم و حاضر شدم واسه رفتن. رفتم تو پارک ساعي . بعد از حدود 5 دقيقه منتظر شدن چشمم به يه دختري افتاد که داره مياد به سمت من.اومد جلو و باهم دست داديم و نشستيم. چند دقيقه اول که فقط داشت من رو نگاه ميکرد.گفتم : مريم جون مشکلي پيش اومده؟ گفت : نه فقط دارم نگات ميکنم.گفتم: زياد نگا نکن شب کابوس مي بيني. يه خنده اي کرد و گفت اختيار دارين شما سرورين.مثل اين که به دلش نشسته بودم حالا وقتش بود که بزنم تو فاز شغل اصليم يعني سکس!! بلند شديم و شروع کرديم به راه رفتن.دستش تو دستم بود و راه ميرفتيم..._مريم گفتي خونتون کجا بود؟_دماوند._آها آها... ببخشيد يادم رفته بود.ببينم حالا چرا رفتين اون جا خونه گرفتين._بابام گفته که بهتره بريم نزديک پدر بزرگ و مادر بزرگم زندگي کنيم._ايول به نظر منم جايه قشنگيه (تا به حال دماوند نرفته بودم!!)._ الان که اومدي مامانت نگران نشد؟ نگفت کجا ميري؟_نه بابا... من هروقت که دوست داشته باشم ميام تهران پيش خاله ام و دختر خاله ام._ ببينم تو دماوند شما باغ هم دارين؟_آره بابا پس چي خيال کردي پدر بزرگم به باغ داره خيلي بزرگه.تابستون که ميشه هممون جمع ميشيم تو باغ و کلي خوش ميگذرونيم._(آخ جون!! ياور مکان هم که استاد شد). الان هم که تابستونه پس ما هيچي ديگه... کسي مارو تحويل نمي گيره؟_اختيار دارين آقا بابک شما که مارو قابل نمي دونين.اگه بياي حتما باغ هم ميبرمت.اون چند ساعتي که کنار مريم بودم بالاخره تموم شد. تو ماشين که نشسته بودم همش هيکلش جلويه چشمم بود يه صورت با نمک و سينه هايي نسبتا کوچيک. چند بار ديگه هم رفتيم بيرون و بالاخره تصميم گرفتم که حرفم رو بهش بزنم..._مريم..._جونم؟_يادمه گفتي که پدر بزرگت يه باغ خيلي بزرگ داره. درسته؟_آره چطور مگه؟_ (به شوخي گفتم)منم تو باغتون راه ميدي...؟_(با خنده). گفتم که اگه دوست داري يه روزقرار ميزارم که باهم بريم تو باغ._فردا خوبه؟_ببين صبر کن من برم خونه يه آمار بگيرم ببينم که کسي نمي خواد بياد اون جا.بعد شب بهت زنگ ميزنم باهات هماهنگ ميکنم.باشه؟_پس شب منتظره زنگت هستم..._باشه_خدا حافظ_تا شب.بايمن سواره ماشين شدم و حرکت کردم.شب حدودا ساعت ده بود که بهم زنگ زد._بله..._سلام آقا بابي.خوبي؟_سلام ماري خانوم.خوبم تو خوبي؟_فدات شم.ببين بابک فردا ساعت نه صبح بيا دم پارک(ساعي) که باهم بيايم طرف باغ.باشه؟_ايول پس جور شد؟_آره._باشه. چشم. فردا ميبينمت_ساعت نه .قربانت باي_بايصبح شده بود.ساعت هشت و نيم بود که راه افتادم به سمت پارک. حوالي ساعت نه بود که رسيدم.ديدم اون جا واساده اومد سوار شد و حرکت کرديم.تو راه شروع کرديم به جک تعريف کردن. يکي من ميگفت يکي اون. ديگه طاقت نداشتم و شروع کردم به تعريف جک هايه يه کمي و بعد کاملا سکسي. اولين جکي رو که داشتم ميگفتم زول زده بود تو چشام و داشت بر و بر منو نگا ميکرد.جک که تموم شد زد زيره خنده و گفت: نگفته بودي که از اين حرفا هم بلدي.گفتم: خوب ديگه چيکار کنيم.بعد از مدتي دستش رو گذاش رويه رون پام و گفت: بابک ميخوام آهنگ گوش کنم. يه سي دي براش گذاشتم تا يه کم آهنگ گوش کنه. تو راه دستش رو پام بود و داشت کم کم با پام بازي ميکرد.بعد از مدتي گفت: بابک رسيديم. تو همين جا ماشين رو پارک کن تا من بيام.منم ماشين رو پارک کردم و منتظر شدم.بعد از چند دقيقه ديدم اومد._کجا رفتي؟_رفتم خونه به مامانم اينا گفتم که ميرم خونه سميه._سميه کيه؟_سميه دختر همسايمونه.حالا راه ميوفتي يا بازم ميخواي سئوال کني؟_ها... آها آها بريم بريم...بعد از کمي پياده روي رسيديم به باغ.خدائيش عجب باغي بود.بزرگ و زيبا.هرچي که بگم بازم کم گفتم.تو باغ در حال قدم زدن بوديم دستش تو دستم بود و از همه چيز و همه جا باهم صحبت کرديم. _مريم_بله_اين


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

 

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

واي نادر اصلاً فکر نمي کردم اينجوري باشه . خودم رو زدم به نفهمي گفتم چي يواش زد به کپل کونم و گفت بابا هيچي که بر گشتم و بغلش کردم و مثل يه لحاف کشيدم روي خودم هردو تامون چربي چربي بوديم و روي هم سور مي خورديم با يه حرکت اون رو بردم پائين و خودم روش قرار گرفتم همينجوري که سعي مي کردم محکم بهش بچسبم و لاي پاهاش برم سعي مي کردم کيرم رو از روي شرت به کسش بمالم توي همون حال بهش گفتم ليلا گفت جونم گفتم دوست داري اونجا رو بليسم . با يه حال مظلوم و عشوه گفت نه گفتم چرا دوست نداري . واسه اينکه من ناراحت نشم چهره خودش رو مهربونتر کرد و گفت تو دوست داري با سر اشاره کردم آره اون هم سري تکان داد و رضايت خودش رو اعلام کرد سور خوردم و رفتم پائين با دست لبهاي کسش رو از هم باز کردم و با نوک زبون کردم تو و شروع کردم به تحريک چوچولش واي که ليلا داشت داد مي زد و من هي بهش مي گفتم جون بازم ميخواي يبار سرم رو آوردم بالا اصلا يادم نبود که از خودم وجه خوبي براي اون درست کردم يا اصلاً يادم نبود که باهم مثلا صيغه کرديم توي اون حال حشري اون رو بهش کردم و گفتم هان چيه ببينم شوهر سابقت اينجوري نمي کرد که ليلا خيلي ناراحت شد اما زودي با عذرخواهي از دلش درآوردم و مشغول ليسيدن کسش شدم که چشمم به سوراخ کونش افتاد واي چه نبضي داشت مي زد ياد حرف دکتر افتادم که سالم سالم اما چه جوري ليلا رو راضي کنم گفتم جهنم بزار يه ليس بزنم ببينم عکس العملش چيه زبونم رو يکمي آوردم پائين و از زير سوراخ کون سه ليس حسابي تا لب کسش کشيدم که صداي ليلا در آومد واي اونجارو ديگه نه همينجور که سرم لاي پاهاش بود گفتم چرا چيه بدت مياد ديد دوباره اين کار رو کردم دستش رو آورد به سمت کونش و سعي مي کرد نزاره من بليسم رهاش کردم و کمي بالا امدم کلم از لاي پاهاش بيرون بود و گلوم به کسش چسبيده بود آروم با دستم شرتم رو بيرون کشيدم و از روي ليلا بلند شدم تا اون ديگه قد و قواره کيرم رو ببينه روي سينه اون نشستم و کيرم رو با دست سمت صورتش گرفتم يکمي اخم کرد و گفت ا نکن . بردم جلو با دست کنار زد اما آروم ماليدم روي صورتش که صورتش رو کنار زد . بهش گفتم حالا نوبت تو هست . گفت چي با اشاره به کيرم گفتم نوبت تو گفته نه نه من خوشم نمياد . با يه اخم الکي بهش گفتم ببين توي زناشوئي اين حرفا نيست تو هم بايد منو بتوني ارضاء کني و از اين حرفا بالاخره با کلي مکافات راضي کردم و کنارش روي تخت طاق باز خوابيدم کير کلفت و بلند خودم رو مثل يه اعلم گرفتم توي دستم نزديک اومد و با دست آروم گرفتش يه بوسه کوچولو به سر کيرم زد بعد با يه حالي زبون زد و کم کم ليس مي زد معلوم بود که تا حالا کير رو نليسيده بود بهش گفتم اينجوري نه کامل بکن تو دهن دوباره اخم کرد و گفت نه . گفتم بخدا تميزه .نه نه بين ليلا الان من داشتم بهتر از اين با تو مي کردم من از آلت تو حالم بهم خورد؟ زن و شوهر که از هم نبايد و..... خلاصه کرديم توي دهنش با آب و تاب اون رو مي ليسيد . لذت مي بردم و توي دلم مي گفتم که بايد ياد بگيري بالاخره روزي به دردت مي خوره . حالا نوبت اصلي کاري بود بلند شدم روي تخت خوابوندمش و پاهاش رو از هم باز کردم و هر کدوم از لنگه پاش رو گذاشتم روي شانم داشت با يه نازي به من نگاه مي کرد وقتي سر کيرم بهش چسبيد دستم رو گرفت گفت نادر جون يواش ببر تو باشه يه چشمکي بهش زدم و گفتم عزيزم نگران نباش مواظبم بعد سعي کردم سر کيرم رو از روي سوراخ کونش بچسبون و بکشم بالا که يه لحظه حس کرد که مي خوام از جلو بزارم توي کونش که گفت آي آي نه نه گفتم نترس کاري ندارم دو سه بار اين کار رو کردم و هربار بيشتر مي ناليدم طوري که لبهاي کسش از هم باز مي شد و سر کيرم از اون لا رد مي شد دفعه آخري که از کونش بالا کشيدم دم سوراخ کسش که رسيدم فشار رو بيشتر کردم که سر ختنه گاه رفت توش يه آخي گفت و چشماش رو بست فشار رو بيشتر کردم که بيشتر داخل بشه راحت تو مي رفت چون کلي خيس شده بود خيلي با احتياط کيرم رو هل دادم تو و رفته رفته اوف و اوف ليلا تمام اتاق رو گرفته بود وقتي تا ته رفت بيرون کشيدم و با هرچي فشار داشتم دوباره کردم تو يه هي محکم کرد و بدنش کاملاً شل شد انگاري راهش هم بازتر شده باشه من شروع کردم به تلمبه زدن . تمام کسش رو روي کيرم حس مي کردم محکم از کمرش گرفته بودم که عقب نره چون از درد داشت سعي مي کرد بي اختيار از من فاصله بگيره اما من همه سعي خودم رو مي کردم اون رو نزديک خودم بکشم خسته شدم کيرم رو تا ته کردم تو و محکم بغلش کردم تا موهاي سينم به پستووناش بخوره واي چه لذتي داشت سعي مي کردم کيرم رو توي کسش به صورت نبض زدن کلفت تر کنم که هربار اون يه اوف ناز مي گفت خلاصه هي تلمبه مي زدم و هي چند ثانيه توقف و تکرار اون کار . اون هم اف و اف راه انداخته بود و هي بهم يادآور مي شد که وقتي خواستم خالي بشم بکشم بيرون با سر بهش اطمينان ميدادم بعد بيرون کشيدم و سريع برشگردوندم به پشت مي خواستم از کون بکنمش اما هرچي اصرار کردم و بهش گفتم که اصل اختلاف با زن سابق و از اين حرفها قبول نکرد فقط رضايت داد که از همون پشت بکنم لاي پاهاش اين هم غنيمت بود لاي پاهاش کيرم رو کرده بودم و مي تونستم حس کنم که هربا که سر کيرم به سوراخ کونش ماليده مي شه چه حس و حالي بهم دست مي داد بيشتر فشار مي دادم جداً که اين کار از جلو گذاشتن بهم بيشتر حال مي داد انقدر فشار دادم که آخرين بار سر کيرم از همون پشت رفت توي کسش يه محکم جيغ کشيد اما نمي تونست خودش رو از زيرم کنار بکشه من هم تا اونجا که مي تونستم کيرم رو راهي کسش کردم و هي تلمبه واي که ليلا چه جيغهاي مي کشيد . که يهو حس کردم دارم خالي مي شم بيرون کشيدم و سر کيرم رو گذاشتم چاک کونش و با دست محکم دو سه بار ماليدمش که آب داغ کيرم پاشيد روي کون وکپل و کمرش نمي دونم چرا اما تا حالا اونجوري نشده بودم کلي از من آب مني خارج شد و شدت فشارش طوري بود که کمي هم به گردندش پاشيده بود بعد همينجوري که کيرم لاي چاک کونش بود و آب مني هم اون اطراف زياد پاشيده بود سعي مي کردم با سر کيرم به همه جا بمالونم خصوصا اطراف سوراخ کونش بعد همونجور بغلش کردم و نيم ساعت روي هم خوابيديم . اون روز گذشت اما در فکر تدارک اون بودم که اون کون سالم رو بالاخره بازش کنم .

بله توي اين سه ماه کارمون شده بود عصرها باهم بيرون مي رفتيم و همه حرفهامون آخرش به سکس مي کشيد يه چندتا سايت راپي ( به زورگائيدن) رو بهش معرفي کردم باورش نمي شد اما بهش مي گفتم خيلي دوست دارم که اون رو با اصرار بکنم يعني وانمود کنه که من بزور بهش تجاوز مي کنم اما اين کار عملي نشد و روز پنجشنبه ها هم روز زفاف بود . دومين بار که با ليلا لخت توي تخت خواب بودم اين بار هم با کلي ماساژ و ماليدن از اون خواستم روي کيرم بشينه اينجوري براش راهت بود وقتي روي زمين دراز کشيدم اون مثل چنباتمه روي کيرم نشست با دوتا انگشتش لبهاي کسش رو از هم باز کرد قشنگ سرخي داخل کسش ديده مي شد سر کيرم رو چسباند به لبهاي کسش و آروم آروم نشست با هربار تو رفتن داشت اوف و اف مي کرد واي که اين حالش من رو بيشتر حالي به حالي مي کرد. وقتي کاملا روي کيرم نشست اون رو بغل کردم تا کاملا روي سينه هاي پراز مو بخوابه خالا دستام به کون و کپلش مي رسيد لاي چاک مونش رو توي همون حال تحريک مي کردم ليلا بقدري حشري بود که هي عقب جلو مي کرد تا کيرم توي کسش بازي بکنه واي اينبار ليلا خيلي راحت بامن سکس مي کرد معلوم بود که کاملا بهم اطمينان کرده بود با انگشتم انقدر سوراخ کونش رو ماليده بودم مي دونستم الان وقتشه چون کاملا چربي بود توي يه فرصتي که جلو عقب مي شد يهو انگشتم رو کردم توي کونش يه واي کرد او فوري دست انداخت تا دستم رو کنار بزنه اما دست بردار نبودم چند بار همين کار رو کردم که از روم بلند شد و روي تخت خوابيد من روش قرار گرفتم و باز پاهاش رو از هم باز کردم و فوري کردم توي کسش اما از زير دوباره با انگشت شروع کردم به بازي کردن با سوراخ کونش از اون انکار و از من اصرار هي ميکردم تو و اون با دستش انگشتم رو بيرون مي کشيد ديگه ديونه شده بودم با زور برش گردوندم و با حالت جدي ازش خواستم که قبول بکنه وگر نه بزور مي کنمش اون ناراحت شد اما واسه اينکه دوستم داشت گفت نادر جون فقط همين يه بار اما ترا بخدا به جون من يواش تر اخه من تاحالا از پشت اين کار رو نکردم مي ترسم دلداريش دادم گفتم اصلان نترسه من مواظب هستم واي وقتي کونش رو راحت جلوي من شل کرده بود داشتم ديوانه مي شدم وقتي داشتم اون سوراخ تنگ رو مي ديدم و تصور مي کردم الان اين کير به اين کلفتي رو مي کنم توش حالي بهم دست مي داد دوباره لوسيون رو برداشتم و کاملاً چربي کردم يکي دوبار هم با انگشت کردم تو که با جيغ خودش رو جمع کرد بهش گفتم که بايد خودش رو شل نگه داره و الا دردش زياد مي شه . دختره بيچاره از ترس تمام بدنش مي لرزيد اما چون دوستم داشت نمي خواست که من ازش ناراحت بشم . هرکاري کردم روي زانو و دست هاش واسه نمي تونست تا مي آمدم کيرم رو به کونش بچسبونم روي زمين ولو مي شد . يه چند تا بالش گذاشتم زير شکمش تا کپل کونش رو به بالا واسه .گردن کيرم رو گرفتم و تا زور داشتم فشارش دادم طوري که سر کيرو تا سه چهار ميل کلفتر شد سياه متمايل به قزمز شده بود اين کار رو هم توي يه سايت خارجي ياد گرفته بودم محکم از کمرش گرفتم تا از جلو نپره همينجور که محکم کيرم رو فشار مي دادم تا سرش کلفت تر بشه نزديک سوراخ کونش کردم آروم ماليدم و کم کم اين مالش رو بيشتر کردم و صداي ليلا هم با تند شدن مالش هم بيشتر مي شد حس کردم که يکمي فشار تنگي کون اون روي کيرم تاثير مي زاره واي يه جيغ غير عادي کشيد و کاملا شل شد که کيرم رو ول کردم اما هنوز سر ختنه گاه توش بود واي ديدن اين وضعيت بيشتر منو حالي به حالي مي کرد. اما ديدم تکان نمي خوره از ترسم بيرو کشيدم و ليلا رو برگردوندم ديدم از حال رفته اما بي هوش نبود زير لبش يه چيزي نامفهوم مي گفت زودي براش يه ليوان آب آوردم و کمي هم صورتش رو شستم حالش جا آمد و ازم خواست که اين کار رو نکنم گفتم ببين همين بود ديگه تمام شد هميشه هينجوري است چون اولين بارت بود بعدا خودت مي بيني که از جلو بيشتر حال داره اما قبول نمي کرد کلي باهاش کلنجار رفتم تا دوباره راضيش بکنم تا روي زمين بخوابه بيچاره از بس که دوشستم داشت راضي شد که هر دردي رو تحمل بکنه . دوبار کيرم رو محکم فشارش دادم تا سرش کلفت بشه لاي چاک کونش رو که باز کردم ديدم يکمي زخمي شده و ازش خون آمده بود اما زياد نه دلم سوخت اما نمي تونستم اين کار رو نکنم دوبار فشار دادم تا سر کير تو رفت اون اين بار از حال نرفت ولي چنان جيغ مي کشيد ترسيدم تمام همسايه ها صدايمون رو بشنون ازش خواستم که يواش تر جيغ بزنه اون هم سرش رو برد زير بالش و سعي مي کرد آروم تر داد بزنه هي فشار مي دادم ليلا خودش رو جمع نمي کرد اما تو نمي رفت واقعا تنگ بود کلي زمان برد اما همش تا نصف کيرم بيشتر تو نرفته بود ليلا جيغ ي زد و هي مي گفت نادر جون بسه سوختم تورو جون من بيارش بيرون آخه مردم معلوم بود که زياد دردش آومده چون خيلي دست و ژا مي زد از شدت درد هم دوبار گريه کرد اما بقدري بهم حال مي داد دلم نمي آمد بيرون بکشم و فقط دلداريش مي دادم هي فشار دادم تا همه کيرم رو کردم تو کونش و به همون شکل از پشت بغلش کردم واي همه گرمي وجودش رو حس مي کردم اون هنوز جيغ مي کشيد واسه اينکه يکمي راحتش کنم کيرم رو تا نصفه بزور بيرون کشيدم و دوباره بردم تو اين کار رو دو سه بار انجام دادم تا عضلات سوراخ کونش بازتر بشه اما اين کار چنان دردناک بود که ليلا هربار با واي واي مردم دردش رو به من مي فهموند .پاهاش رو روي تحت مي کوبيد و با مشت روي بالش مي زد اين کاراش واقعاً حشريم مي کرد انقدر توي کونش نگه داشتم که حس کردم داره آبم مياد . مي خواستم بيرون بکشم اما توي يه سايت ژاپوني ديده بودم که مي شه آب مني رو ريخت توي کون . واسه همين همينجوري واستادم تا همه آبم توي کونش بريزه . واي بعدش بيرون کشيدم هنوز سوراخ کونش باز بود و و آب مني منو پس مي زد اين صحنه واقعا ديدني بود . بعد ليلا خيلي ناراحت شد و يه چند روزي باهام قهر بود اما ديوانه نمي تونست ازم بگذره چند روز بعد خودش آشتي کرد خلاصه توي اين سه ماه به اصطلاح صيغه به عناوين مختلف از کون کردمش و کلي ازش حال بردم سه ماه تمام شد و اون منتظر بود که من باهاش عقد دائم بکنم واسه همين هم روز آخري رفتارم رو بقدري زننده کرده و مثل جنده ها بهاش حال کردم چون حتي توي دهنش ريختم بعد کردم تو کونش و بعد درآوردم دوباره کردم توي دهنش بقدري ناراحت شد که کلي بد و بيرا بهم گفت و از خونه رفت بعد يک هفته بهم زنگ زد اما محلش نگذاشتم چندبار توي خيابان جلوي من رو گرفت و بهم التماس کرد و فقط مي گفت همه اين سه ماه رو بخاطر اين که باهم عروسي کنيم تحملم کرده اما من همش بهونه مي آوردم که اون هم مشکلش مثل مشکل زن سابقم داره خلاصه يه مدت بعد خسته شد و رفت . راستش از اين راه يعني سايت دوست يابي 8 زن مطلقه رو کردم که بهترين خاطره ام با ليلا بود که براتون تعريف کردم

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم سکسی  جان کلود  

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی با  جان کلود

دانلود فیلم بوسیدن جان کلود در مترو

دانلود فیلم های خفن جان کلود و ...

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی جان کلود به همراه  تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی جان کلود با سارا

ساعت از 23 گذشته بود . اگر نقشه من درست پيش ميرفت مادرم تا يك ربع ديگه تماس ميگرفت . نقشه من اين بود كه تا مادرم تماس نگرفته خونه الهه بمونم . وقتي تماس گرفت : فوراً به موبايل سامي خبر بدم كه بياد دنبالم . اينجوري مادرم فكر ميكرد كه من شب رو خونه دوستم الهه ميمونم و پدر و مادر الهه هم فكر ميكردند كسي كه دنبالم اومده مادرمه . بنابراين شب رو ميتونستم با خيال راحت پيش سامي بمونم . صبح هم قبل از اينكه مادرم به خونه الهه زنگ بزنه ميرفتم خونمون. از مدتها قبل اين نقشه رو با سامي تمرين و بازخواني كرده بوديم . قرار بود وقتي اجراش كنيم كه من چسب بيني ام رو باز كرده باشم ( آخه بيني ام رو جراحي كرده بودم ) . براي اون شب خيلي تدارك چيده بودم . موهامو رنگ كرده بودم . آرايش كامل . شلوار جين تنگ و شورت و سوتين ست سورمه اي .بالاخره ساعت 23:25 با تلفن مادر انتظار به سر رسيد. 10 دقيقه بعد سامي با دوتا بوق منو دعوت كرد .- خانم الهي فرد شرمنده خيلي زحمت دادم- خواهش ميكنم عزيزم . تو با الهه براي من هيچ فرقي ندارين- اي بابا چرا مانتو ميپوشين ؟- بيام به مادرت يه سلامي بكنم- نه .. نه … شما زحمت نكشين. خودم سلام شما رو مي رسونم . شب بخير- شبت بخير عزيزمبا عجله پله ها رو دوتا يكي پايين رفتم . و به سرعت توي ماشين سامي جونم پريدم .- سلام سامي زودباش گاز بده- سلام. به به به. خانوم خوب . از طرز حرف زنش معلوم بود مست مسته . رانندگيش هم دست كمي از حرف زدنش نداشت . تا دهكده ساحلي كه خانه خاله اش آنجا بود ( و ما قرار بود به آنجا برويم ) چند بار نزديك بود تصادف كنيم . از سامي وقتي سرش كمي از مشروب گرم بود بيشتر خوشم مي اومد . ولي الان سامي مست و پاتيل بود . اون حتي نفهميده بود كه چسب بيني ام رو برداشته ام . اين ديگه عصبانيم مي كرد . براي همين هم تا خانه خاله سامي ( كه قرار بود هرمز پسرخاله سامي اونجا تنها باشه ) اصلاً باهاش حرف نزدم .وقتي ماشين رو پارك كرد و پياده شدم از داخل خونه صداي خنده هاي مستانه چند نفر جوان مي اومد . همين يك ساعت پيش داشتيم با الهه راجع به يكي از دوستامون صحبت ميكرديم كه به خونه دوست پسرش رفته بود و دوستان دوست پسرش همگي باهم ترتيب اونو داده بودند . پاهام سست شد . با ترس از سامي پرسيدم- اينا كين ؟- دوستاي هرمز. چطور مگه ؟- من نميام تو- آخه چرا ؟- بگو برن بيرون- زشته بابا مگه خونه منه ؟- يعني اينا قراره امشب اينجا بمونن ؟- خوب آره- پس منو برسون خونمون- آخه چرا ؟مدتي طول كشيد تا سامي ( كه از زور مستي و خواب داشت از پا مي افتاد ) قانع شد كه بايد دوستان هرمز از خانه بيرون بروند و مدت طولاني تري نيز طول كشيد تا خود آنها هم قانع شدند (يا نشدند ؟ نمي دانم ) . در هر حال با بيرون رفتن آنها من و سامي به داخل خانه رفتيم . هرمز كه از اين كج خلقي من به شدت عصباني بود پوزخند مستانه اي به من زد و به نحوي كه سامي نشنود گفت :- جنده خانوم . فكر كرده تحفه است گوزو !به سرعت به داخل اتاقي كه سامي رفته بود رفتم. سامي مثل جنازه روي تنها تشكي كه روي زمين قرار داشت افتاده بود و خرناس ميكشيد . كليد روي در نبود و نميشد در را قفل كرد . پشت در نشستم . ساعت دو شب بود. خوابم مي آمد و خسته بودم . سامي اصلاً نفهميده بود كه چقدر برايش خوشكل كردم و اصلا هم به روي خودش نمي آورد كه چه ريسكي رو انجام دادم كه شب رو پيش اون اومدم و خونه رو پيچوندم . به شدت سردم بود و نياز به دستشويي داشتم . شلوار جين تنگم هم بر شدت اين نياز مي افزود. عجب شب شاهكاري !! با ترس و لرز بلند شدم و كمي لاي در رو باز كردم. هرمز داشت ظرف مي شست و براي خودش در عالم مستي آواز ميخوند . خودم رو به داخل دستشويي انداختم و خودم رو راحت كردم . هرمز متوجه من نشده بود . به اتاق برگشتم . با آن شلوار نمي توانستم بخوابم . از طرفي سردم بود و لخت خوابيدن هم (با توجه به اينكه در قفل نمي شد ) به صلاح نبود . مانتوام را روي سامي انداختم و كنارش دراز كشيدم . با اينكه خوابم مياومد يك ساعتي را هم همينجوري سر كردم . دستم رو به گونه سامي كشيدم . چشمهايش را باز كرد . - چقدر خوشگل شدي ؟- بيدارت كردم ؟- چقدر ناز شدي ؟ …..بلند شد و نشست. مرا هم بلند كرد . دستهاش رو روي شونه هام قرار داد . صورتم رو ميون دستهاش گرفت . انگشتهاش رو لاي موهام فرستاد . سرم رو به سمت خودش كشيد و لبهام رو خورد . بوي الكل دهنش و تلخي مزه لبهاش رو دوست داشتم . نيم ساعت بعد وقتي پشت به او سجده كرده بودم و


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

 

باستان سکسی آقا محمد ومامانم

آقا محمد و مامانم!

اسم من احسانه. ما یه همسایه داریم که اسمش محمده ما بهش میگیم آقا محمد که

خدا نه بهش ریش و سیبیل داده بود نه یه خانواده درست و حسابی مثل بقیه آدما.

خونه ما آپارتمانیه اونا هم همسایه پاینی ما. مثل همه همسایه ها با هم رفت و آمد داشتیم ولی آخرش مثل همه اونا نشد. بعضی وقتا مامانم میرفت خونشون که مثلا باحاجیه خانوم(ما به زنش میگفتیم) اختلاط کنن.

بعضی وقتا هم اون میومد اینجا.

بابام سروان نیروی انتظامیه و تو شهر دیگه ای هست و هفته ای دو سه شب میومد خونه و قرار بود ما هم از اول ماه رمضان بریم اونجا خونه بگیریم یعنی حدود هفت-هشت ماه دیگه.

آقا محمد و خانومش یه دختر داشتن سال سوم دبیرستان و ما هم که بابام مامان من و حوسنا خواهرم که تو شیراز دانشجو بود من هم اون موقع سال اول دبیرستان بودم.

دخترش که خداییش چندشم میشد بهش دست بزنم چون شکل و تیپ بی ریخت و حزب الهیش خیلی تو ذوق میزد انگار خدا درستش کرده بود واسه ضد حال مردا.

موضوع مامانم و آقا محمد رو وقتی فهمیدم که میخواستم با دوستام برم بیرون.

دیدم که مامان حسابی به سر و وضع خودش رسیده و میخاد بره جایی.

به شوخی بهش گفتم بیا برسونمت (آخه من یه موتور کوچیک داشتم) بهم گفت میرم

با حاجیه خانم خرید. خلاصه من هم راه افتادم و رفتم پیش رفیقا که چند خیابون پایین تر بود و موتور رو خونه پیام دوستم گذاشتم و با ماشین اون رفتیم تو شهر ولی بین راه حاجیه خانم رو دیدم که با دختر کیر مدلش اومده بودن بازار ولی مامانم باهاشون نبود.

خلاصه رفتم تو فکر که چرا مامان بهم دروغ گفته و… تا وقتیکه برگشتم. وقتی رسیدم خونه یه راس رفتم سراغ یخچال دیدم مامان هیچی نگرفته تعجب کردم مامان هم برگشته و تو اتاقش نشسته لباساشم شسته و پهن کرده و وقتی شک من دو برابر شد که فقط لباسای زیرشو با پیراهنش رو شسته بود.

خلاصه این موضوع خیلی قلقلم میداد تا یه روز گفت میخاد بره با حاجیه خانوم بیرون من هم الکی گفتم میرم پیش دوستام بعدش رفت و من هم یواشکی سرک کشیدم بیرون دیدم یه راس رفت خونه اونا بعدش هم وایسادم ولی نزدیک بیست دقیقه هیچکی نیامد بیرون تا اینکه من رفتم تو.

بعد از تقریبا یک ساعت مامان برگشت. وقتی اومد تو و منو دید یهو حول کرد و گفت کی اومدی و بعدش سریع رفت حمام.

من هم که منتظر همین لحظه بودم همین که اون رفت تو حمام بعدش رفتم و دیدم رو شرتش آب کمر ریخته. شک نداشتم که مامانم با آقا محمد سکس داشته.

اولش باورم نمی شد چون آقا محمد از اون خر مذهبی های روزگار بود و به قول معروف سلامتو با قنبل الله علیکم جواب میداد.

این موضوع گذشت تا یه عصر مامان گفت که می خاد بره عیادت یکی از دوستاش که چند وقته مریضه و بعدش رفت بیرون.

من هم یواشکی پشت سرش رفتم و دیدم که سریع رفت خونه آقا محمد اینا.

حتی سلام هم نکرد و یهو پرید تو و این منو مطمئن کرد. قلبم داشت از جا درمی اومد یه فکری به نظرم رسید.

از کنار نرده های جلو خونه رفتم پایین رو دیوار حیاط و تو خونه آقا محمد اینا رو سرک کشیدم دیدم کسی نیست!

جرات پیدا کردم و رفتم تو حیاط که اتاق کناری شونو دید بزنم دیدم مامانم خوابیده رو تخت خواب اتاقشون و آقا محمد هم خوابیده رو مامانم و داره ازش لب می گیره.

داشت از ترس گریه ام می گرفت ولی موندم تا بعدشو ببینم. بعد از سه چار دقیقه لب گرفتن و سینه خوردن هر دو لخت شدن.

بعدش مامانم نشست رو تخت و آقا محمد هم روبروش و شورتشو چشبوند به صورت مامانم.

اونم شرتشو پایین کشید و کیرش افتاد بیرون. تا حالا کیر به اون بزرگی حتی تو فیلمای سوپر ندیده بودم.

بعدش مامانم شروع کرد به ساک زدن و یه دستش به کیر آقا محمد بود و اون یکی دستشو آقا محمد تو دستاش گرفته بود و دست دیگه آقا محمد پشت سر مامانم بود و مالشش میداد. کم کم حس من هم قوی تر شد و موندم که بعدشو ببینم . بعد یکی دو دقیقه که کار ساک زدن مامانم تموم شد آقا محمد رفت

سراغ لب و سینه های مامانم بعدش رفت پایین پایین تر تا رسید بین پاهای مامانم و اون وقت بود که آه کشیدنای مامانم شروع شد. دو تا پاهای مامانم رو شونه های آقا محمد بود و سر اونم بین پاهای مامانم.

اون وقت مامانمو با سینه خوابوند رو تخت و با زبون شروع کرد لیسیدن کون مامانم بعدش آب دهانشو زد نوک انگشتاش و کرد تو کون مامانم و کمی باهاش

بازی کرد و بعدش تف زد سر کیرش که حالا کلی بزرگ شده بود و گذاشت لای کون مامانم.

مامانم یهو گفت یواش و بعدش یه آی کوچیک با جیغ کشید من حس کردم کلی دردش اومده ولی از ترس اینکه صداش بیرون نره اون جیغ یواشو کشیده. آقا محمد هی کیرشو فشار میداد تو و بعدش خوابید رو مامانم.

هر دفعه کمرآقا محمد میاومد بالا و همین که جمع می شد صدای جیغای مامانم بلند می شد . این کارو چار پنج دقیقه تکرار کرد تا صدای جیغای مامانم

حسابی بلند شد و هی میگفت یواش- تورو خدا یواش تر.آقا محمد هم انگار که گوشاش نمی شنید تا اینکه کیرشو در آورد و مالید رو کون مامانم و بعدش گفت برگرد می خام

بزارمش جلو. تازه فهمیدم که آقا محمد مامانمو از عقب میکرده و اونم هی جیغ میکشیده.

بعدش که مامانم با پشت خوابید و آقا محمد خوابید روش و کیرشو با دستش گذاشت تو کس مامانم و لبشو گذاشت کنار گردن و گوش مامانم. مامانم هم یه پاشو گذاشت پشت ران آقا محمد و اون یکی پاش زیر آقا محمد بود و یه دستشو گرفته بود و اون یکی دستش هم پشت گردن عشقش بود!

هی کمر آقا محمد بالا می اومد و جمع میشد مامانم هم هی آه آه می کرد.

منم داشت آبم می اومد!

که عشق مامانم از روش بلند شد.

 

با تشکر از آقا احسان که این داستان رو برای ما ارسال کردند

قسمت چهارم - برگهايی از دفتر خاطرات يک فاحشه

با سلام اين دفعه قسمت چهارم برگهايی از دفتر خاطرات يک فاحشه است ، برای مطالعه قسمتهای قبلی اين داستان ميتونيد به مطالب قبلی من مراجعه کنيد .

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

شب شده بود و ميخواستم برم ، با لوازم آرايش کمی که داشتم ، آرايش مختصری کردم ، ولی از اونجايی که خودم خوشگل بودم ، با همون اندک آرايش خيلی خوشگلتر شدم ، راه افتادم به سمت شهر ، ساعت نه و نيم شب بود که بالای شهر رسيده بودم ، واقعا زندگی در اين منطقه از شهر يک جور ديگه ای بود ، خيلی از آدمهايی که در بالای شهرها زندگی ميکنند ، اصلا نميتونن تصور کنن که زاغه نشينی و زندگی درحومه شهر چقدر ميتونه وحشتناک باشه ، ۹۰ درصدشون هم تا حالا اون مناطق پايين شهر رو نديدن ، همين جور داشتم با خودم فکر ميکردم که چرا من نبايد توی يک خانواده ثروتمند به دنيا آمده باشم و يا چرا اينقدر بايد بدبخت باشم ، يک لحظه از تصميمی که گرفته بودم منصرف شدم و امودم برگردم خونه ، ولی خب ديگه راهی برام نموتده بود ، احتياج وحشتناکی به پول داشتم ، رفتم کنار خيابون واستادم ، استرس وحشتناکی داشتم ، دو دقيقه نگذشت که چند تا ماشين جلوی پام ترمز زدن ، يکيشون يک هوندا سوييک قرمز بود ، از ماشينش خوشم اومد و طرفش رفتم ، جوونکی ۲۰ ساله پشت نشسته بود ، در جلوی ماشين رو باز کردم و سوار شدم ، اون پسری که سوار ماشينش شده بودم ، از اينکه بدون هيچ گونه حرفی و يا هيچ پرسشی در مورد قيمت سوار شده بودم تعجب کرد ، خب حق هم داشتم ، چون هنوز آماتور بودم ، خلاصه قرار شد برای دو ساعت ۶۰ هزار تومن بگيرم .

پسرک جلوی يک رستوران خيلی شيک نگه داشت و گفت که پياده شم . بريم با هم غذا بخوريم ، حالم اصلا خوب نبود ، وای چه جايی شيکی بود ، بيشتر مشترياش دختر و پسرهای جوون بودن ، رفتيم پشت يک ميز دو نفره  نشستيم ، گارسون اومد و پسره سفارش دو تا پيتزای مخصوص رو داد ، غذا رو آوردن ، اصلا ميلی به خوردن نداشتم ، ولی خب دلم نميامد از پيتزا بگذرم ، چون هميشه آرزو داشتم هر شب شام پيتزا بخورم ، شام رو خورديم و به سمت خونه پسره راه افتاديم ، اصلا با پسره حرف نميزدم ، يعنی حرفی برای گفتن نداشتم ، اون هم هيچ حرفی نميزد ، به خونشون رسيديم ، يک خونه ويلايی شيک و بزرگ ، دو تا بوق زد و يکی در رو براش باز کرد و رفتيم تو .

خونه بسيار شيک و بزرگی بود ، چراغهای ساختون خاموش بود ، خلاصه رفتيم تو ، پسره که اسمش حامد بود گفت که مامان و باباش برای سر زدن به خواهرش رفتن به فرانسه و اون تنهای ، پسره ساده ای بود ، ولی از اون پولدارها که نميدونن پولهاشون رو چه طوری خرج کنن ، از کارم پشيمون شده بودم ، ولی ديگه دير شده بود ، چون حامد داشت اتاق خواب رو آماده ميکرد ، بغض گلو رو گرفته بود ، روی يک مبل نشستم و به فکر فرو رفتم ، به کاری که ميخواستم بکنم و اينکه چرا بايد اينقدر بدبخت باشم ، حامد اومد و دستمو گرفت و با خودش به طرفه اتاق خواب برد ، به اتاق خواب رسيديم ، يک اتاق بزرگ با يک تخت فوق العده زيبا و نرم ، حامد دو تا ليوان رو پز از مشروب کرد و يکيشو به من تعارف کرد ، اولش گفتم نميخوام ، که حامد گفت : بيا بخور ، که حالش با اين بيشتر ، ليوان رو سر کشيدم ، يک حالت بدی به هم دست داد ، ميخواستم بالا بيارم ، حامد يک ليوان ديگه برام پر کرد ، مثل ديوانه ها اون رو هم سر کشيدم ، سرم داشت گيج ميرفت ، حامد اومد و شونه هامو به طرف عقب هل داد و منو رو تخت خوابوند ، دستشو از زير لباسم کرد تو شروع کرد به ور رفتم با سينه هام ، يه کم ور رفت بلند شد و سريع لباساشو در آورد و يک کاندوم سر کيرش کشيد و دوباره اومد سراغم ، حالم اصلا سر جاش نبود ، مست مست بودم ، هوای خنکی به تنم خورد و فهميدم که حامد لباسامو در آورده ، داشت مثل ديوانه ها سينه هامو ميخورد ، داشتم شهوتی ميشدم ، انگشتمو به سمت کسم بردم و شروع کردم به فرو کردن انگشتم تو کسم .

تو يه عالم ديگه ای بودم ، که يه دفعه سنگينی رو بردن حس کردم و بعدش حس کردم يه چيزی داخل کسم رفت ، دردم گرفت ، حامد روم خوابيده بود و داشت کيرشو تو کسم عقب جلو ميکرد ، از شدت حشر داشتم ديوونه ميشدم ، هنوز مست بودم و برام مهم نبود که دارم چه گناهی عظيمی رو مرتکب ميشم .

همون طور که روی تخت خوابيده بودم ، حامد اومد و پاهامو گذاشت سرشونش و شروع کرد به کردنم از کون ، درد عجيبی داشت ، ولی داشتم لذت ميبردم . خلاصه يک ۲۰ دقيقه ای حامد هر کاری خواست کرد تا اينکه خواست آبش بياد ، سريع کاندوم رو از سر کيرش برداشت ، و دو تا دست رو کيرش کشيد و آب کثافتش ريخته شد روی من ، بعد يک دستمال آورد و آبشو پاک کرد و خودشو انداخت تو بغلم ، اثر مشروبها داشت از بين ميرفت ، حامد شروع کرد به لب گرفتن ، ديگه بی حس و حال شده بود ، من هم همين طور ، تا اينکه همون جور خوابم برد ، چشمامو که باز کردم ساعت نرديکای ۱۲ بود ، حامد لباساشو پوشيده بود ، ولی من همون جور لخت بودم ، حامد گفت : خواب خوبی بود ، من هم گفتم : ببخشيد خيلی خسته بودم ، بعدشم اون همه مشروب و اون همه تقلا باعث شد خوابم ببره ، حامد گفت پاشو لباساتو تنت کن تا ببرم يک جايی برسونمت ، بلند شدم لباسامو تنم کردم ، رفتم دست و صورتمو شستم ، داشت حالم از خودم به هم ميخورد ، از اينکه چقدر پستم و چه قدر هرزه ، اومدم بيرون و سوار ماشين حامد شديم ، حامد منو تا جايی تقريبا نزديکای خونمون رسوند و وقتی که خواستم پياده شم يک بسته صدتايی هزاری به من داد و گفت : قرارمون شصت هزار تا بود ، ولی چون زيادی به هم حال دادی صدتا بهت دادم ، بعدشم گازو گرفت و رفت .

دوست داشتم اون پولهای لعنتی رو آتيش بزنم ، ولی حيف که به اون پولها احتياج داشتم ، به سمت خونه راه افتادم ، ساعت يک و نيم نصفه شب بود که به خونه مون رسيدم ، مادرم بيدار بود و با زحمت گفت که کجا بودی و بعدش سرفه امونش نداد و همون جور سرفه کرد ، سريع براش يه ليوان آب آوردم و دادم خورد و گفتم ، مگه دکترتون نگفته نبايد حرف بزنين ، خب بيرون بودم و طول کشيد بيام . دوست نداشتم تو چشماش نگاه کنم ، ازش خجالت ميکشيدم ، ميترسيدم از چشمام بفهمه که چه گناه عظيمی کردم ، بلند شدم و رفتم يک گوشه نشستم ، پولها رو در آوردم و گذاشتم جلوم ، چرا بايد بعضيها برای رسيدن به پول دست به همه کار و بدبختی بزنن ، ولی بعضيا شب ميخوابن صبح بلند ميشن و ميبينن پولهاشو دو برابر شده ، ولی کاريش نميشد کرد ، تو هموين فکرها بودم که خوابم برد ، صبح که بلند شدم ، اولين کاری که کردم اين بود که رفتم برای مادرم دوا بخرم و ۸۰ هزار تومن پول اون دواها رو دادم ، واقعا چرا بايد خرج دوا و درمون که يکی نيازهای مهم جامعه هست اينقدر گرون باشه ، چرا بايد دو تا بسته قرص با يک آمپول ۸۰ هزار تومن بشه ( تازه دو سال پيش ) ، واقعا اونهايی که اين پول رو ندارن بايد چی کار بکنن ، بعد ميگن چرا آمار زنهای خيابونی و يا آمار دزدی و جرم و جنايت زياده ، خب معلومه ديگه وقتی کسی در فقر دست و پا بزنه ، خب معلومه که دست به هر کاری ميزنه تا بتونه يه کم خودشو از منجلاب فقر و نداری بيرون بکشه ، وگرنه هيچ زن و يا دختری برای لذت سکس و يا از رو شکم سيری دست به خودفروشی نميزنه ، فقط يک عده اون بالا نشستن و همش شعار ميدن ، که اين وضع خوب ميشه ،  ولی روز به روز وضع اين مردم بدتر ميشه و خانواده های بيشتری به جمع فقرای اين مملکت اضافه ميشه ، چرا بايد اينقدر خانواده فقير و تهيدست وجود داشته باشه ؟ کی وضع ايرانی جماعت اينقدر اسفناک بوده ؟ واقعا اين هم پول نفت و گاز و سرمايه های مليمون کجا ميره ؟




برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

عکسهای از سالن غذاخوری دانشگاه هاروارد, هتل آتلانتیس دوبی, تصاویر دیدنی از مدل لباس و مدل های روز جهان مدل لباس 2009, فشن 2009, مدل کیف و کفش 2009, فشن انگشتر طلا و جواهر 2009, فشن ساعت مچی مردانه و زنانه 2009, فشن اسلامی, مدل های روز لباس ایتالیایی, مدلهای لباس هندی و شرقی, مدل لباس پاکستانی, مدل کلاه زنانه, ساعت زنانه و مردانه جدید, بلوز زمستانه, دختران فشن پوش خارجی و اروپایی, کاپشن دخترانه, ژورنال لباس پاییزه و زمستانه فشن دخترانه, مدل دستکش کلاه شال گردن زنانه, تی شرت های فشن دخترانه, دامن کوتاه دوخترونه, مدل کیف بازیگران آمریکایی, جدیدترین و زیباترین مدل های پوتین زنانه و د&#, لباس پاییزی دوخترونه خیلی خوشگل, جدیدترین مدل پالتو و بارانی, تاپ و دامن زیبای مجلسی, پیراهن مجلسی کوتاه فوق العاده زیبا برای خا, آلبوم فشن لباس عربی2008, لباس اسپرت دخترانه, مدل لباس کوتاه دخترانه, لباس راحتی دخترانه, جدید ترین لباس زیر زنانه, جدید ترین لباس خواب زنانه, کت و شلوار زنانه, لباس تابستانی دخترانه سال87, آلبوم خوش پوش ترین زنان و مردان در سال2008, مانتوهای مجلسی شیک و بسیار زیبای اسلامی, مدل های مختلف روسری ابریشمی شیک و زبیا, مدل های زیبای صندل, مدل های زیبای عینک زنانه, نمایشگاه مد و فشن اسلامی, ملکه زیبایی امریکا, دختر شایسته, مدل های مختلف بستن روسری, مدل کت و دامن, تاپ وشلوار دخترانه, مدل لباس زنانه, مدل ژاکت زنانه, مدل لباس منزل, لباس شب, مدل لباس دختر بچه ها, کیف زنانه, مدل کفش, مدل مانتو وسارافون برای دختران جوان, لباس شیک زنانه گوچی2008, مدل کیف بهار و تابستان 2008, مدل لباس کودک, مدل لباس دخترانه, لباس مجلسی برای خانم ها, پیراهن زیبای مجلسی در نمایش الی ساب, نمایش فش کودکان در دبی, مدل بلوز حاملگی, بلوزهای زنانه زیبای بهار ه و تابستانه, البوم زیبای پیراهن های تابستان, البوم مد لباس 2008, شوی فشن سطح عالی لباس زنانه پاریس2008 2009, مدل لباس فشن برای خانم های شیک پوش آرایش و پیرایش (583) new آرایش و پیرایش مدل میکاپ 2009 Make Up, مدل مو 2009, لنز های زیبای چشم, مدل ناخن هاي زيبا و جدید, ارايش زيباي چشم, آموزش آرایش اروپایی, مدل آرایش چشم و ناخن, مدل موهای حیوانی!!!, مدل حنا-با حنا رو دست نقاشی میکن-, آرایش ساده ولی زیبا, آرایش چشم و لب, زیباترین و جدیدترین مدل های موی فشن دوخترو, مدل جدید آرایش لب, جدید ترین مدل مو, آرایش ساده و زیبای صورت, مدل موی کوتاه دخترانه, لنز های چشمی درخشان, بهترین و جدید ترین مدل های مو و رنگ -حتما ببین, مدل های میکاب و شینیون لبنانی, مدلهای موی جالب, مدل های میکاب2008, رژ, مدل آرایش خلیجی, آرایش عربی, آرایش چشم و صورت, آموزش کرم زدن روی پوست, آموزش کشیدن خط چشم, آموزش کوتاه کردن مو کوپ, آموزش سایه زدن چشم, انواع مژه مصنوعی, مدل مو جدید پسرانه مدل راحت و امروزی, عکس های از مدل های آرایشگری مو, مدل شینیون و آرایش مو, طراحی روی پوست - بالماسکه, طراحی ناخن - مانیکور عکس های روز (1065) new عکس روز ایران وجهان, عکس های حوادث روز 2009, مدل دکوراسیون اروپایی, عکس های برج میلاد, عکس های زیبا در شات های بسته, تب جومونگ در ایران, آویزون, بالاترین, دستمال کاغذی های جالب, عجیب ترین ساختمان های دنیا, زنان آتش نشان, عکس های اوباما، مرد هزار چهره, ماجراي شگفت آور پسري كه در 13 سالگي پدر شد, دوقلوهای سیاه و سفید, عکسهای شقایق ستاره ی زیبای ایرانی, عکس های زیبا و ناب از یه دختر, کوتاهی مو با آتش, نوزاد تازه تولد یافته, زیبا ترین پل ها, نمایشگاه الکترونیک 2009, سربازان زن اسرائیلی ژورنال عروس (524) لباس عروس 2009, کفش عروس, دکوراسیون جشن عروسی, مدل لباس عروس عربی, تزئین سفره عقد, زیبا ترین کیک عروسی, دکوراسیون تزیین مراسم عقد و عروسی, لباس عروس پوشیده, تاج عروس, لباس عروس, مدل لباس نامزدی, مدل عروس ایتالیایی در بلاروس, مدل ماشین عروس, تزئینات عروسی, دسته گل عروس, مدل آرایش عروس عکس های هنری (330) new عکس های هنری 2009, کارت پستالهای عاشقانه, عکس های زیبا و چشم نـــواز, رنگ کاری صورت, قلب هاي متحرک, عکس بسیاز ریبا از زیر اب, عکس هایی از زیباترین چشم ها, لب داغ, عکس های فانتزی, لب های زیبا, چشم های زیبا و فریبنده نقاشی (218) نقاشی های مهرداد جمشیدی, نقاشی روی قهوه, نقاشي هاي 3 بعدي روي تخم مرغ, نقاشی های فانتری, مینیاتور از استادفرشچیان, نقاشی های فوق العاده زیبا روی تخم مرغ -حتما ب, نقاشی ایران باستان, نقاشی هنری زیباو دیدنی, نقاشی روی زمین, نقاشی بی ادبی, نقاشی مینیاتوری از استاد فرشچیان, نقاشی زیبا, نقاشی چینی, نقاشی روی پر, انیمشن و کارتون, نقاشی از گربه انیمیشن (136) تصاویر انیمیشنی گل, شكلك, قلب های متحرک, تصاوير متحرک, انیمیشن لب, انیمیشن متحرک عاشقانه, انیمیشن متحرک کاریکاتور (164) کاریکاتورهای عاشقانه, کاریکاتور نقش زن در سینمای ایران, تك كاريكاتوري از رونالدينيو, مايكل جكسون خشتك بالا مي كشد, ذات فيلم هندي!!!, خروس‌ها دنبال عکس سک سی مرغ ها, خروس‌ها به دنبال عکس سک سی مرغ ها, آدمك, کاریکاتورهای ازدواج موقت, کاریکاتور هنرمندان, کاریکاتور مستربین, کاریکاتور طنز, کاریکاتور بازیگران و افراد معروف والپیپر (190) والپیپر والپیپرهای مذهبی, والپیپر محرم, والپیپرهای زیبا برای دسکتاپ, والپیپر خفن, والپیپر مصطفی زمانی, والپیپر موبایل, والپیپر ماشین, والپیپر دختران, والپیپرهای عاشقانه, والپیپر های زیبا عکس موبایل (47) گران قیمت ترین گوشی های موبایل, شکلک های زیبا برای پشت صفحه شما, تصاویر زیبا برای موبایل(ثابت), تصاویر متحرک برای پس زمینه موبایل گو ناگون (82) نوشیدنی ها, سنگواره - فسیل, جمجمه کاغذ دیواری (123) ویندوز ویستا, وکتور, سه بعدی, رویایی, غروب پزشکی (72) قرص هنرمندان,خوانندگان مرد ایرانی (147) هنرمندان,خوانندگان مرد ایرانی عكسهاي كنسرت رضا صادقي, کنسرت مهران مدیری با عکسهای داغ, عکس‌های کنسرت محسن یگانه در تالار بزرگ کشو, عکس هایی از عروسی منصور, محسن یگانه, علی اصحابی, کنسرت حمید عسکری, یاس, ساسی مانکن, 0111, فارز, شادمهر عقیلی, هیچکس پدر رپ فارسی, شهرام صولتی, آرش, کامرون کارتیو, کامران وهومن, بنیامین فیلم وسینما ایران و جهان (547) فیلم وسینما ایران و جهان عکس های اولين فرش قرمز سينماي ايران, عکس های بازیگران سریال دلنوازان, جشنواره فيلم فجر, عکس های فیلم میش, ...فیلم درباره الي, نخستین تصاویر از «مرد دو هزار چهره», بزرگان موسیقی, چارچنگولي, فیلم دلداده, فیلم بی پولی, فیلم قرنطینه, فیلم زن دوم, فیلم مجنون لیلی, توفیق اجباری, چهار اتگشتی, فیلم زنها فرشته اند, فیلم کنعان, فیلم تسویه حساب, فیلم دایره زنگی, فیلم نصف مال من نصف مال تو, فیلم محاکمه, فیلم سنتوری, عکس های جدید و با کیفیت از فیلم دعوت, دوازدهمین جشن بزرگ خانه سینمای ایران, عکس های از پشت صحنه سریال روز حسرت, عکس های از سریال مثل هیچکس, عکس هایی از سریال ترانه مادری, عکس های از سریال حضرت یوسف, تاریخ سینما, ارباب حلقه ها, سریال پرستاران, هری پاتر فیلم های هالیوود (5) فیلم های هالیوود عکس های فیلم جستجوی پنهان Hide and Seek موسیقی (85) عکس های مژگان شجريان دختر استاد شجريان, آلات موسیقی ماشین , هواپیما , دوچرخه , موتور سیکلت (483) ماشین , هواپیما , دوچرخه , موتور سیکلت ماشین های روز دنیا, عکس های بويينگ 787 جديد ساخته شده, عجيب ترين هواپيما هاي غول پيكر, جديدترين هيولاي لامبورگيني, ماشین جنگی, سوپر اسپرت دنیا لامبورگینی مورسیه لاگو, Mercedes Benz F700, عکس های يك فراري, عکس های ماشين پليس كشور هاي مختلف, عکس های ماشین طلایی و نقره ای و شیشه ای, لیموزین فوق العاده, بزرگترین وشیک ترین هواپیمای جهان, دوچرخه های پر قدرت, تانک های المانی, هيونداي 2009, شستشوی هواپیماها, هلکوپتر, عکس موتور, یک ماشین فراری زیبا+امکانات این ماشین, ماشین طلایی, گران قیمت ترین ماشین های دنیا, عکس های بی نظیر از مرسدس بنز الماسی, ماشین های جور واجور, مرسدس بنز, اتومبیل چوبی, بی ام و, مانور هوایی, هواپیمای جنگی خوانندگان خارجی (163) هیفا وهبی خواننده لبنانی, عکس هایی از گروه موسیقی مکفلی Mcfly, عکس هایی از گروه کلدپلی انگلیسی Coldplay, ویکتوریا بکهام, مایکل جکسون, کریستینا اگویلرا Cheristina Aguilera, انریکو گوندس, آوریل اوین, شکیرا بونتیا, بیونس نولس, بریتنی اسپیرز, جنیفر لوپز خوانندگان ترک (147) عکسی از ابراهیم تاتلیسس( ایبو بیگ), بهترین خواننده ترکیه اسماعیل, گونل ( خواننده جوان ترکیه), عکس های امرا خواننده ترکی, عکس های تارکان, عکس های ماهسون, Ebru gundes ابرو گندس, سیبل جان cibel can

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

خوانندگان عرب (199) عکس ایلین خلف خواننده عربی, ساندرا خواننده عربی, یارا خواننده عربی, مادلین مطر خواننده عربی, امل حجازی خواننده عربی, عکس های دیانا حداد خواننده عربی, عکس های الیسا خواننده لبنانی عربی, کلودیا حنا خواننده عربی, خواننده عرب رولا سعد, پاسکال مشعلانی, سوزان تمیم, رامی عیاش, نانسی قبل و بعد از عمل زیبایی, Nawul El zoghbi نوال الزغبی, haifa wehbe هیفا وهبی, نانسی جرم Nancy Ajram تصاویر بازیگران مرد خارجی (251) کلینت استوود Clint Easwood, بروس ویلیس, جرج کلونی, جک نیکلسون, آل پاچینو, آنتونی هاپکینز, دنزل واشینگتن Denzel Washington, جود لاو Jude Law, ژان رنو Jean Reno, جیم کری, مارلون براندو Marlon Brando, جانی دپ, آنتونیو باندراس, لئوناردو دی کاپریو, تام کروز, آرنولد شوارتزنگر Arnold Schwarz, Bard pitt براد پیت تصاویر بازیگران زن خارجی (521) کیم کارداشیان, دنیا نیکل کیدمن nicole kidman, Beyonce, سوفیا لورن sofia loren, عکس های کریستینا اگویلر, عکس: هنرپیشه ایرانی الاصل سریال لاست, اوا مندز, دمی مور, کاترین زتا جونز, جولیا رابرتز, مانوئلا آکوری, مونیکا بلوچی Monica Bellucci, کتی هولمز, کامرون دیاز Cameron Diaz, مدونا, کیت بلانشت Cate Blanchett, شارون استون, مرلین منرو Marlyn Monroe, عکس های زیبا هنری جنیفر لوپز, خواننده زن -ستاره ای در دام اعتیاد-, عکس های خفن از مندی مور, عکسهای لیندسی لوهان, پاریس هیلتون, آدریانالیما, عکس ها ی افسانه ای از نیکول کید من, Angelina julie آنجلینا جولی, نامی واتس, کاترین زتا جونز, جسیکا آلبا, کیرا ناتیلی, هیلاری داف, آلیسیا سیلور استن, الیزابت تیلور تصاویر بازیگران مرد ایرانی عکس های شاهرخ استخری, عکس های اکبرعبدی, پوسترهای داغ از هنرپیشه ها ی مرد, محسن افشانی, مصطفی زمانی, کودکی و نوجوانی محمد رضا گلزار, عکسهای شخصی و بدون گریم ازیوزارسیف جوان و ن&#, محمد علی فردین, عکس های خفن از محمد رضا گلزار, داریوش ارجمند, امیر جعفری, علی صادقی, محمد رضا شریفی من و دختر عموم از بچگی با هم بزرگ شدیم. به قول معروف همبازی دوران بچگی همدیگه بودیم. از همون دوران یه علاقه ای بین من و اون بود ولی چون بچه بودیم چیزی نمی فهمیدیم تا کم کم بزرگ و بزرگتر شدیم. یادمه موقعی که 18 سالم بود عموم اینا رفتند تهران.

دیگه کمتر دختر عمومو میدیدم. بعضی وقتا که میرفتم تهران و میدیدمش دلم می خواست بگیرمش تو بغلم و یه ماچ آبدار ازش بکنم. ولی تا حالا رابطه ما اینطوری نبود. تا اینکه یه روز که من و داداشم و دختر عموم و خواهرش رفته بودیم سینما توی سینما کنار من نشست.

من اصلا حواسم به فیلم نبود. دلم میخواست از این فرصت یه جوری استفاده کنم. گرمای بدنشو احساس میکردم که یه دفعه دستمو گرفت. نگاهش که کردم دیدم داره پرده سینما رو نگاه میکنه. دستشو فشار دادم. میدونستم معمولا توی سینما فقط میشه مالوند و بس. ولی برای شروع همینم خوب بود.

دستمو به طرف رونش بردم و شروع کردم به مالیدن رونش. بعدش کم کم رفتم سراغ لای پاش.

یه کمی از روی شلوار از خجالتش در اومدم. حاج عباس آقا بیدار بیدار شده بود. میگفت چرا معامله یه طرفه است؟ همینطور که داشتم لای پاشو میمالیدم دکمه شلوارشو وا کرد تا دستم توش جا بشه.

دستمو برد توی شلوارش. منم شروع کردم به مالیدن. دستم خیس شده بود که دیدم با دستش عباس آقا رو گرفت.

نفسم بند اومد. پاهامو روی هم انداختم تا داداشم که بغلم نشسته بود نبینه.

زیپمو باز کردم. میترسیدم یه نفر متوجه بشه. تا آخر فیلم اون ارضا شد ولی من نه.

میخواستم یه جوری یه سکس با حال و بی دردسر داشته باشم.

خلاصه چند روزی گذشت. یه روز که میخواستم برم بلیط قطار بگیرم واسه برگشت یه فکری به سرم زد.

به عموم گفتم: شما که خیلی وقته از اون طرفا نیومدین بذارین براتون بلیط بگیرم با هم بریم. عموم مخالفت کرد ولی دختر عموم یه دفعه گفت: بابا من دلم واسه عمو و زن عمو تنگ شده بریم دیگه عموم بازم مخالفت کرد ولی دختر عموهه کوتاه نمی اومد.

بالاخره عموم گفت تو با آرمان برو بعد خودت برگرد.

من که میخواستم از خوشحالی داد بزنم. سریع رفتم و چهار تا بلیط واسه یه کوپه دربست گرفتم ولی فقط دو تا از بلیطها رو به اونا نشون دادم. موقع رفتن عموم خیلی سفارش کرد که مواظب دخترش باشم. منم بهش قول دادم که بهش خوش بگذره. وقتی وارد قطار شدیم رفتیم توی کوپه. قطار که حرکت کرد الهام(دختر عموم) گفت:دو نفر دیگه نیومدن.

منم گفتم :آره جا موندن. وقتی که رئیس قطار واسه چک کردن بلیطها اومد پریدم بیرون کوپه و چهار تا بلیطو بهش دادم تا الهام متوجه نشه.

شامو که خوردیم تختها رو آماده کردم واسه خواب. الهام رو تخت پایین خوابید.

منم خوابیدم رو تخت کنارش. همش تو این فکر بودم که چه جوری کارو شروع کنم.

بالاخره دلو زدم به دریا رفتم کنار تختش و گفتم: الهام من سردمه میتونم کنارت بخوابم.

الهام که خودشم بی میل نبود و منتظر یه حرکت از طرف من بود پتو رو زد کنار.

پریدم زیر پتو، یه کمی که گذشت دستمو یواش انداختم گردنش. اولش یه کمی ناز کرد ولی بعد چند دقیقه آوردمش تو راه. از کنار لبش تا بغل گوششو لیسیدم.

گردنشو خیلی نرم خوردم و با یه دستم سینه هاشو می مالیدم.حالا دیگه داغ داغ شده بود.خیلی آروم پیرهنشو از تنش در آوردم. یه سوتین خوشگل کرم رنگ داشت که نوک سینه هاش ازش زده بود آروم بند سوتینو وا کردم سینه هاش افتاد بیرون. باورم نمیشد. سینه های سفید و خوشدستی داشت که آبم اومد.

شروع کردم به خوردن. آه و نالش در اومده بود.

توی پنج دقیقه هیچ کدوم از ما لباس تنش نبود.حالا من و الهام سر و ته خوابیده بودیم. اون واسه من ساک میزد، منم سرم لای پاهاش بود.

توی یک ربع سه بار آبش اومد. حالا دیگه وقتش بود. خوابوندمش روی تخت و یکی دو تا بالشت گذاشتم زیر شکمش. میخواستم برم سراغ کونش ولی یه دفعه برق گرفتش. گفت چیکار میکنی؟هیکلم خراب میشه. از جلو بکن.

از تعجب شاخ در آوردم، آخه الهام اپن نبود.

بعدا بهم گفت که توی کلاس ژیمناستیک به خاطر تمرینات پردش پاره شده.

من که از خدا خواسته بودم کیرمو گذاشتم درش و هول دادم تو.

جیغ کوتاهی زد و آه و ناله هاش شروع شد. فهمیدم اولین بارشه. از من تلم و از اون قربون صدقه من و کیرم رفتن. همه جوره کسشو کردم. سوئدی، گوسفندی، لنگ سر شونه، درختی.

آبم که می خواست بیاد دادم بهش ساک بزنه، اونم کرد تو دهنش.

بد جوری می مکید. آبم که اومد از حال رفتم ولی تا صبح خیلی وقت بود.

در ثانی نمیتونستم از خیر کونش بگذرم.

بعد چند دقیقه که حالم جا اومد برش گردوندم، از زیر دستمو بردم و سینه هاشو گرفتم. کرم نداشتم یه تف سر کیرم انداختم و با یه دستم یه کمیشو مالیدم در کونش.

یه دفعه کیرمو گذاشتم در کونشو فشار دادم تو. یه جیغ بلند زد. گفتم الان همه میریزن اینجا ولی خدا رو شکر خبری نشد.

کونش خیلی تنگ بود، کیرم داشت میشکست ولی یه کمی که عضله هاش شل شد حالش شروع شد.

شکمم که به باسنش میخورد لرزش با حالی به کونش میداد. بیچاره درد می کشید ولی چیزی نمیگفت.

آخرش که شد تندتر تلم میزدم. از آخر موقع ارگاسم کونشو محکم کشیدم طرف خودم و آبمو ریختم توش. دیگه نا نداشتم. بعد یکی دو ساعت باز اومد سراغم که باز بکنمش.

من که دیگه نمیتونستم ولی خودش همه کارا رو کرد. عباس آقا رو بیدار کرد نشست روش حالشو کرد و رفت.



برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

مي خوام اول از همه از خودم بگم تا شايد بتونيد من رو درك كنيد. الان دقيقا نوزده سال و سه ماه هستم. مانند هر جوان ديگري سرشار از احساسات جواني و سكسي. تا حالا هيچ وقت رابطه‌ي سكسي نداشتم. تا اونجايي كه يادم مياد از طريق فيلم سوپر خودمو ارضا مي‌كنم. البته هميشه دوست داشتم با دو دختر همزمان سكس كنم. ولي عاشق لزم. نه اين كه من دختر يا دو جنسه باشم. ولي عاشق دخترام. هميشه با فيلم‌هاي لزبيني راحت مي‌شم. اصلا شايد خواننده خيلي آمول باشه و نفهمه كه لز يعني همجنس‌بازي زنان ولي من اهميتي نمي دم. مي‌خوام راحت بنويسم. شايد يكي از اهدافم از نوشتن اين متن، شناختن خودم باشه.

مي‌خوام شما رو به گذشته‌ها ببرم. زماني كه تازه داشتم اولين روز‌هاي نوجواني رو طي مي‌كردم. زماني كه تنها سيزده سال داشتم. هيچ وقت يادم نميره، تازه ماهواره يا ريسيور خريده بوديم؛ خيلي خوشحال بودم كه با آدماي عجيب و غريبي داشتم آشنا مي‌شدم. اول از همه با موزيك‌هاي غربي كه تا حالا نديده بودم شروع كردم.

چند روزي بود كه به صورت اتفاقي چند كانال سوپر رو پيدا كرده بودم، البته اگه اسمش رو بشه سوپر گذاشت چون فقط تبليغات سوپر بود. فقط نگا مي‌كردم، خدا شاهده هيچ كاري بلد نبودم انجام بدم. فقط در جستجوي اين بودم كه آلات تناسلي زنان رو به طور كامل ببينم. مي خواستم ببينم كه عشق بازي چه جوريه. ولي من فقط زن و مردي رو مي‌ديدم كه دارن بدنشون رو به همديگه مي‌مالند؛ هيچي معلوم نبود. به همين خاطر خيلي كنجكاوي من تحريك مي‌شد. به قدري كه نمي‌تونستم به چيز ديگري فكر كنم. تو مدرسه بعضي اوقات بچه‌ها رو دستمالي مي‌كردم و تصور كاملي از كون داشتم. به همين دليل وقتي كه حمام رفتم با دو انگشتم يك حلقه درست كردم. آروم دستم رو به كير كوچكم نزديك كردم، با خودم گفتم اگه اين كون باشه پس با فشار دادن مي‌تونم كيرم رو داخل كنم. آروم آروم كيرم راست شد بعد يك دفعه احساس وحشتناحي به من دست داد. زود از حمام بيرون رفتم. وتقريبا تا يك ماه به هيچي فكر نمي كردم. فقط داشتم به ديدن فيلم سوپر‌هام ادامه مي‌دادم. اونم در كمترين فرصتي كه گير مي‌آوردم. حتي به فاصله‌ي زماني كه مادرم مي‌رفت تو آشپزخونه. عصر تابستون بود وقتي همه جلو تليويزيون خوابيده بودند. منم آروم كانال رو عوض كردم. خيلي اتفاقي چهار زن رو ديدم كه دارند آروم آروم خودشون رو لخت مي‌كردند. يك دفعه زن دوم از طرف چپ آروم اومد پايين و كونشو برد طرف زن سومي. آب دهانم براي چند لحظه خشك شد.

زن سومي آروم نگاهي به كونش انداخت. بعد با تمام وجود سينه‌هاشو به كونش ماليد. به قدري هيجاني شدم كه نمي‌دونم چه‌جوري دستم به كيرم خورد. دوباره همون حال حموم روداشتم ولي خيلي دلپذير تر از اون. آروم كانال تليويزيون رو عوض كردم. بعد رفتم دستشويي و سعي كردم بشاشم تا راحت بشم. ولي نتونستم. اون شب تا صبح نخوابيدم و همش به چيزي كه عصر ديده بودم فكر مي‌كردم.

آره! اين اولين انزال جنسي من بود. نمي‌دونم! شايد دليل عاشق لز بودن من اين صحنه باشه، از اين به بعد تمام تلاشم رو كردم كه فيلم‌هاي لز رو گير بيارم. به زناهايي كه با احساس همديگه رو مي‌بوسنتد علاقه‌ي خاصي پيدا كرده بودم. تا حدي اين جريان در من پيشرفت كرده بود كه ديگه نمي‌خواستم با هيچ زني رابطه داشته باشم. بلكه فقط مي‌خواستم كه منم جزو دو زن همجنسبازي مي بودم كه همديگر رو با احساس خيلي عميقي مي‌بوسند.

شايد اولين مردي بودم كه از خدا خواستم اي كاش منم زن بودم تا شايد بتونم با زنا ديگه بخوابم. مي‌خواستم كه منم سينه داشتم و اون رو به دختر ديگري با تمام وجودم فشار مي‌دادم.

بزرگتر كه شدم شروع كردم به مطالعه در مورد زنان و خصوصيات اونها. حتي نحوه‌ي لباس پوشيدن اونها. موقع چت كردن از لزا دفاع و كار اونها رو توجيه مي‌كردم.

با مطالعاتم اين طور برداشت كرده بودم كه انسان به خاطر ذاتش هميشه در جست‌و جوي زيبايي ها قدم‌هاي سخت زندگيش رو برمي‌داره. به خصوص در اقدام به عمل جنسي. تمام انسان‌ها مي‌خواهند با زيباترين آدم سكس كنند. ولي اگه دقيقتر در مورد انسان‌ها توجه كنيم، مي‌فهميم كه هر دو جنس مرد و زن در رابطه با سوژه‌ي زير همنظر هستند.

سوژه: يك زن با سينه‌هاي زيبا و باسن‌هاي متناسب با اندامش ، پوستي كشيده و بي مو ، لطيف همچون مخمل و صاف همچون آينه.

اگر از يك زن به صورت جداگانه نظرش رو بپرسي خيلي آروم مي‌گويد زن خيلي زيبايه. در حالي كه درون زهنش به رابطه‌هاي سكسي كه سوژه مي‌تونه داشته باشه فكر مي‌كنه.

ولي اگر از مرد بپرسي نظرت در مورد سوژه‌ي ما چيه، با هيجان خاصي مي‌گويد خيلي عاليه. در حالي كه به رابطه‌ با اون سوژه فكر مي‌كنه.

شباهت اين دو انسان در نظر‌هايشان زيبايي بود. اگر يك مرد سالم همجنس خود را بالباسي قشنگ و با كيري دراز و اندامي درست ببيند مي‌گويد بد نيست. كسكش عجب قيلفه‌اي داره. كاش مي‌تونستم جاي اون باشم.

ولي اگه همان مرد رو زني ببيند خيلي آروم ميگه زيباست و مي‌تونم راحت در آغوشش بخوابم.

مي‌خوام با گفته‌هام چيزي رو ثابت كنم. آدما هميشه در جستجوي بهترينند. من با توجه به حرف‌هاي ديگران به اين نتيجه رسيده بودم كه تمام آدم‌ها زنان رو موجودي زيبا مي‌دانند.

بعد از ماه‌ها تلاش موفق شدم با دختري همجنس‌باز گفتگو كنم. ابتدا خواستم كه آلات تناسلي مرد رو با اون در ميان بگذارم و اين كه چطور يك مرد مي‌تونه با كيرش يك زن رو راحت كنه. بدون هيچ عكس‌العملي گفت به دقت به ما زنا نگاه كن. لب‌هايي نرم كه با گرماي خاصي مي‌تونه آروم لب‌هات رو بمكه. گردني كشيده كه با لمس كردنش تمام اندامت به لرزه در‌ميان. سينه‌هايي نرم كه تمام عمرت مي‌خواهي لمسش كني. در نهايت پاهايي كشيده كه با دست زدن به اون به فكر خوشي‌هاي دنيا مي‌افتي.

دختر‌ها بچه‌ها در مدارس خودشونو به همديگه مي‌مالند. وقت خدا حافظي همديگرو مي‌بوسند. و هميشه كنجكاوند كه بدن همديگه رو ديد بزنند.

تمام اين خصوصيات زنان در مقابل يك كير طبيعي واقعا تهي طلقي مي‌شه.

دوست همجنسبازم مي‌گفت دو زن زيبا رو اگه روي يك تخت بخوابوني مطمئن باش حتي براي شوخي هم همديگر رو لمس مي كنند. كلا آدما در جست‌جوي زيبايي‌اند و زنا زيبا هستند. پس چرا به خاطر يك انزال جنسي به ديگري رجوع كنند، در حالي كه اون رو كنار خودشون دارند.شايد تمام حرف‌هاي من به خاطر اين باشه كه مي‌خواهم همجنس‌بازي زنان رو توجيه كنم. ولي حقيقت اينه كه من عاشق شدم. عاشق لز. تا حدي پيشرفت كردم كه حتي به انجمن‌هاي سكسي لزبين‌ها در آلمان كمك مالي مي‌كنم. از سايت اينترنتي لزبين‌هاي آمريكايي حمايت مالي و معنوي مي‌كنم و تبليغاتشون رو رايگان و با هزينه‌ي خودم پخش مي‌كنم.

حتي زنايي از آمريكا كه بخواهند با زناي ايراني رابطه داشته باشند رو راهنمايي مي‌كنم. هميشه دوست داشتم كه منم دختر بودم تا مي‌تونستم با اين زنا رابطه برقرار كنم. نمي‌دونم كه كارم درسته يا نه.

اميد‌وارم كه من رو راهنمايي كنيد

راهنمای دانلود فیلم سکسی:

ابتدا روی نام فیلم مورد نظرتان که در پایین امده  کلیک کرده سپس بعد از ورود به سایت روی عکس بالای سایت که فیلم پشت ان پنهان است  کلیک کنید این کار برای فرار از فیلتر می باشد تا فیلترمان نکنن دیوس های  کونی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی نانسی

دانلود مفت فیلم فیلم سکسی هدیه تهرانی

دانلود مستقیم فیلم فیلم سکسی مهناز افشار

فیلم کون زوری هندی

دانلود فیلم سکسی امیتا باچان

دانلود جلوه ویژه از سکس هندی 2009

فیلم سکسی ایرانی دانلود فیلم سکسی ایران کلیپ موبایل سکسی کلیپ موبایل دختر ایران سکس اهواز لخت تجاوز به دختر ایرانی تجاوز به دختر ژاپنی دختر ایرانی لخت دختر ایرانی در حمام عکس دختر ایرانی فیلم سکس با زن فیلم سکسی کلیپ موبایل اهواز - اهوازیها دانلود کلیپ دختر دانلود کلیپ دوربین مخفی از دختر لخت

- سکس با خواهر - داستان اهواز - اهوازیها - اهواز

پیمان تصاویر بازیگران زن ایرانی (1145) عکس های بازیگران زن ایرانی پوسترهای داغ از هنرپیشه ها ی زن, عکس های جدید از گلشیفته فراهانی, عکس خواهران غريب بعد از ۱۵ سال, عکس های ليلا اوتادي, خزر معصومی, ماه چهره خلیلی, نگار جواهریان, سامیه لک, عکس بدون گریم نیکی کریمی و باران کوثری, گالری عکس السا فیروزآذر, فلامک جنیدی, مریم کاویانی, فاطمه گودرزی, آرام جعفری, آناهیتا همتی, چکامه چمن ماه, آناهیتا نعمتی, شقایق فراهانی, سمیرا مخملباف, لعیا زنگنه, رویا نونهالی, بهناز جعفری, میترا حجار, پوپک گلدره, لادن طباطبایی, فاطمه معتمد آریا, رعنا آزادی ور, مرجانه محتشم, ماهایا پتروسیان, لاله اسکندری, گوهر خیر اندیش, خزر معصومی, شهره قمر, حدیث فولادوند, شقایق دهقان, آتنه فقیه نصیر, ویشکا آسایش, نیلوفر خوش خلق, ماه چهره خلیلی, مهتاب کرامتی, پانته آ بهرام, پرستو صالحی, الیزابت امینی, الهام حمیدی, پگاه آهنگرانی, بهنوش طباطبایی, نگار فروزنده, بهاره رهنما, افسانه بایگان, هانیه توسلی, ستاره اسکندری, شبنم قلی خانی, گلشیفته و لئونارودیکاپریو در فیلم دروغ ها, عکس گلشیفته درهالیوود, یکتا ناصر, زهرا امیر ابراهیمی, شیلا خداداد, الناز شاکر دوست, زیبا بروفه, مریلا زارعی, نیوشا ضغیمی, کتایون ریاحی, عکس گلشیفته فراهانی به همراه همسرش امین مه, عکس جوانی حمیده خیرآبادی و ثریا قاسمی, گلشیفته فراهانی, ترانه علیدوستی, نیکی کریمی, هدیه تهرانی, لیلا حاتمی, بهنوش بختیاری, مهناز افشار, باران کوثری بازیگران هالیوود (167) هاليوود در تسخير ايدز, افراد مشهور خارجي در زندگي و در بازي, دوقلوهای جنیفرلوپزومارک آنتونی, زیبا ترین چشم های هالیوود, دو قلوهای برادپیت و آنجلینا جولی, وقتی مردان هالیوود زن می شوند, رژیم بی حد بازیگران هالیوود, عکس هنرمندان با همسرانشان, عكس هاي خاطره انگيز از ديروز و امروز ستارگا&#, چهره های قبل وبعد از آرایش هنرمندان, افراد سرشناس هالیوودقبل از مشهور شدن, تصاویر خصوصی و خانوادگی انجلینا و براد پیت بازیگران هندی (370) عروسی آیشواریا رای و ابیشیک باچان, زوجهای مشهور بالیوود, سلینا جتلی, شیلپاشتی shilpa shetty, سوشمیتاسن, پریتی زینتا, پریانکا چوپرا, عکس خوانوادگی و شخصی کاپورها, کارینا کاپور kareena kapoor, Rani Mukherjee رانی مو کراجی, کاجول, هریتیک راشن Hrithik Roshan, امیر خان, سلمان خان, تصاوبر خصوصی خانوادگی شاهرخ خان, شاهرخ خان, زندگی محرمانه آیشواریا و ابیشیک, آبیشیک با چان, آمیتا با چان, سری دیوی, آیشواریا Ashwariya Rai طبیعت لخت (624) خانه های درختی در جنگل آمازون, کوه های زیبای جهان, رعد و برق, آبشار, عكسهايي از بهمن, عکس های مناظر زیبا, گل هاي يخ زده, جاده, رنگین کمان, سیاره ها, جزایر استوایی, آسمان بسیارزیبا و رنگارنگ(حتما ببینید), عکس های جذاب از زیر آب, غروب سرخ خليج, پری دریایی در ابهای مازندران, عکس های هوایی از آبشار نیاکارا, خورشید در دست, کهکشان, تصاویری زیبا از کسوف خورشید..., عکس های رویایی از طبیعت بکر, عکس زیبا ازابر کوه و دریا, غروب قرمز, مناظر بکر و زیبا, فضا, درخت, پروانه, کوه آتشفشان, برف, ابر گل flower (148) گل رز هفت رنگ, عکس های جالب از عجیب ترین گل های دنیا, انواع دیگر گل, گل آدمخوار, گل لاله, عکس انواع و زیباترین مجموعه گل رز حیوانات (810) عکس های شگفت انگیز از حشرات, حیوانات خنده دار, گرانقیمت ترین حیوانات جهان, مارمولك, گوريل, عکس های غم انگیز شکار غزال حامله, حیوانات سفید, جغد, پلنگ, دیناسور, اسب آبی, پنگوئن, دفاع یک میمون از بچه اش در مقابل سگ وحشی, باغ وحش وکیل آباد مشهد, حیوانات دو سر, طبیعت و زندگی حیوانات, سگ هایی شبیه شیر, سگی با دوپا, دوستی یک انسان با شیر ها, رتیل, اسب زیبا با مو های بلند, تصاویر مضحک از حیوانات, حیوانات فتوشاپی, تولددلفین کوچولو, طبيعت وحش, عشق حیوانات به همدیگر, !!!!!!حیوونای دیوونه, حمام کردن حیوانات, بچه خرس عصبانی, پتو با سگ, ارایش حیوانات, حیوانات گیر کرده, حیوانات شیک پوش, گاو ها, حيوانات خانگي, سگ های مختلف, فك (شير دريايي), سگ کنجکاو, مهر مادري در حيوانات مختلف, دلفين, كوچك ترين و زيباترين آهوي جهان, دم زيبا و 4.5 متري اسب, تصاویر زیبا و شگفت انگیز از حشرات, همزیستی مسالمت آمیز حیوانات, حیوانات سفید, عجایب خلقت, شکار کوسه آدمخوار, مردن حشرات, ملوس ترین گربه ها, ببر سفید, شیر و ببر, گربه ی چاق, لحظات شکار حیوانات, مار, سگهای دیدنی, خفاش زیبا, سگهای بزرگ, پیشی ناز, ماهی پرنده, زرافه, میمون, کوسه ماهی گرسنه, انواع ماهی, جانور چونده میوه جات (63) عکس های زیبا جشنواره میوه ها, عکس میوه های مختلف, عکس های بسیار زیبا از میوهادرآب, شهر پرتغالی, گیلاس, پرتقال, گلابی, انگور, سیب, آناناس, توت فرنگی, تمشک تزئینات (129) میوه آرایی و غذاآرایی, تزئینات جشن, گل آرایی, شمع آرایی, ولنتاین با گل عکس های خفن (245) خالکوبی های افراد مشهور, عكس هاي تاسف انگيز از انسان ها, چهره خانمی با نور پردازی, عکس زنان روسپی, ورود آقـــــایان ممنوع, سانسور, لیلا میلانی مانکن ایرانی مقیم آمریکا, حرکات نمايشي, سربازان زن, قوی ترین مرد هند, شیطان پرستان, تصویری بدون سانسور از شو لباس در تهران, عکسهای ناز از یک دختر ناز ژاپنی, مرد عنکبوتی, پیشنهاد بی شرمانه, عکسهایی از دختران بی ادب, عکس دختران ناز ایرانی و خارجی, یه عکس مورد دار خفن ناک اما کر کره خنده!!!!, زنان بدون استخوان, عکس زنان ناز خارجی, عکس های متحرک س ک س ی, زنان دوست داشتنی, آبروریزی دخترا, عکس های زیر آبی (عکسبرداری در زیر آب), سوتی های خفن, عکس دختران خوش تیب افغانی, یک استخر پر از زن و مرد در تهران, عکس های خفن ایرانی, تصاویر تاسف انگیز از انسان, وای چه جیگری دارن, عکس خوشگل از هلوهای خارجی, عکس های متنوع خفن کودکان (227) شكلك هاي جذاب از بچه ها, عكس هاي جالب و خنده دار از كودكان, عکس خنده بچه ها و نی نی ها, عکس های جدید و فوق العاده زیبا از کودکان, بچه های بامزه ی کثیف, بچه های شیطون, گریه فرشته های کوچولو, گریه بچه ها, دختر کوچولو های ناز, عکس های عاشقانه کودکان, نی نی ناز اسباب بازی های زیبا (40) عروسک های زیبا معماری (38) معابد بسیار زیبا در جهان, گرانترین خانه جهان, خانه های زیبا در مکان های عجیب, خانه های رویایی, بنا های مدرن, خانه های قشنگ هنر دستی (55) تاحالا هندونه به این قشنگی دیده بودی, کار دستی با میوه, هنر نمایی روی اسکناس, سفره آرایی, عروسک سازی, خانه های کاغذی, هنر کاغذ -قیچی, نمایش سایه ها عکس های توپ (108) رکورد زدن چیدن لیوان روی هم, پری دریایی, دختر مار, خوشگل ترین دختر دنیا, عکس دختران خوشگل کوچولو و مامانی, این هارو ببین چطور دارن این خانمه رو نگاه می&, دختره چی آورده پسره چی - خیلی باحاله, ببین دختره با سگ چکار میکنه, جذاب ترین و محبوب ترین زن دنیا, عکس های ایرانی, عکس هایی از قشنگ ترین زنان عرب, زیباترین و خوش اندام ترین بانو ی جهان, عکسی از ماموران مخفی پلیس که تا کنون ندیدید, کار و اعمال دختران ایرانی در اجتماع, عکس های باحال, عکس های توپ از دبی, عکس های توپ وحشتناک, عکس های توپ از بازیگران, عکس های توپ متنوع, عکس های توپ از عوس و داماد مدل لباس مردانه (89) مدل کت و شلوار دامادی, مدل لباس زمستانه برای آقایان شیک پوش, مدل لباس اسپرت پسرانه 2008, پیراهن های اسپرت شیک مردانه, مدل های زیبای کت اسپرت مردانه, مدل لباس مردانه (پاییزی), مدل شلوار اسپرت آقایان جواهرات (75) حلقه های زیبا برای خانم های زیبا پسند, مدل جواهرات زیبا و فوق العاده گران قیمت, مدل گوشواره, مدل دستبند, گردنبند الماس, گوشواره و انگشتر و گردنبند ایتالیایی مشکی, انگشتر دکوراسیون منزل و محل کار (251) جدیدترین مدل های لوستر در جهان, دکوراسیون مبل, آکواریوم های زیبا در خانه, دکوراسیون داخلی منزل, دکوراسیون اتاق نوزاد و کودک, دکوراسیون حمام سنا جکوزی, اتاق ناهار خوری, کوسن, پرده و تاج بالای تخت, مدل پرده, آبشار در خانه, اتاق کار, آباژور, چیدمان لوازم صوتی و تصویری, جدیدترین مدلهای کاشی حمام و توالت, مدل شومینه, دکوراسیون حمام و توالت, دکوراسیون اتاق نشیمن, دکوراسیون اتاق کودکان ونوجوانان, دکوراسیون اتاق خواب, دکوراسیون اشپزخانه, دکوراسیون تخت خواب, دکوراسیون کتابخانه تصاویر عاشقانه (518) کارت پستال ولنتاین , سپندار مذگان, عکس های love خوشگل, عکس عاشقانه از بغل کردن دختر و پسر, معاشقه دختربچه و پسر بچه, عشقبازی, زوج های عاشق, بگراند های عاشقانه, کارت پستال های عاشقانه, عکس های فانتزی زیبا, بوس و لب عاشقانه, ببین که عشق چه میکنه!!!!!, عشق و عشوه حیوانات, عکس های عاشقانه فانتزی, عشقولانه, عکس های متحرک عاشقانه, گالری عکس قلب, تصاویر عاشقانه از حیوانات, عکس های تخیلی و زیبا, بوسه های زیبا, گپ عاشقانه, احساس عاشقانه, تنهایی, تصاویرناب, پدر, مادر, عشق, تصاویر عاشقانه هنری زیبایی (81) طراحی تاتوی رنگی, ته خالکوبیه, خالکوبي الله اکبر روي شاهرگ گردن, دخترايراني و سبك نوين خال‌كوبي!, عکس جالب از خالکوبی رویه زبان ...., نقش حنا, تصاویر چندش آور از داغ گذاشتن روی بدن!!!, طراحی روی بدن با کندن پوست, تاتو داخل چشم, فستیوال دوچرخه سواری با بدن های برهنه, نقاشی روی بدن - تتو - خالکوبی, زیباترین زن جهان, زنی دلربا چون عروسک جالب و خنده دار (243) سوار شدن قطار به شکل پاکستانی, حادثه بسیار خنده دار در فوتبال, معتادين به كامپيوتر, تصاویری جالب و ديدني از المپیک حیوانات..., شباهت دادن یه آدم لوس به ماشین های مختلف, بچه جان مزاحم نشو چخه!, توهمات یک پسر که زیاد تو کف مانده, همسر مستربین, چگونه میتوان یک دانشجویی خوب با کمالات را ا&#, عکسهای کمدی طنز خنده دار از مشکلات امنیت اج&#, خراب کردن عکس دیگران, مرد عنکب


برچسب ها :


نوشته شده در 1388/12/25ساعت توسط ouyan6339 | نظر دهيد